به گزارش ایراف، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در ۲۳ مه ۲۰۲۶ در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» با اشاره به پیشرفتهای به دست آمده در تفاهمنامه صلح، علناً نام علی ذوادی را در فهرست مقامات ارشدی قرار داد که با آنها رایزنی مستقیم داشته است. همزمان با نهایی شدن این تفاهمنامه، رسانههای معتبر غربی فاش کردند که فرستاده ویژه دوحه نقشی حیاتی در احیای روند مذاکراتی ایفا کرده است که پیش از آن در پاکستان به بنبست رسیده بود.
کالبدشکافی سبک دیپلماسی دوحه در گزارشهای واشنگتنپست و پولیتیکو
علی ذوادی مظهر استراتژی دیپلماسی سایه و تکنوکراتیک قطر است؛ چهرهای آرام، عملگرا و گریزان از رسانهها که هیچ حساب رسمی در شبکههای اجتماعی ندارد، اما در حساسترین پروندههای موازنه منطقهای از غزه و لبنان تا ونزوئلا حضور داشته است. دیوید ایگنیشس، تحلیلگر ارشد روزنامه واشنگتنپست، با واکاوی سوابق ذوادی، او را «مرد مأموریتهای دشوار» دوحه نامید که کانالهای ارتباطی پنهان میان واشنگتن، تلآویو و حماس را در بحرانهای گذشته مدیریت کرده است.
تارنمای آمریکایی پولیتیکو نیز در فکتسنجی ابعاد نفوذ این دیپلمات قطری فاش کرد که در جریان تماس عذرخواهی بنیامین نتانیاهو با نخستوزیر قطر در اکتبر ۲۰۲۵ (پس از حمله به رهبران حماس در دوحه)، ذوادی به عنوان ناظر استراتژیک در کاخ سفید حضور داشت تا از انحراف خطوط تدوینشده توسط واشنگتن جلوگیری کند. روزنامه تلگراف بریتانیا نیز در تعبیری مشابه، او را «میانجی مرموزی» خواند که طرح ۲۰ مادهای صلح را در چندین مرحله از خطر شکست قطعی نجات داد.
پیشینه میانجیگری فرستاده قطر؛ از شورای اجرایی غزه تا ماراتن ۱۷ ساعته تهران
نقشآفرینی ذوادی در پرونده ایران و آمریکا، امتداد منطقی سوابق وی در ساختار شورای اجرایی نوار غزه در ژانویه گذشته و دیدارهای فشرده او با «ران درمر»، مشاور نزدیک نتانیاهو در مصر است. واشنگتنپست در گزارشی پیرامون لایههای پنهان تفاهم تهران-واشنگتن نوشت که جرد کوشنر و استیو ویتکاف با اتکا به درک استثنایی علی ذوادی از اقتضائات فرهنگی و راهبردی خاورمیانه، چارچوب توافق را پیش بردهاند؛ تا جایی که آخرین جلسه حضور وی در تهران برای نهاییسازی متن، ۱۷ ساعت به طول انجامید.
روزنامه نیویورکتایمز نیز با تایید این پیشینه یادآور شد که دوحه ابتدا به دلیل سایه سنگین حملات موشکی و تبادلات نظامی در منطقه، در پذیرش نقش میانجی احتیاط میکرد، اما پس از برقراری آتشبس، با اعزام دو مذاکرهکننده ارشد خود یعنی «علی ذوادی» و «حمد کبیسی»، ابتکار عمل را به دست گرفت. خبرگزاری رویترز به نقل از منابع دیپلماتیک در اسلامآباد تأکید کرد که بدون دخالت مستقیم و پیگیرانه کانال قطر، دستیابی به توافق پساانسدادِ پاکستان غیرممکن بود.
حواشی حقوقی فرعی و رویکرد ساختاری نظام به کانالهای میانجی
نام این دیپلمات قطری پیش از این در دو پرونده جنجالی ساندیتایمز (پیرامون میزبانی جام جهانی ۲۰۲۲) و دادستانی آمریکا (پرونده سناتور باب منندز) نیز مطرح شده بود، اما در هیچیک از این موارد اتهام رسمی علیه او اثبات نگردید. این ابهام تعمدی و ترجیح حضور در حاشیه، وزن استراتژیک او را در لایههای پنهان قدرت در دوحه افزایش داده است.
از منظر راهبردی جمهوری اسلامی ایران، تکیه کاراکترهای دیپلماتیک قطر به روابط شخصی و کانالهای پشتپرده به جای سازوکارهای رسمی و بوروکراتیک، کارآمدی خود را در مدیریت بحرانهای با ضریب حساسیت بالا نشان داده است. ارزیابی دپارتمانهای تحلیلی منطقه حاکی از آن است که حضور ذوادی در ماراتن دیپلماتیک تهران-واشنگتن، تاییدکننده دکترین تهران مبنی بر اولویت دادن به «بازیگران بومی و منطقهای» جهت مهار تنشهای فرامنطقهای است؛ رویکردی که نشان میدهد دوحه کماکان شریک قابلاعتماد نظام در باز کردن گرههای کور ژئوپلیتیک شبهقاره و خاورمیانه به شمار میرود.






