به گزارش ایراف، یحیی قانی، فعال جوان افغان در نشست نخستین «هفته صلحسازی سازمان ملل» در نیویورک اعلام کرد که شرایط زیست اجتماعی و مدنی نسل جوان در افغانستان بهطور کامل دگرگون شده و ساختارهای کنونی، امکان هرگونه مشارکت سازنده را از آنان سلب کرده است. این نشست بینالمللی با هدف بررسی چالشهای پیشروی نسل جوان و راههای تقویت نقش آنان در روندهای صلحسازی جهانی برگزار شد.
تغییر ماهیت چالشهای ساختاری از کمبود بودجه تا فشارهای امنیتی
کالبدشکافی اظهارات این فعال افغان نشان میدهد که موانع پیشروی جوانان در سالهای اخیر تغییر ماهیت داده است. در حالی که پیش از تسلط دوباره طالبان، چالشهای اصلی فعالان این حوزه به مواردی نظیر کمبود تجربه و عدم دسترسی به منابع مالی محدود میشد، امروز محدودیتهای سختگیرانه لایه تندرو حکومت سرپرست طالبان مانع اصلی هرگونه پویایی اجتماعی است.
بر اساس این گزارش، در دوران جمهوریت (پیش از سال ۲۰۲۱) تمرکز اصلی نهادهای بینالمللی بر ارتقای مشارکت زنان معطوف بود؛ اما در اتمسفر کنونی کابل و قندهار، دایره تضییقات چنان گسترش یافته که تمامی جوانان بدون استثنا تحت تأثیر قرار گرفتهاند و برای ابراز دیدگاههای خود با پیامدهای سنگین مواجه میشوند.
پیشینه تاریخی دکترین مذهبی طالبان در نظام آموزشی افغانستان
ریشه نگرانیها درباره قرار گرفتن پسران نوجوان در معرض افراطگرایی آموزشی، به دکترین سنتی و مدارس مذهبی طالبان بازمیگردد. از دهه ۱۹۹۰ میلادی، این جریان همواره تلاش کرده است تا نظام آموزش کلاسیک و آکادمیک را به نفع الگوی فکری خود دگرگون کند. تحولات اخیر و تغییر متون درسی در مدارس افغانستان تحت مدیریت طالبان، در بستر همین پیشینه تاریخی قابل تحلیل است.
این تحرکات همزمان با یورش نیروهای طالبان به دفاتر رسانههای مستقل و شیعی مانند شبکه تلویزیونی تمدن، نشاندهنده یک استراتژی منسجم برای یکدستسازی فرهنگی و عقیدتی در جامعه است. نهادهای ناظر بینالمللی پیش از این نیز هشدار داده بودند که حذف علوم مدرن و جایگزینی آن با رویکردهای افراطی، زمینهساز بازتولید بحرانهای امنیتی در شبهقاره خواهد شد.
همپوشانی چالشهای بینالمللی جوانان در مناطق بحرانی
در بخش دیگری از نشست سازمان ملل، نمایندگان جوان از سایر کشورهای جهان نیز به موانعی همچون بیاعتمادی به رهبری نسل جدید، محدود شدن فعالیتهای جامعه مدنی و نبود حمایتهای مالی کافی به عنوان چالشهای مشترک در روندهای صلحسازی اشاره کردند.
با این وجود، تحلیلگران دپارتمان شبهقاره معتقدند تفاوت بنیادین وضعیت افغانستان با سایر مناطق، در «حاکمیتی بودن محدودیتها» است. در حالی که در بسیاری از کشورها موانع جنبه ساختاری یا اقتصادی دارند، در افغانستان تحت کنترل طالبان، انسداد فضای مدنی به یک رویه اداری و مأموریت حاکمیتی تبدیل شده است؛ امری که سرریز ناامنیهای اجتماعی آن در بلندمدت، پتانسیلهای توسعهای همسایگان را نیز با چالش مواجه خواهد کرد.





