به گزارش ایراف، فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سفیر پیشین ایران در افغانستان با اشاره به تحولات میدانی در منطقه افزود: حضور آمریکا و رژیم صهیونیستی در آبراههای راهبردی، بهویژه در خلیجفارس و دریای عمان، نهتنها موجب افزایش ثبات آنها نشد، بلکه به تشدید تنشها و برهمخوردن معادلات آنها انجامید.
به گفته مالکی، در صورت تداوم درگیریها، دامنه جنگ میتواند گسترش یافته و ابعاد منطقهای گستردهتری پیدا کند. وی به اظهارات رهبر شهید کشور اشاره کرد و خاطرنشان ساخت که این جنگ میتواند به درگیریهای بینالمللی تبدیل شود.
واشنگتن ابتکار عمل را از دست داده است
او همچنین با اشاره به تغییر موازنه میدانی تصریح کرد: ابتکار عمل در تحولات اخیر، از کنترل واشنگتن خارج شده و در اختیار ایران قرار گرفته است؛ موضوعی که نشانههای آن در تحولات سیاسی و نظامی قابل مشاهده است. این تغییر نقش بهروشنی نشاندهنده افزایش نفوذ ایران در عرصههای منطقهای و بینالمللی محسوب میشود.
تنگه هرمز و پیامدهای اقتصادی جنگ
مالکی با تأکید بر اهمیت راهبردی تنگه هرمز گفت: هرگونه تشدید تنش در این منطقه میتواند اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد و پیامدهای آن فراتر از یک درگیری محدود خواهد بود. وی مسئولیت این وضعیت را متوجه سیاستهای آمریکا و همراهی آن با رژیم صهیونیستی دانست و تصریح کرد که منافع اقتصادی و منطقه خلیجفارس به شدت تحت تأثیر تحولات جهانی و درگیریها قرار دارد.
مرزهای شرقی؛ امنیت پایدار با وجود تنشهای منطقهای
این عضو کمیسیون امنیت ملی در ادامه به تحولات مرزهای شرقی اشاره کرد و گفت: با وجود برخی تحرکات و ناامنیهای محدود در مناطق مرزی میان پاکستان و افغانستان، تاکنون تهدید معناداری متوجه مرزهای ایران نشده است. مالکی افزود: «تلاشهایی برای ایجاد ناامنی در این منطقه وجود داشته، اما هوشیاری نیروهای مرزبانی و همکاریهای منطقهای مانع از گسترش این تهدیدات شده است».
به گفته وی، همکاری کشورهای همسایه بهویژه پاکستان در جلوگیری از اختلالات مرزی مؤثر بوده و به ثبات امنیتی کمک شایانی کرده است.
پایگاه بگرام؛ اهمیت ژئوپلیتیکی و محاسبات نظامی
سفیر سابق ایران در افغانستان در بخش دیگری از سخنان خود به اهمیت پایگاه بگرام اشاره کرد و گفت: این پایگاه به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص، از منظر دسترسی به ایران، روسیه و چین اهمیت راهبردی دارد. با این حال، وی تأکید کرد آمریکا قصد تصاحب بگرام را داشت، چون در صورت در اختیار داشتن این پایگاه، دسترسیهایی به آنها میداد، اما حتی در صورت در اختیار داشتن زیرساختهای نظامی آمریکا در منطقه، آنها در تیررس قرار داشته و با محدودیتهای جدی مواجه شده بودند.
رویکرد طالبان و افکار عمومی منطقه
این نماینده مجلس شورای اسلامی درباره مواضع طالبان نیز اظهار داشت: شواهد نشان میدهد که حاکمان افغانستان تاکنون اقدامی برخلاف منافع ایران انجام ندادهاند و در مواردی نیز حملات علیه جمهوری اسلامی ایران را محکوم کردهاند. مالکی این موضوع را نشانهای از نزدیکی روابط میان حکومت طالبان در افغانستان و جمهوری اسلامی ایران تفسیر کرد.
وی همچنین به افکار عمومی در منطقه اشاره کرد و گفت: واکنشهای مردمی در کشورهای مختلف، از جمله افغانستان و پاکستان، نشاندهنده مخالفت گسترده با سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی است. بهزعم مالکی، این افکار عمومی میتواند در تحولات آینده بهعنوان یک عامل مؤثر در سیاستهای منطقهای و بینالمللی تأثیرگذار باشد.
سیاستهای واشنگتن و افزایش انزوای آمریکا
مالکی در ادامه، سیاستهای دونالد ترامپ را عامل بیثباتی در معادلات جهانی دانست و افزود: رویکردهای جنگطلبانه، نهتنها بر اقتصاد و سیاست جهانی تأثیر گذاشته، بلکه موجب افزایش فاصله میان آمریکا و حتی متحدان سنتی آن شده است. به گفته او، این وضعیت به انزوای بیشتر آمریکا منجر خواهد شد و همچنان در زمینه چالشهای اقتصادی و سیاسی آسیبپذیریهای جدی برای این کشور به دنبال خواهد داشت.
مدیریت داخلی در شرایط جنگی
وی با تأکید بر ضرورت انسجام داخلی تصریح کرد: دولت باید در کنار مدیریت شرایط امنیتی، توجه ویژهای به معیشت مردم داشته باشد. به گفته او، اجرای سیاستهای حمایتی، تسهیل در حوزه تجارت و ارائه امتیازات اقتصادی در شرایط جنگی میتواند به حفظ ثبات اجتماعی کمک کند. مالکی بر لزوم همکاری و همافزایی درونساختاری تأکید کرد تا در شرایط بحرانی به رشد و شکوفایی اقتصادی دست یابیم.
مالکی با جمعبندی دیدگاههای خود تأکید کرد: تحولات جاری، علاوه بر ابعاد نظامی، دارای پیامدهای گسترده اقتصادی و سیاسی در سطح منطقه و جهان است و مدیریت هوشمندانه این شرایط، نیازمند همزمانی قدرت میدانی و تدبیر داخلی خواهد بود. به باور وی، این امر میتواند به تأمین منافع ملی کشور و اقدامات مؤثر در راستای حفظ امنیت و ثبات ملی کمک کند.
گفتنی است که به باور کارشناسان، حضور عوامل خارجی و مداخلههای نظامی در نقاط حساس، از جمله در افغانستان و مرزهای شرقی، خطر گسترش درگیریها را افزایش میدهد. این شرایط نهتنها به چالشهای امنیتی در درون مرزها منجر شده، بلکه تأثیرات مستقیم بر اقتصاد و ثبات سیاسی کشورها نیز دارد. بهکارگیری دیپلماسی و راهبردهای عملیاتی برای کاهش تنشها و ایجاد همکاریهای منطقهای، بهویژه در مواجهه با تهدیدات مشترک، باید در اولویت سیاستهای کلان کشورها قرار گیرد. این تحولات و چالشها نیازمند توجه و مدیریت هوشمندانهای هستند که میتوانند به ایجاد ثبات و امنیت پایدار در منطقه کمک کنند و منافع ملی کشورها را در برابر تهدیدات احتمالی تضمین نمایند.
بیشتر بخوانید:
از «سایه امنیت آمریکایی» تا «واقعیت هزینه جنگ» | چرا موازنه خلیج فارس دیگر مثل قبل نخواهد بود؟
توهم پيروزی | رسانههای منطقهای و بینالمللی درباره جنگ ایران چه میگویند؟









