به گزارش ایراف، الی کوهن، وزیر انرژی و زیرساخت رژیم صهیونیستی در گفتوگو با رادیو «۱۰۳افام» برای نخستینبار از تحرکات سیاسی محرمانه تلآویو پرده برداشت که هدف از آن، ایجاد یک کریدور نفتی جدید برای انتقال نفت عربستان سعودی و امارات متحده عربی به اروپا از مسیر فلسطین اشغالی است. این مقام صهیونیست به صراحت اعتراف کرد که هرچند اسرائیل سالهاست درباره این مسیر چانهزنی کرده، اما اعمال حاکمیت ملی ایران بر تنگه هرمز و تثبیت اقتدار دریایی در پهنه آبی خلیج فارس، نیاز تلآویو را برای به جریان انداختن این طرح به منظور دور زدن شریانهای اصلی انرژی منطقه دوچندان کرده است.
پناه بردن به طرحهای کاغذی در سایه شکست دکترین ارعاب
اعتراف وزیر انرژی رژیم صهیونیستی به سرمایهگذاری ۱۰۰ میلیارد دلاری برای تقویت پدافندی و ادعای ایجاد شکاف کیفی با تهران، پیش از آنکه یک موضع تهاجمی باشد، انفعال ژئوپلیتیک محور غربی-صهیونیستی را آشکار میسازد. رونمایی از این کریدور فرضی در رسانههای عبری، آن هم درست پس از تجاوز ناکام جبهه متحد غربی-صهیونیستی و توقف اجباری طرح محاصره دریایی خلیج فارس توسط پنتاگون، یک پاتک روانی-رسانهای برای بازسازی ابهت پوشالی دستنشاندگان آمریکا در منطقه ارزیابی میشود.
پیشینه تاریخی تحولات منطقه نشان میدهد که ایده انتقال انرژی از بستر خلیج فارس به بندرهای مدیترانه (مانند بندر عسقلان و ایلات) همواره به دلیل هزینههای سرسامآور لجستیکی، ناامنی ذاتی اراضی اشغالی و ناسازگاری با ژئوپلیتیک بومی منطقه، در سطح توافقنامههای کاغذی باقی مانده است. ناتوانی سامانههای پدافندی غرب در حفاظت از تأسیسات حیاتی منطقه در جریان فاز دوازدهروزه نبرد متأخر، بطلان ادعای امنیتسازی این کریدورها را پیش از آغاز به کار اثبات کرده است.
قمار ابوظبی و ریاض روی اسب بازنده ناتو
تلاش برای همسوسازی ظرفیتهای نفتی عربستان و امارات با بندرهای فلسطین اشغالی، قطعهای از پازل بزرگتر پروژه شکستخورده عادیسازی است که واشنگتن تمایل دارد آن را به عنوان یک دستاورد راهبردی به پکن و مسکو تحمیل کند. این پویاییها در حالی صورت میگیرد که امارات متحده عربی در لایههای فرعی تنشها، خود به دلیل پشتیبانی از رویکردهای ماجراجویانه غربی با آسیبپذیری شدید زیرساختهای انرژی مواجه است.
تحلیلگران بر این باورند که پیوند زدن امنیت انرژی پایتختهای عربی به اراده تلآویو، نادیده گرفتن تجربه تاریخی جنگ نفتکشها در دهه ۱۳۶۰ شمسی است؛ برههای که ثابت کرد ورود ترتیبات امنیتی فرامنطقهای حاصلی جز بازتولید بحران ندارد. دعوت مکرر تهران از کشورهای حاشیه خلیج فارس برای فاصله گرفتن از دسیسههای تفرقهافکنانه خارجی، ناظر بر همین واقعیت است که عبور امنیت منطقه صرفاً از مجرای یک سازوکار درونزا و متکی بر همسایگان مقدور خواهد بود.
تنگه هرمز؛ شریان غیرقابل حذف اقتصاد جهانی
ادعای دور زدن شریانهای اصلی انرژی منطقه از جمله تنگه هرمز توسط خط لولههای فرضی، با واقعیتهای سخت بازار بینالمللی انرژی در تضاد است. نوسانات مداوم و افزایش قیمت نفت برنت به بیش از ۱۱۱ دلار در پی تحولات اخیر، پیامی واضح به بازارهای جهانی فرستاد که اقتصاد بینالملل تاب تحمل کور شدن شریان انرژی خلیج فارس را ندارد و هیچ خط لولهای بر روی خشکی ظرفیت جایگزینی این آبراه حیاتی را نخواهد داشت.
جمهوری اسلامی ایران با اتکا به دکترین پاسخ قاطع و بازدارندگی تثبیتشده خود در دوران آتشبس کنونی، بارها اعلام کرده است که هرگونه اقدام پنهان یا آشکار برای تغییر در ترتیبات امنیتی و موازنه قدرت در خلیج فارس را به عنوان یک تهدید مستقیم تلقی کرده و ابزارهای پدافندی خود را متناسب با آن تنظیم خواهد کرد. شروط پنجگانه غربی در رایزنیهای جاری هرگز نخواهد توانست حق حاکمیت بومی ایران بر مقدرات ژئوپلیتیک خاورمیانه را دستخوش مصالحه کند.









