پایگاه خبری‑تحلیلی ایراف در گفتوگو با دکتر مهدی عزیزی دستگردی، دکتری مطالعات ترجمه، روزنامهنگار، مترجم و کارشناس بینالملل به بررسی ابعاد گسترده بازتاب مراسم تشییع رهبر شهید ایران در رسانههای غربی، پیامهای ژئوپلیتیکی این رویداد، نقش نشانهشناسی قرآنی در موازنه جدید قدرت منطقه، و رویکرد راهبردی تهران در قبال افغانستان پرداخته است. مشروح این مصاحبه در ادامه میآید.
بازتاب مراسم تشییع رهبر شهید ایران در رسانههای غربی چگونه بود؟
رسانههای جریان اصلی غربی، بهویژه کارتلهای بزرگ خبری مانند «نیویورک تایمز» با بیش از ۵۰ میلیون مخاطب و «گاردین» با بالغ بر ۲۵۰ میلیون مخاطب، از همان ابتدا با جهتدهی و اتخاذ یک منطق سوگیرانه صهیونیستی-آمریکایی به پوشش رویداد پرداختند. خط خبری این رسانهها که همواره با جریانهای اپوزیسیون همسو بوده است، تلاش میکرد با شایعهپراکنی و القای حس ناامنی، از اعتبار، عظمت و اهمیت استراتژیک این مراسم مردمی بکاهد تا افکار عمومی و بهویژه پایتختهای عربی را تحت تأثیر قرار دهد؛ اما خروش بیسابقهٔ جامعهٔ ایران در میدان، این پیوست رسانهای را خنثی کرد.
آیا این رویداد پیامی از قدرت ایران به جهان مخابره کرد؟
بله؛ این مراسم فراتر از ابعاد عاطفی، یک نمایش اقتدار عملی، ساختاری و ملی بود. در شرایطی که دستگاههای تبلیغاتی غرب تصویری از یک ایران منزوی و فلجشده را ترسیم میکردند، حضور یکپارچهٔ ارکان نظام، وزرا، معاونین و هیئتهای بلندپایهٔ بینالمللی از جمله فدراسیون روسیه در تهران، پیامی صریح و مقتدرانه به مراکز تصمیمگیری سیاست خارجی در غرب مخابره کرد که دال بر پایداری کامل حاکمیت ایران است.
چرا بسیاری از رسانهها این مراسم را تاریخی و بیسابقه توصیف کردهاند؟
بُعد تاریخی این رویداد در پیوند عمیق آن با جغرافیای مقاومت و مکتب عاشورا نهفته است. زنجیرهٔ تشییع پیکر مطهر رهبر شهید در شهرهای ایران و سپس انتقال آن به عتبات عالیات (نجف و کربلا)، نماد عینی عمق استراتژیک و نفوذ مذهبی-سیاسی ایران است. مجاهدتهای شهید بزرگوار انقلاب در خارج از مرزها و نقش محوری ایشان در شکست توطئهٔ داعش در منطقه، این مراسم را به یک نقطهٔ عطف تاریخی در پهنهٔ جهان اسلام تبدیل کرد.
بزرگترین گردهمایی تاریخ ایران بدون هیچ حادثهای برگزار شد؛ این به چه معناست؟
برگزاری این حماسهٔ میلیونی با حضور دهها هیئت خارجی در بالاترین سطح امنیتی، نشاندهندهٔ اشراف و اقتدار بینقص نهادهای نظامی، انتظامی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران است. دشمنان نظام تلاش داشتند با ایجاد حوادث کور و القای ناامنی، ایران را بیثبات جلوه دهند؛ اما پدافند هوشمند و مدیریت دقیق میدانی، ثبات پایدار ساختار امنیتی کشور را به رخ جهانیان کشید.
آیا حضور هیأتهای شرکتکننده از دهها کشور، قدرت منطقهای ایران را بیش از پیش تثبیت کرد؟
قطعاً. این حضور دیپلماتیک، شکست قطعی دکترین «انزوای پلاس» واشنگتن را به اثبات رساند. کاخ سفید تلاش گستردهای انجام داد تا با اعمال فشار بر پایتختها، سطح مشارکت را تقلیل دهد یا مانع سفر هیئتها شود؛ اما پویایی دیپلماسی تهران سبب شد تا حتی کشورهایی که اختلافات سیاسی با ایران داشتند نیز به این دعوت پاسخ مثبت دهند و این یعنی هژمونی آمریکا قادر به انسداد روابط خارجی ایران نیست.
برخی رسانهها دربارهٔ معنا و پیام آیات قرآنی که در حضور هیأتها قرائت شد، تحلیل کردهاند؛ نظر شما چیست؟
انتخاب این آیات کاملاً هدفمند، منحصربهفرد و حامل پیامهای دقیق ژئوپلیتیک به نظام بینالملل بود. در جریان آیینها، به طور ویژهای بر آیاتی با محوریت استقامت و پاداش الهی مجاهدان تأکید شد؛ از جمله تلاوت آیهٔ ۳۰ سورهٔ فصلت:
«إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ»
«بهیقین کسانی که گفتند: پروردگار ما خداست، سپس ایستادگی کردند، فرشتگان بر آنان فرود میآیند [و میگویند:] هراس مدارید و اندوهگین نباشید و بشارت باد شما را به آن بهشتی که وعده داده میشدید.»
همچنین در فرازهایی دیگر، آیهٔ ۱۶۹ سورهٔ آلعمران طنینانداز شد:
«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»
«و هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شدهاند، مرده مپندار، بلکه زندهاند و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند.»
مفهوم «مقاومت» در دکترین ایران صرفاً یک گزارهٔ نظامی-امنیتی نیست، بلکه مفهومی چندبعدی، مبتنی بر استمرار، صبر و استقامت ایمانمدارانه است. قرائت این آیات در مقابل هیئتهای بینالمللی تبیین این واقعیت بود که ملت و دولت ایران با هوشیاری کامل، بر اساس اصول و منافع ملی خود تصمیم میگیرند و هرگز در برابر فرامین و فشارهای تحمیلی غرب تسلیم نخواهند شد. این نشانهشناسی قرآنی به وضوح به پایتختهای جهان مخابره کرد که شهادت رهبران، نهتنها خط پایان نیست، بلکه استمرار استوارتر این مسیر ژئوپلیتیک را تضمین میکند.
مسئلهٔ هشدارهای آمریکا به برخی کشورها برای عدم شرکت در مراسم وداع با پیکر رهبر شهید انقلاب چقدر جدی بود؟
فشارها و کدهای دستوری واشنگتن به پایتختهای اقماریاش یک واقعیت فکتمحور است؛ آمریکا تلاش کرد با ابزار ارعاب، برخی کشورها را مجبور به اعزام هیئتهایی در سطح پایینتر کند. اما شکست این پروژه در مصلی تهران آشکار شد، جایی که ارادهٔ سیاسی کشورها بر دیکتاتوری کاخ سفید غلبه کرد.
عدم دعوت از برخی کشورهای متخاصم و سطح مشارکت دیگران، معادلات آینده را چگونه رقم میزند؟
تصمیم تهران در عدم دعوت از برخی کشورهای متخاصم که دستی در آتش تجاوزات داشتند، نشاندهندهٔ مرزبندی استراتژیک و جدید ایران در منطقه است. سطح مشارکت پایینتر برخی پایتختها مانند هند یا غیبت چند کشور عربی، خطوط توازن قوا در نظم جدید خاورمیانه را آشکارتر میسازد. موازنهٔ آینده بر مبنای پایبندی به حسن همجواری و فاصله گرفتن از پروژههای امنیتی آمریکا شکل خواهد گرفت.
حضور همزمان هیأت بلندپایهٔ طالبان و مخالفان آنها در مراسم وداع به چه معناست و رویکرد ایران در معادلات افغانستان را چگونه بازگو میکند؟
نگاه جمهوری اسلامی ایران به افغانستان، نگاهی فراتر از گروهها، اشخاص و جریانهای خاص سیاسی است و بر پایهٔ وحدت جغرافیایی، فراگیری (شمولیت) و همگرایی اسلامی استوار است.
حضور همزمان کابل و جریانهای مخالف در مصلای تهران، نشاندهندهٔ جایگاه محوری ایران به عنوان «حکمرانی ستون ثبات» در منطقه است و پیامهای زیر را بازگو میکند:
– رد دخالت و تأکید بر ثبات کلان: ایران هیچگاه به دنبال دخالت در امور داخلی همسایگان نبوده و امنیت کل جغرافیای افغانستان را امنیت خود میداند.
– تشویق به گفتمان فراگیر: تهران با این میزبانی نشان داد که راهکار حل مسئلهٔ افغانستان، نه حذف جریانها، بلکه ایجاد یک گفتمان فراگیر و اسلامی است که بتواند همهٔ آحاد مردم افغانستان را در بر گیرد تا در برابر چالشهای پیش رو ایستادگی کنند.




