تأکید بر تقویت روابط با این کشورها از یکسو نشاندهندهٔ نگاه تمدنی، فرهنگی و دیپلماتیک و از سوی دیگر نشاندهندهٔ نگاه امنیتمحور جمهوری اسلامی ایران به شرق است؛ نگاهی که فراتر از مؤلفههای سیاسی و مقطعی است و بر پایهٔ مؤلفههای مشترک فرهنگی، دینی و تاریخی طراحی شده است و اهمیت این پهنهٔ جغرافیایی را در نگاه راهبردی کشور آشکارتر میکند.
این رویکرد شرقی نه فقط یک ترجیح مقطعی، بلکه ادامهٔ منطقیِ نگاه کلان جمهوری اسلامی ایران در چند سال اخیر است. نگاهی که بر پایهٔ مؤلفههایی مانند پیوستگیهای تمدنی، اشتراکات دینی، تاریخ تعاملات مردمی، زبان و قومیت مشترک، عناصر هویتی مشترک و نیز ضرورتهای امنیتی شکل گرفته است. نکتهٔ مهم نهفته در این پیام، دالّی بر نظم جدید جهانی و شکلگیری نظم نوین منطقه و جهان و در مقابل فروپاشی نظم هژمونی غربمحور است.
تحلیل و تبیین موارد گفتهشده در پیام نوروزی رهبر انقلاب، هم در بُعد محتوایی (تبیین اهمیت روابط) و هم در بُعد کارکردی (نسخهٔ عملی برای دستگاه سیاست خارجی) واجد اهمیت است.
متن بخش پایانی پیام رهبر انقلاب
…رابعاً و آخراً آنچه بنده در بیانیهٔ اوّلین در مورد دیدگاه و سیاست نظام در باب مراوده با کشورهای همسایه ذکر کردهام، امری جدی و واقعی است. ما جدای از عنصر همسایگی، عناصر معنوی دیگری که در صدر همه اشتراک در تدین به دین مبین اسلام است و همچنین وجود مشاهد مشرّفه و اماکن مقدّسه در بعضی از آنها و حضور ایرانیان زیادی به عنوان ساکن و شاغل در بعضی دیگر و قومیت مشترک یا همزبانی یا منافع راهبردی مشترک به خصوص در مقابل جبههٔ استکبار در بعضی دیگر که هر یک به تنهایی در جای خود میتواند تحکیمکنندهٔ روابط حسنه باشد را سراغ داریم. از جمله همسایگان شرقی خود را خیلی به خود نزدیک میدانیم.
بنده از دیرباز در مورد پاکستان میدانستم که کشوری است که مورد علاقهٔ خاص رهبر شهیدمان بود که نمونهاش در بغض گلوی ایشان در خطبههای نماز به خاطر سیل ویرانگری که جان مردم همکیش ما را در آنجا تهدید میکرد ظاهر شد. و بنده هم به دلائل مختلف همیشه همینطور فکر میکردم و از ابراز آن در جلسات مختلف خودداری نمیکردم.
در همینجا میخواهم تقاضا کنم که دو کشور برادرمان یعنی افغانستان و پاکستان باید برای رضای الهی و عدم شَقّ عصای مسلمین هم که شده روابط بهتری با هم برقرار سازند و بنده به سهم خود حاضر به اقدامات لازمه هستم. همچنین متذکّر میشوم حملاتی که در ترکیه و عمان که هر دو با ما روابط مناسبی دارند، علیه بعضی از نقاط این کشورها صورت گرفته به هیچ وجه از سوی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و سایر نیروهای جبههٔ مقاومت نبوده است. این حیلهای است که دشمن صهیونی با استفاده از ترفند پرچم دروغین برای ایجاد تفرقه بین جمهوری اسلامی و همسایگانش صورت میدهد و ممکن است در بعضی کشورهای دیگر هم اتفاق بیفتد. بقیهٔ مطالب مربوط به این بخش را قبلاً ذکر کردهام.
تحلیل ابعاد امنیتی و فرهنگی بخش چهارم پیام رهبر انقلاب
۱. اهمیت راهبردی همسایگان شرقی
در متن منتشرشده از رهبر معظم جمهوری اسلامی به مناسبت نوروز، ایشان بر روابط با همسایگان شرقی تمرکزی مضاعف دارند. این انتخاب میتواند دو دلیل مهم داشته باشد: یکی آنکه اهمیت امنیت شرقی ایران مد نظر است، زیرا تحولات دو کشور افغانستان و پاکستان بر امنیت ملی ایران تأثیری مستقیم دارد.
وجود ناامنی، گروههای مسلح غیردولتی و تحرکات مرزی موجب میشود هر گونه جنگ و ناآرامی در این دو کشور واجد پیامدهایی برای شرق ایران باشد. از این رو پیام نوروزی به گونهای بیانگر هشدار به دستگاه دیپلماسی است تا در مدیریت روابط با شرق فعالتر و پیشدستانهتر عمل کنند. دلیل دوم آنکه ابعاد انسانی و فرهنگی بحران جاری در این پیام نهفته است؛ جنگ و درگیری میان کشورهای دیگر در هر سوی مرزهای ایران مانند مرزهای شرقی افزون بر خسارت انسانی، به شکلی هدفمند میتواند دستاویزی برای معاندان در مسیر بیثباتسازی ایران تفسیر شود. اشاره به حوادث و رخدادهای مسیر پاکستان و افغانستان یادآور این نکته است که ناامنی در شرق محتملاً بخشی از سیاستهای کلان قدرتهای مداخلهگر برای تضعیف کانون ثبات ایران در منطقه است.
۲. خنثیسازی پروژههای تفرقهافکنانه
در بخش دیگری از پیام، رهبر انقلاب نسبت به اقدامات خرابکارانهای هشدار میدهند که توسط مداخلهگران به نام جمهوری اسلامی یا جبههٔ مقاومت در کشورهای دوست انجام میشود. این هشدار میتواند نوعی راهبرد بازدارنده و اعتمادساز دیپلماتیک تلقی شود، چرا که با شفافسازی موضع رسمی ایران نسبت به چنین اقداماتی، زمینه برای سوءاستفادهٔ رسانهای یا تحریک دیپلماتیک دشمنان کاهش مییابد. به ویژه در شرایطی که برخی قدرتهای خارجی میکوشند با بهرهگیری از پروژههای پرچم دروغین میان ایران و همسایگانش شکاف ایجاد کنند، این بخش از پیام، خنثیسازی جنگ روانی و اطلاعاتی علیه ایران به شمار میرود.
۳. بازتعریف نقش دیپلماسی فرهنگی در نظم جدید منطقه
دیپلماسی فرهنگی یکی از مؤثرترین شیوههای ایجاد همگرایی پایدار میان کشورهایی است که اشتراکات عمیق هویتی، تمدنی، قومیتی، مذهبی و زبانی دارند. این نوع دیپلماسی برخلاف دیپلماسی سختافزارمحور که بر امنیت، اقتصاد یا معاهدات رسمی متکی است، بر سرمایههای نرم تکیه دارد؛ یعنی عناصر انسانی و معنایی که در بلندمدت روابط میان ملتها را مستحکمتر از روابط صرفاً سیاسی میکند. در پیام نوروزی رهبر انقلاب مجموعهای از شاخصهای تمدنی و فرهنگی برجسته میشود که هرکدام در چارچوب نظریههای «قدرت نرم» و «هویت مشترک» در علوم سیاسی معنا پیدا میکند. مهمترین این شاخصها عبارتند از:
· اشتراکات دینی که یکی از مهمترین بنیانهای همگرایی فرهنگی در منطقه محسوب میشود و میتواند بستر همکاریهای آرام، کمهزینه و مردممحور را فراهم کند.
· وجود اماکن مقدس و مشاهد مشرّفه که این مؤلفه از منظر جامعهشناسی سیاسی یک پل احساسی میان جوامع ایجاد میکند و شکلی از گردشگری مذهبی و ارتباطات فرهنگی را توسعه میدهد.
· حضور ایرانیان در کشورهای همسایه، این عنصر نیز نظریهٔ دیپلماسی دیاسپورا را به عنوان یک سرمایهٔ راهبردی بیان میکند، زیرا اجتماعات ایرانیان در کشورهای منطقه میتواند بیش از گذشته پیوندهای فرهنگی و اقتصادی پایدار ایجاد نماید.
· قومیت و همزبانی، همپوشانی زبانی و قومی در مرزهای شرقی ابزاری مؤثر برای کاهش سوءبرداشتها و تنش و تسهیل تجارت و توسعهٔ ارتباطات مردمی است.
· اشتراکات تاریخی تمدنی نیز یکی دیگر از مهمترین شاخصهای مطرحشده در پیام نوروزی رهبر انقلاب بود که وقتی دو ملت پیشینهٔ تعاملات دیرینه دارند، امکان شکلگیری تعاملات بلندمدتتر و مستحکمتر بسیار بیشتر است.
برآیند این شاخصها و عناصر مطرحشده نشان میدهد که پیام نوروزی تلاش دارد دیپلماسی فرهنگی را از سطح توصیههای اخلاقی به سطح ابزار فعال سیاست خارجی ارتقا دهد.
در شرایطی که محیط منطقهای دچار تنش و رقابت و بحران امنیتی است، تأکید بر عناصر فرهنگی میتواند نقش تثبیتکننده داشته باشد و مانع از تبدیل اختلافات مقطعی به شکافهای راهبردی گردد. به عبارت دیگر این پیام نوعی توجه ویژه به ظرفیتهای هویتی و فرهنگی به عنوان مکمل دیپلماسی رسمی است؛ رویکردی که در نظریات جدید روابط بینالملل به عنوان دیپلماسی چندلایه، پارادیپلماسی و … معرفی میشود.
۴. نقشهٔ راه برای سیاست خارجی و نهادهای کشور
پیام نوروزی رهبر انقلاب اسلامی از منظر ساختاری چیزی فراتر از یک پیام عمومی است و میتوان از آن جهتگیری کلان و خطمشی عملیاتی برای دستگاه سیاست خارجی و سایر نهادهای مرتبط استخراج کرد. در این بخش چند نکتهٔ مهم قابل بررسی است.
نکتهٔ اول؛ تعریف حوزهٔ عمل: دیپلماسی فعال در شرق
این پیام به طور ضمنی شرق را به عنوان یکی از اولویتهای سیاست خارجی تعریف میکند. در چارچوب سیاستگذاری شاید بتوان گفت که بدین معناست که دستگاه دیپلماسی میبایست تحرک بیشتری در برقراری ارتباط، مذاکرات دوجانبه و مدیریت روابط داشته باشد. نهادهای اقتصادی، فرهنگی و امنیتی نیز باید همسو با سیاست همسایگی حرکت کنند. همچنین ارتباط با جامعهٔ نخبگان، علما، قبایل و گروههای مردمی نیز در کشورهای شرقی حائز اهمیت است تا تنها مسیر دیپلماسی دولتبهدولت و رسمی نباشد. این نگاه با مدلهای نوین دیپلماسی مانند دیپلماسی شبکهای و پارادیپلماسی همخوانی دارد.
نکتهٔ دوم؛ اولویتگذاری امنیتی در سیاست همسایگی
مرزهای شرقی ایران دارای حساسیت امنیتی بالایی هستند؛ به همین دلیل هرگونه تنش یا ناپایداری در آن منطقه میتواند پیامدهای چندلایه برای ایران داشته باشد. در این پیام نوروزی عملاً تأکید میشود که سیاست خارجی باید تهدیدشناسی دقیقتری نسبت به تحرکات خشونتآمیز یا ناامنی در محیط پیرامونی داشته باشد و در برابر پروژههای ناامنسازی منطقهای از سوی مداخلهگران، دستگاههای مربوطهٔ کشور باید پیشدستانه، هماهنگ و فعال عمل نمایند و مانع از پیشروی و به سرانجام رسیدن آنها شوند.
نکتهٔ سوم؛ تقویت سازوکار «اعتمادسازی منطقهای»
یکی از مهمترین نکات پیام نوروزی اشاره به سوءاستفادهٔ بازیگران خارجی از اقداماتی با ماهیت پرچم دروغین است. در تحلیل این موضوع، به معنای ضرورتِ افزایش شفافیت ارتباطی میان ایران و کشورهای منطقه، تقویت دیپلماسی رسانهای برای جلوگیری از شکلگیری سوءبرداشت، استفاده از کانالهای ارتباطی مستمر برای گزارشدهی و راستیآزمایی و تبادل اطلاعات، و توسعهٔ مکانیزم هشدار زودهنگام برای جلوگیری از بحرانسازی ناگهانی قابل تأمل است. چنین رویکردی در ادبیات روابط بینالملل تحت عنوان گاردریلهای دیپلماتیک (سازوکاری برای جلوگیری از لغزش ناخواستهٔ روابط کشورها به سمت تنش) نامیده میشود.
نکتهٔ آخر اینکه پیام نوروزی مانند یک سند هماهنگکننده پیام دارد که تنها وزارت خارجه مخاطب آن نیست، بلکه مجموعهای از نهادهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، مرزی و حتی مردمی باید در این چارچوب حرکت کنند.
جمعبندی
پیام نوروزی رهبر انقلاب اسلامی در قسمت نهایی با تمرکز بر همسایگان شرقی، در واقع بر سه محور اساسی تأکید دارد: امنیت پایدار، همگرایی فرهنگی و نقش فعال دیپلماسی با تکیه بر اشتراکات موجود.
این پیام ضمن هشدار به تحرکات دشمنان برای ایجاد تفرقه در منطقه، در عرصهٔ خارجی کمرنگ شدن نظم غربی و شکلگیری نظم جدید در منطقه و جهان را آشکارتر نموده است و در عرصهٔ داخلی دولت و دستگاه سیاست خارجی را به دیپلماسی فعال، فرهنگی و روشهای نوین مانند دیپلماسی شبکهای و پارادیپلماسی در کنار دیپلماسی رسمی فرا میخواند. در نتیجه میتوان گفت جهتگیری کلان سیاست خارجی در سال پیشرو بر محور همسایگی هوشمندانه و همگرایی تمدنی تأکید دارد.
بیشتر بخوانید:
خطر حذف زبان فارسی از معادلات قدرت؛ نوروز محور همبستگی ملتهای منطقه است
سیدابوطالب مظفری: نوروز نماد تمدن بزرگ خراسان و زبان فارسی بنمایه هستی ما است
منشور تمدنی در جغرافیای نوروز؛ واکاوی ژئوپلیتیک فرهنگی و استراتژی صیانت از میراث فارسی









