سیدابوطالب مظفری، شاعر و پژوهشگر مهاجر افغانستانی در گفتوگوی اختصاصی با ایراف اظهار کرد: در افغانستان و خراسان قدیم، نوروز یک عید باستانی تلقی میشود. آنچه در تاریخ دربارهٔ نوروز میخوانیم، حاکی از آن است که این عید یک عید بومی است و نه یک سنت وارداتی.
نوروز؛ جشنی تاریخی و تمدنی
مظفری با اشاره به متون گذشتگان خراسان بزرگ گفت: چه در کتابهای ابوریحان بیرونی، چه در شاهنامه و همچنین سایر کتابهای تاریخی دربارهٔ نوروز سخن گفته شده است. این نشان میدهد که جشن نوروز از دیرباز در این جغرافیا رواج داشته است.
وی افزود: عمر خیام در کتاب خود به تفصیل دربارهٔ نوروز سخن گفته و همچنین فردوسی بزرگ در شاهنامهٔ خود این عید را به دوران جمشید نسبت داده و دربارهٔ آن سخن گفته است.
این پژوهشگر افغانستانی تصریح کرد: در قصهها و افسانههای بومی هم دربارهٔ نوروز بسیار سخن گفته شده است. آماده شدن برای آمدن بهار، تمیز کردن خانه و کاشانه و همچنین خرید لباسهای نو، همگی جزئی از سنتهایی است که ریشه در افسانههای کهن دارد.
وی با بیان اینکه نوروز در افغانستان نسبت به دیگر کشورهای حوزهٔ تمدنی خراسان باشکوهتر برگزار میشود، تصریح کرد: در افغانستان کنونی نسبت به سایر مناطق خراسان قدیم، عید نوروز به مراتب بزرگتر و باشکوهتر برگزار میشود که شاید دلیلش وجود همین افسانهها و اشعار و داستانها باشد.
جهندهبالا همان درفش کاویانی است
مظفری در بخش دیگر سخنان خود با اشاره به جشنهای نوروزی در ولایت بلخ گفت: در بلخ باستان همه ساله جشنهای «جهندهبالا»، «میلهٔ گلسرخ» و دهها سنت باستانی دیگر همزمان با ایام عید نوروز برگزار میشود.
وی افزود: به نظر میرسد همین آیین جهندهبالا به دوران پیشدادیان برمیگردد. در واقع این بیرق که در مزار بالا میشود، همان درفش کاویانی است که از دوران جمشید و فریدون به این طرف وارد رسم و رسومات نوروزی شده و همه ساله برگزار میشود. البته این سنتها پس از اسلام با اندک تغییراتی همراه بوده، اما اصل آن از بین نرفته است.
وی در ادامه گفت: همه ساله در نوروز مردم بلخ در مزار امام علی(ع) جمع میشوند تا پرچمی را که به آن «جهنده» میگویند، بلند کنند. جمعیت زیادی از نقاط مختلف گرد هم میآیند تا در این مراسم شرکت کنند و شاهد این آیین باستانی باشند.
وی تصریح کرد: حتی گفته میشود روزی که امام علی(ع) بر تخت خلافت نشستند نیز روز نوروز بوده است. وقتی این پرچم بالا میرود، تا چهل روز در اهتزاز میماند.
مظفری با بیان اینکه باورهای گوناگونی دربارهٔ بلند کردن بیرق (عَلَم) یا پرچم وجود دارد، گفت: برخی معتقدند اگر این علم به صورت استوار بلند شود، آن سال سالِ پرخیر و برکت است و اگر به سختی بلند شود، سال سختی خواهد بود.
وی عنوان کرد: این رسم در دوران معاصر تا قبل از دوران طالبان، به خصوص در دوران ظاهرشاه رونق خاصی داشته است. شخصیتهایی از نقاط مختلف جهان مثل هند، پاکستان، تاجیکستان، ازبکستان و ماوراءالنهر برای دیدن مراسم «جهندهبالا» به مزار میآمدند.
مظفری بیان کرد: در کنار این مراسم، جشنهای نوروزی نیز بخش دیگری از آیینهای باستانی است که در افغانستان برگزار میشود. جشن دهقان یکی از این جشنهاست که در اول بهار برگزار میشود. میلهٔ نوروز یا جشن نوروز در ادبیات فارسی، به خصوص در آثار مولانا بسیار مطرح بوده و جزء مضامینی است که در مثنوی تکرار شده است.
نوروز و بهار در ادبیات فارسی
ابوطالب مظفری در پاسخ به اینکه نوروز در ادبیات فارسی چه جایگاهی دارد، گفت: عموماً در ادبیات فارسی به نوروز از چند جهت نگاه شده و دربارهٔ آن سخن گفته شده است.
وی در ادامه گفت: برخی مثل مولانا فصل بهار و روییدن دوبارهٔ طبیعت را بیشتر به دید الهیاتی و عرفانی نگاه کردهاند. آنها زنده شدن دوبارهٔ طبیعت را به معاد و آخرت تعبیر کردهاند. این نگاه در ادبیات فارسی رایج است. به خصوص که مولانا نسبت به دیگر شاعران، اشعارش سرشار از شادی و نشاط است تا اندوه و غم. مولانا عید نوروز را با شادی و خوشحالی معرفی میکند.
نوروز حلقهٔ وصل کشورهای حوزهٔ تمدنی خراسان
مظفری در بخش دیگر سخنان خود گفت: از آنجا که نوروز یک عید تمدنی است، با اینکه امروزه به شاخههای گوناگونی تقسیم شده و ممکن است در کشورهای مختلف به شکلهای گوناگون تجلیل شود، با این حال میتواند حلقهٔ وصلی برای کشورهای این حوزهٔ تمدنی باشد.
وی در ادامه بیان کرد: منظور ما از کشورهای حوزهٔ تمدنی صرفاً کشورهای فارسیزبان نیست، بلکه گستردهتر از آن شامل کشورهایی میشود که جشن نوروز را برگزار میکنند و به شکلهای مختلف این عید باستانی را تجلیل میکنند.
مظفری در ادامه با اشاره به تاجیکستان، ازبکستان، ترکیه، ایران، آذربایجان، افغانستان، پاکستان و هندوستان بیان کرد: همهٔ این کشورها در حوزهٔ تمدنی نوروز قرار دارند. چرا که این کشورها روز نوروز را جشن میگیرند؛ البته ممکن است در میان این کشورها جشن نوروز شدت و ضعف داشته باشد، اما در کل جشن نوروز در تمام این کشورها برگزار میشود. از این رو میتوان گفت تمام این کشورها در حوزهٔ تمدنی نوروز قرار دارند.
مظفری با اشاره به تفاوتهای جشن نوروز در کشورهای مختلف حوزهٔ تمدنی اذعان کرد: رشد ناسیونالیسم در این کشورها باعث شده تا عید نوروز در هر یک از آنها با تغییراتی همراه باشد، اما در مجموع آنچه مسلم است این است که این کشورها نمیتوانند نوروز را انکار کنند و از تمدن خود فراری باشند.
وی در ادامه بیان کرد: زنده نگه داشتن جشن نوروز در این کشورها به نفع خودشان است، چرا که با این کار میتوانند تاریخ و فرهنگ و تمدن خود را بازتعریف کنند.
مظفری در ادامه گفت: همانطور که کشورهای منطقه در حوزهٔ اقتصادی سعی میکنند با یکدیگر توافقات و قراردادهایی را بنویسند، این کشورها ناگزیر هستند که در حوزهٔ فرهنگ نیز چنین کارهایی بکنند.
وی افزود: اگر قرار است همهٔ ما میراثدار تمدن این جغرافیای عظیم باشیم، باید در زمینهٔ زنده نگه داشتن جشن نوروز تعاملاتی داشته باشیم. چرا که هیچ یک از ما (کشورهای حوزهٔ تمدنی نوروز) نمیتوانیم بخشی از این تمدن را برای خود برداریم، بلکه همهٔ این تمدن مربوط به همهٔ ماست. چون اگر قرار باشد هر کس بخشی از این تمدن را برای خود بردارد، به مشکل برخورد میکند.
مظفری در ادامه با بیان اینکه نمیتوان گذشتگان را از یکدیگر جدا کرد، تصریح کرد: رودکی را نمیتوان از بلخی جدا کرد، ناصرخسرو را نمیتوان از فردوسی و مولانا جدا کرد، همهٔ اینها در کنار یکدیگر معنی پیدا میکنند. همچنین در حوزهٔ عرفان نمیتوانیم عرفای بزرگ را از یکدیگر جدا بدانیم، مثلاً بایزید بسطامی را از ابوسعید ابوالخیر و خرقانی و دیگران نمیتوان جدا کرد.
مظفری در ادامه گفت: در حوزهٔ تفسیر و ادبیات هم همینگونه است، اگر بخواهیم بخشی را از کل آن جدا کنیم، معنای خود را از دست میدهد.
نوروز نماد بزرگ تمدنی
مظفری در ادامهٔ سخنان خود گفت: نوروز یک نماد بزرگ تمدنی برای تمام کشورهای حوزهٔ تمدنی ماست و میتواند حلقهٔ وصل تمام این کشورها، خصوصاً سه کشور فارسیزبان باشد.
وی افزود: در خصوص حفاظت از عید باستانی نوروز، سه کشور فارسیزبان باید تلاش بیشتری داشته باشند، اما این تلاش مضاعف نباید با تعصبات همراه باشد. تعصبهای قومی و زبانی را باید از اصل موضوع جدا کنیم.
وی با اشاره به اینکه زبان فارسی را نباید به مرزهای سیاسی تقلیل داد، گفت: زبان فارسی یک زبان تمدنی، فراقومی و گستردهتر از این مرزهای سیاسی است. فارسی زبانِ قوم خاصی نیست و نمیتوان آن را به یک قوم نسبت داد.
مظفری عنوان کرد: همانطور که تاجیکها از این زبان استفاده میکنند، پشتونها هم از آن بهره میبرند. حتی اگر فارسی را از زبان اردو حذف کنیم، چیزی از این زبان باقی نمیماند. فارسی را باید به جایگاه اصلی آن برگردانیم و دیدگاههای تنگنظرانه را از این زبان تمدنی بزداییم.
وی خاطرنشان کرد: زبان فارسی تنها وسیلهٔ ارتباط و گفتوگو نیست، بلکه این زبان بنمایهٔ هستی آدمهاست که اگر این زبان را از آنها بگیری، انگار هستی را از او گرفتهای.
مظفری در ادامه عنوان کرد: ادیبان ما همانطور که تا حالا در طول تاریخ نقش مهمی در حفظ و نگهداری این زبان داشتهاند، امروز نیز وظیفه دارند که در زمینهٔ حفاظت از این زبان تلاش کنند و این زبان فارسی را که میراث نیاکان ماست حفظ کرده و به نسلهای بعدی منتقل کنند.
بیشتر بخوانید:
گزارش تصویری | کاغذپران؛ بازی نوروزی مردم افغانستان
خطر حذف زبان فارسی از معادلات قدرت؛ نوروز محور همبستگی ملتهای منطقه است
منشور تمدنی در جغرافیای نوروز؛ واکاوی ژئوپلیتیک فرهنگی و استراتژی صیانت از میراث فارسی









