عصمتالله احمدی رشاد در گفتوگو با ایراف تاکید کرد که نوروز فراتر از یک آیین تقویمی، بهعنوان یک ظرفیت کلان و «هویتساز» عمل میکند که ریشه در اعماق تاریخ تمدنی کشورهای حوزه ایران بزرگ دارد. این پدیده فرهنگی با تکیه بر نمادهای مشترکی چون سفره هفتسین، جشنهای باستانی و سنتهای اجتماعی، نوعی همبستگی و یگانگی ارگانیک میان ملل منطقه ایجاد میکند.

احمدی رشاد افزود که نوروز یک بستر «پرکتیکال» و عملیاتی برای تجربه مشترک رفتاری است که باعث میشود مردمان این جغرافیا، علیرغم مرزهای اعتباری سیاسی، خود را در یک اتمسفر واحد فرهنگی تعریف کنند. این پیوند اجتماعی که در قالب دیدوبازدیدها و آیینهایی چون «میله نوروز» در افغانستان و تاجیکستان و «سیزدهبدر» در ایران تجلی مییابد، به باور این مدیر رسانهای، قویترین ابزار برای خلق رفتارهای همگرا در بین اقوام مختلف فارسیزبان به شمار میرود.
فتوحات ذهنی در نبردگاه «دنیای دیجیتال» و رسانههای نوین
چالش بنیادین زبان فارسی در دوران معاصر از نگاه احمدی رشاد در میدان نبرد رسانههای دیجیتال رقم میخورد؛ جایی که رقابتی نابرابر میان فارسی و زبانهای مسلط جهانی در جریان است. با توجه به نفوذ خیرهکننده بازیهای رایانهای، پادکستها و محتواهای آنلاین، زبانی در آینده قدرت بقا خواهد داشت که از جذابیتهای بصری و تکنولوژیک بیشتری برخوردار باشد.
احمدی رشاد هشدار میدهد که عدم پشتیبانی از متون فارسی توسط پلتفرمها و اپلیکیشنهای بینالمللی، بهمرور باعث فاصله گرفتن فارسیزبانان از منابع اصیل خود و پناه بردن به فرهنگهای بیگانه میگردد. این انزوا در فضای مجازی، بهتدریج منجر به «خودبیگانگی فرهنگی» شده و تولیدات رسانهای بومی را در برابر هجمه تولیدات خارجی تضعیف میکند، تا جایی که فارسیزبانان با منابع هویتی خود بیگانه میشوند.
کالبدشکافی استراتژی «کاشت رسانهای» و فرسایش سواد دیجیتال
در دکترین جنگ نرم که احمدی رشاد به آن اشاره میکند، میدان نبرد نه زمینهای زراعی یا مرزهای جغرافیایی، بلکه «مزرعه مغز» و ذهنیت انسانهاست. بر مبنای نظریه «کاشت رسانهای»، قدرتهای فرامنطقهای عملیات کاشت فکری خود را در ذهن نخبگان و جوانان انجام میدهند تا در نهایت محصولی همسو با منافع خود درو کنند.

رشاد تصریح میکند در عصر دیجیتال، مغز جوانان حوزه زبان فارسی بهشدت تحت تأثیر این عملیات قرار گرفته است؛ بهطوری که حتی آثار فرهنگی تولیدشده در داخل نیز گاه از شاخصهای زیستبوم بومی فاصله گرفته و به محصولات بیگانه تبدیل شدهاند. این پیچیدگی در کنار ضعف شدید «سواد رسانهای» در میان کاربران، باعث شده است افراد بهشکلی ناخواسته تحت تأثیر پیامهای القایی قرار گرفته و هویت ملی خود را به فراموشی بسپارند؛ بحرانی که به باور او نیازمند سرمایهگذاری سنگین دولتی است.
حذف سیستماتیک و خطر تجزیه لهجهها از زبان معیار
سیاستگذاریهای غلط در برخی کشورهای منطقه از دیدگاه عصمتالله احمدی رشاد ضربات جبرانناپذیری بر پیکره زبان فارسی وارد کرده است. او به حذف سیستماتیک زبان فارسی از اعلانات رسمی، محو تابلوها و تغییر نامهای تاریخی اشاره میکند که بخشی از یک پروژه بزرگتر برای مهاجم جلوه دادن این زبان است. این اقدامات نه تنها ارتباط ملل منطقه را با ایران بهعنوان مهد شکوفایی این فرهنگ قطع میکند، بلکه خطر بزرگتری را نیز در بر دارد: برجستهشدن مرز میان لهجههای فارسی بهگونهای که هر لهجه خود را یک زبان مستقل معرفی کند.

احمدی رشاد هشدار میدهد که این انشقاق زبانی در نهایت منجر به دشمنی میان گویندگان لهجههای مختلف و نابودی کامل «ادبیات معیار» خواهد شد. همچنین غلبه گفتار بر نوشتار در فضای مجازی و رواج غلطنویسیهای فاحش (مانند نوشتن «متأسفانه» بهصورت نادرست)، امنیت نوشتاری این زبان هزارساله را بهشدت تهدید میکند.
راهکارهای ساختاری؛ از نهادهای بینالمللی تا ارتش رسانهای خصوصی
احمدی رشاد برای مقابله با این تهدیدات وجودی، راهکارهایی فراتر از اقدامات نمادین پیشنهاد میدهد که نیازمند سرمایهگذاری مشترک و کلان است. او بر ایجاد یک «رسانه بینالمللی خصوصی» با شبکههای درهمتنیده در کشورهای فارسیزبان تأکید دارد که فراتر از سیاستهای دولتی عمل کرده و افکار عمومی منطقه را در دست بگیرد. همچنین تأسیس یک «نهاد بینالمللی آموزشی غیرانتفاعی» برای جذب دانشجویان از سراسر جهان و تدریس تخصصی زبان فارسی، از دیگر ابتکارات اوست. در نهایت، احمدی رشاد معتقد است ایجاد سازمانهای اقتصادی مشترک برای کارهای عامالمنفعه و اشتغالزایی میان متخصصان فارسیزبان، میتواند همبستگی ملی را از لایههای زیرین جامعه و از مسیر معیشت تقویت کرده و پیوند ملل همزبان را در برابر موجهای فزاینده رسانههای بیگانه مصون بدارد.
نتیجهگیری
زبان فارسی در طول سدهها، زبان تفاهم و دیپلماسی در منطقه جاده ابریشم بوده است. امروزه اما، تلاقی «بیثباتی سیاسی» با «هجمه رسانهای دیجیتال»، این زبان را در بنبستهای جدی قرار داده است. تحلیل وضعیت موجود توسط عصمتالله احمدی رشاد نشان میدهد اگر پیوندهای زبانی در قالب پروتکلهای بینالمللی و سرمایهگذاریهای فرامرزی تثبیت نشود، میراث مشترک نوروز و ادبیات معیار تحت فشار «کاشت رسانهای» و «تجزیه زبانی» به حافظه تاریخ سپرده خواهد شد.
بیشتر بخوانید:
سیدابوطالب مظفری: نوروز نماد تمدن بزرگ خراسان و زبان فارسی بنمایه هستی ما است
منشور تمدنی در جغرافیای نوروز؛ واکاوی ژئوپلیتیک فرهنگی و استراتژی صیانت از میراث فارسی









