خدمات شعر به جامعهٔ انسانی؛ به مناسبت روز ملی شعر و ادب فارسی

در روز ملی شعر و ادب فارسی قرار داریم. در تقویم رسمی ایران روز درگذشت شاعر نامدار محمدحسین شهریار به این اسم مسمی شده است. و هر سال وقتی این روز می‌رسد، با خود می‌گویم که چه خوب بود که این روز به صورت مشترک در همه کشورهای فارسی‌زبان گرامی داشته می‌شد؛ در تقویم رسمی می‌آمد و یک مناسبت بین‌المللی می‌بود برای کشورهای فارسی‌زبان.

ولی آیا ما باید منتظر رسمیات بمانیم؟ و خود ما فارسی‌زبانان در یک حرکت جمعی و غیردولتی نمی‌توانیم این روز را در همهٔ قلمرو وطن فارسی گرامی بداریم؟ البته که می‌توانیم. این زبان و این ادبیات متعلق به همهٔ اهالی این قلمرو است و محمدحسین شهریار هم در همه این سرزمین‌ها شناخته‌شده است. بسیاری از شعرهای شهریار را آوازخوانان افغانستان خوانده‌اند و او نامی آشنا برای مردم ماست.

من در این یادداشت نمی‌خواهم به کلیات بپردازم و به جایگاه شعر و ادب فارسی در جوامع ما اشاره کنم. می‌خواهم به صورت عینی این را ببینیم که واقعاً شعر برای ما انسان‌ها چه می‌کند و ما برای شعر چه باید بکنیم. این خدمات را در چند بند به صورت تقریباً فهرست‌وار بیان می‌کنم.

۱. اقناع زیبایی‌پسندی انسان‌ها

یکی از کارهای اصلی شعر، زیباساختن کلام است. انسان در کنار نیازهای مادی خویش، نیازی هم به زیبایی دارد. ما حتی وقتی سفره‌ای برای غذا پهن می‌کنیم که در واقع قرار است نیاز مادی بدن ما را تأمین کند، می‌کوشیم که این سفره زیبا باشد، ظروف آن هماهنگ و هم‌رنگ باشند، چیدن ظروف در سفره و هم‌چنین تزئین غذا در ظروف با زیبایی صورت گیرد، هرچند ممکن است دقایقی بعد آن غذا صرف شود و چیزی از آن زیبایی‌ها باقی نماند. ما برای لحظاتی هم که شده، می‌خواهیم از زیبایی لذت ببریم. همین امر در مورد کلام هم هست. زبان به تنهایی بهرهٔ بسیاری از زیبایی ندارد ولی به وسیلهٔ شعر، ما آن را تزئین می‌کنیم و پیامی را که در آن هست، بهتر به خورد مخاطب می‌دهیم. کلام به چندین شکل می‌تواند زیبا شود. هم با هنر خوش‌نویسی، هم با هنر موسیقی و هم با شعر. خصوصیت جالب شعر این است که به کمک هر دو هنر دیگر هم می‌آید، و بعد به این می‌پردازیم.

۲. تأثیر عاطفی کلام

انسان موجودی است عاطفی و برخوردار از عواطف. او نه تنها با عقل و خرد، که با عواطف خود هم تصمیم می‌گیرد و به همین دلیل افزون بر پیامی که حاوی داده‌های علمی و عقلانی باشد، به پیامی که حاوی بار عاطفی باشد هم نیاز دارد. اگر ما بخواهیم دربارهٔ‌ محصولات یک کارخانه به دیگری گزارش بدهیم، می‌توانیم از داده‌های مبتنی بر آمار و ارقام استفاده کنیم. اگر بخواهیم فاصلهٔ دو شهر را مشخص کنیم یا قیمت اشیاء در بازار را بیان کنیم همین طور. اما اگر بخواهیم اوج غربت، دلتنگی و تنهایی خود را بیان کنیم چه؟ اینجاست که دیگر گزاره‌های خبری و علمی به کار نمی‌آیند. باری از یکی از بستگان نزدیک ما که اتفاقاً‌ خیلی اهل شعر نبود و به تنهایی به سفری دوردست رفته بود، از احوال او پرسیدیم. او دراین موقعیت بیتی از بیدل برای ما نوشت، و به راستی این غربتی که در این بیت نهفته است، با کدام گزارهٔ علمی و منطقی یا خبری قابل توصیف است؟

بیشتر بخوانید:  «زمین گرد نیست»؛ سیاره ما چگونه تغییر می‌‌کند؟

گفتند به این بی‌کسی آخر تو چه چیزی؟

گفتم گُلم و دور فکنده‌ست بهارم

۳. بیان معارف و آموزه‌ها

می‌پذیریم که معارف و آموزه‌های اخلاقی، اجتماعی و سیاسی برای برای خود الزاماً وابسته به شعر نیستند. اخلاقیات را با نثر هم می‌شود تبلیغ کرد، چنان که در سخنرانی‌ها و خطبه‌های علمای دینی می‌بینیم، بگذریم از این که در همین سخنرانی‌ها هم بسیار مواقع از شعر برای اثربخشی به کلام استفاده می‌شود. ولی انتقال این مفاهیم در شعر هم فراگیری بیشتری دارد و هم ماندگاری بیشتری. فخر رازی یکی از معروف‌ترین خطبا و وعاظ جهان اسلام در عصر خود بوده است. جلسات وعظ و سخنرانی او با جمعیت چند هزار نفری برگزار می‌شده است. همین‌طور است شیخ ابوسعید ابوالخیر، خواجه عبدالله انصاری و دیگر دانشمندان و عرفای اسلامی. ولی امروز ما از آن همه میراث معرفتی، بیشتری با آثاری سر و کار داریم که در قالب شعر بیان شده است، مثل بوستان سعدی یا مثنوی معنوی. خود مولانا جلال‌الدین هم پیش از شاعری خطیبی بزرگ بوده است و اگر او شاعر نمی‌شد، چه بسا که فردی می‌بود مثل فخر رازی که امروز برای ما یک چهرهٔ تاریخی مهم است، ولی آموزه‌ها و خطبه‌های او دیگر برای ما نه کارآمد است و نه در دسترس. حتی شیخ ابوسعید ابوالخیر هم امروزه با شعرهایی معروف است که به او نسبت داده است.

جالب این است که شیخ ابوسعید خودش شاعر نبوده وشعری نسروده است. ولی دیوان شعری به نام او وجود دارد و علت همین است که مریدان و طرفداران او احساس کرده‌اند که این عارف و زاهد معروف، بیشتر با شعر است که می‌تواند مؤثر باشد. همین گونه است عمر خیام که ما امروز او را بیشتر با رباعیاتش می‌شناسیم، نه با آثار علمی‌اش.

۴. حفظ زبان فارسی

من در یادداشت دیگری که مدتی پیش دربارهٔ زبان فارسی نوشتم و در همین پایگاه منتشر شد، در این مورد سخن گفتم که یکی از راه‌های مهم و اصولی برای حفظ زبان، تقویت ادبیات است. ادبیات و به خصوص شعر، مثل نخ تسبیح، از میان جوامع و نیز ایام و ماه‌ها می‌گذرد و آن‌ها را به هم وصل می‌کند. شعر هم در مجامع و متون آموزشی برای یادگیری زبان فارسی مؤثر است و هم همانند یک لنگر، زبان را از آشوب و نوسان و دگرگونی بی‌رویه باز می‌دارد. می‌توان گفت که ادبیات، ستون فقرات زبان است، برای استواری و ماندگاری آن.

بیشتر بخوانید:  اخراج دانشجویان افغان از پاکستان؛ سایه تنش‌های سیاسی بر همکاری‌های فرهنگی و آموزشی

۵. همدلی هم‌زبانان

شعر جدا از نقش‌های زیبایی‌شناسانه و علمی خود، می‌تواند نقش ارتباطی بین افراد مختلف جامعه یا جوامع گوناگون یک زبان را ایفا کند. نمونهٔ عینی این قضیه را ما در محیط مهاجرت در ایران می‌بینیم و اثر بسیاری که شعر شاعران ما در ایجاد همدلی و پیوند بین مردم دو کشور گذاشته است. در زمینهٔ مراودات اجتماعی هم ما این را بسیار دیده‌ایم که انس و الفتی نیرومند میان شاعران و حتی شعردوستان دو کشور ایجاد شده است، فقط بر مبنای شعر و ارتباطات ادبی. این همدلیعلاوه بر سطح بین‌المللی در سطح ملی هم رخ داده است، چنان که بسیاری از شاعران افغانستان از مناطق مختلف، با تفاوت‌های قومی و حتی زبانی، به وسیلهٔ شعر به هم گره خورده‌اند، چیزی که در عالم سیاست چندان مشهود نیست.

۶. تأمین و تغذیهٔ دیگر هنرها

میان هنرهای مختلف همواره داد و ستدهایی وجود داشته است. هنر خوش‌نویسی و گرافیک با هم بده و بستان دارند؛ سینما و تئاتر همین طور؛ تئاتر و ادبیات داستانی همین طور؛ موسیقی و فیلم همین طور. و در این میان شعر با چند هنر دیگر پیوند محکم دارد و به آن‌ها خدمات‌رسانی می‌کند. بسیاری از قطعات خوش‌نویسی، در واقع شعرهایی‌اند که با این هنر تجسم یافته‌اند. یک عنصر اصلی در آثار آوازی موسیقی، شعر است. حالا این می‌تواند شعری در قالب‌های کلاسیک باشد، یا تصنیف و ترانه باشد. به هر حال موسیقی آوازی بدون شعر کمتر شکل عملی یافته است. رد پای شعر را حتی در نام بعضی فیلم‌های سینمایی هم می‌بینیم. «خانهٔ دوست کجاست» و «بوی پیراهن یوسف» سطرهایی از شعرهای شاعران هستند.

۷. قابلیت ارائه به شکل‌های مختلف

بعضی هنرها فقط در یک شکل قابل ارائه‌اند. مثلاً‌ تابلو موسیقی را فقط باید دید. نمی‌توان آن را بیان کرد. اثر موسیقیایی را فقط می‌توان شنید. نمی‌توان آن را از روی کتاب خواند. فیلم سینمایی اگر به صورت فیلمنامه بیان شود دیگر آن کیفیت را ندارد. ولی شعر را هم می‌شود به صورت مکتوب در کتاب و مجله و صفحات اینترنتی خواند. هم می‌شود به صورت دکلمه گوش کرد. هم می‌شود به قالب موسیقی درآورد و یا در قطعات تصویری همراه با موسیقی و نگارش متن شعر ارائه کرد. این استفاده‌های مختلف باز ظرفیت استفاده از شعر در جامعه را افرایش می‌دهد.

پایانه

به این بندهای هفت‌گانه باز هم بندهایی می‌توان افزود. این‌ها به نظرم مهم‌ترین نقش‌ها و خدماتی بود که شعر برای ما دارد و هم از این روی است که جامعهٔ انسانی حتی در عصر مدرنیته هم به طور کامل از شعر بی‌نیاز نبوده است. این نیاز در جوامع شرقی به دلیل خصوصیات فرهنگی آن‌ها البته بیشتر است. پس ایجاب می‌کند که شعر را نه تنها در روز ملی شعر و ادب، بلکه برای همیشه قدر بدانیم.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=138291
اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها