حذف رشته‌های حقوق، علوم سیاسی و روابط بین‌الملل؛ دانشگاه‌های افغانستان به مدرسه تبدیل می‌شوند؟

سردارمحمد رحیمی، استاد پیشین دانشگاه در گفت‌وگوی اختصاصی با ایراف اظهار کرد: حذف رشته‌های حقوق، علوم سیاسی و روابط بین‌الملل از دانشگاه‌های خصوصی افغانستان، بیش از آنکه یک تصمیم آموزشی باشد، ریشه در ماهیت نظام سیاسی طالبان و نوع نگاه این گروه به علم، جامعه و حکومت دارد.

وی افزود: علوم عصری و مدرن، از جمله حقوق، علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، بر مجموعه‌ای از مبانی معرفتی استوار هستند که در بسیاری موارد با قرائتی که طالبان از نظام سیاسی و حکومت اسلامی ارائه می‌کنند، تفاوت جدی دارد.

رحیمی گفت: در علوم سیاسی درباره نظریه‌های شکل‌گیری حکومت، کارکرد و وظایف دولت، رابطه دولت و شهروندان و همچنین مناسبات میان دولت‌ها بر اساس هنجارها و ارزش‌های حاکمیت ملی بحث می‌شود؛ در حالی که طالبان با بخش مهمی از این مبانی مشکل دارند و آن را با نظام سیاسی مورد نظر خود سازگار نمی‌دانند.

این پژوهشگر افزود: در نگاه طالبان، مفاهیمی مانند شهروندی، حقوق شهروندان و رابطه متقابل دولت و شهروند با تعریفی که در نظام‌های سیاسی مدرن وجود دارد، جایگاه مشخصی ندارد و بیشتر از مفهوم «رعیت» استفاده می‌شود؛ بنابراین آموزش علومی که دانشجویان را با حقوق مشخص شهروندی، مسئولیت‌های حکومت و سازوکارهای نظام‌های سیاسی مدرن آشنا می‌کند، از منظر این گروه می‌تواند تهدید تلقی شود.

وی تصریح کرد: به همین دلیل، حذف این رشته‌ها را باید بخشی از سیاست فرهنگی و ایدئولوژیک طالبان برای کنترل فضای فکری جامعه دانست. دانشجویانی که در رشته‌های علوم سیاسی، حقوق و روابط بین‌الملل تحصیل می‌کنند، ناگزیر با نظریه‌ها و دیدگاه‌هایی آشنا می‌شوند که ممکن است با واقعیت سیاسی و حقوقی حاکم بر افغانستان در تضاد باشد.

دانشگاه مدرن با نگاه طالبان سازگار نیست

رحیمی در ادامه گفت: دانشگاه به‌عنوان یک نهاد مدرن، در نگاه طالبان جایگاه مطلوبی ندارد؛ زیرا دانشگاه بر علوم جدید، پژوهش، تفکر انتقادی، خلاقیت و امکان طرح دیدگاه‌های متفاوت استوار است.

وی افزود: دانشگاه خصوصی باید فضای بازتری برای ارائه دیدگاه‌های علمی و نظریه‌های جدید داشته باشد و همین ویژگی می‌تواند زمینه شکل‌گیری تفکر انتقادی و تحول اجتماعی را فراهم کند؛ اما طالبان چنین فضایی را بیشتر به‌عنوان یک مزاحم یا تهدید برای نظام فکری خود تلقی می‌کنند.

این استاد پیشین دانشگاه اظهار کرد: سیاست فرهنگی طالبان طی پنج سال گذشته باعث شده است شمار زیادی از دانشجویان، به‌ویژه دختران، از دانشگاه‌ها حذف شوند و همزمان با حذف برخی رشته‌ها، اخراج استادان و اعمال محدودیت‌های مختلف، انگیزه دانشجویان پسر نیز برای ادامه تحصیل کاهش پیدا کند.

او ادامه داد: محدودیت‌های مربوط به پوشش، ساختار اداری دانشگاه‌ها، فشار بر استادان، حذف برخی مضامین و مشکلات اقتصادی و مالی، مجموعه‌ای از عوامل را ایجاد کرده که در برخی دانشگاه‌ها شمار دانشجویان را به نصف و حتی یک‌دهم کاهش داده است.

رحیمی گفت: بر اساس اطلاعاتی که در اختیار داریم، تعداد دانشگاه‌های خصوصی فعال افغانستان نیز به‌شدت کاهش یافته و از حدود ۱۲۰ دانشگاه به کمتر از ۲۰ تا ۳۰ دانشگاه رسیده است؛ هرچند برای ارزیابی دقیق این آمار، نیاز به داده‌های رسمی و قابل راستی‌آزمایی وجود دارد.

وی افزود: طالبان حتی در دانشگاه‌هایی که هنوز فعالیت می‌کنند تلاش دارند ساختار مدیریتی و علمی آنها را تحت کنترل خود قرار دهند و گزارش‌هایی درباره دخالت در تعیین مسئولان برخی دانشگاه‌های خصوصی وجود دارد.

کاهش دانشجو نتیجه سیاست طالبان است، نه علت حذف رشته‌ها

این پژوهشگر با رد این برداشت که حذف رشته‌های حقوق، علوم سیاسی و روابط بین‌الملل صرفاً نتیجه کاهش شمار دانشجویان است، گفت: کاهش تعداد دانشجویان خود معلول سیاست‌هایی است که طالبان طی پنج سال گذشته در حوزه آموزش عالی اعمال کرده‌اند.

بیشتر بخوانید:  مقام ارشد وزارت دفاع طالبان: پشتو زبان ملی و دری زبان رسمی افغانستان است

رحیمی اظهار کرد: وقتی استادان اخراج می‌شوند، دختران از تحصیل محروم می‌شوند، رشته‌های مورد علاقه دانشجویان حذف می‌شود و فضای دانشگاه به محیطی محدودکننده و خشن تبدیل می‌شود، طبیعی است که انگیزه ورود به دانشگاه کاهش پیدا کند.

وی افزود: دانشجو زمانی برای تحصیل هزینه می‌کند که احساس کند دانشگاه می‌تواند برای آینده او فرصت ایجاد کند و دانش و مهارتی در اختیارش قرار دهد که به حل مسائل زندگی و جامعه کمک کند. وقتی این انگیزه از بین برود، کاهش تعداد دانشجویان نتیجه طبیعی چنین سیاستی خواهد بود.

او گفت: بنابراین نباید حذف رشته‌ها را به کاهش دانشجو نسبت داد؛ بلکه باید پرسید چه عواملی باعث کاهش دانشجو شده است. بخشی از پاسخ، سیاست‌های آموزشی و فرهنگی طالبان در پنج سال گذشته است.

رحیمی تأکید کرد: حذف استادان، محدودیت‌های آموزشی، فشارهای مالی و اداری بر دانشگاه‌ها و تغییر محتوای درسی، یک اکوسیستم علمی را تضعیف می‌کند و در نهایت هم کیفیت و هم کمیت آموزش عالی را کاهش می‌دهد.

حذف علوم انسانی، بی‌ثباتی سیاسی را تشدید می‌کند

استاد پیشین دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود درباره پیامدهای حذف علوم انسانی از دانشگاه‌های افغانستان گفت: برای کشوری مانند افغانستان که سال‌ها با بحران سیاسی، امنیتی و اجتماعی مواجه بوده، رشته‌هایی مانند حقوق، علوم سیاسی، روابط بین‌الملل و جامعه‌شناسی از مهم‌ترین حوزه‌های علمی محسوب می‌شوند.

وی افزود: حتی در کشورهای توسعه‌یافته، علوم انسانی نقش مهمی در ساختن بنیان‌های سیاسی، حقوقی و اجتماعی جامعه دارند. اگر ساختار سیاسی و حقوقی یک کشور درست و باثبات نباشد، سایر بخش‌ها نیز نمی‌توانند ظرفیت‌های خود را به‌طور کامل نشان دهند.

رحیمی تصریح کرد: یک پزشک، مهندس یا متخصص فناوری زمانی می‌تواند به‌صورت مؤثر فعالیت کند که در یک ساختار سیاسی، حقوقی و اجتماعی باثبات زندگی و کار کند؛ بنابراین حذف علوم انسانی در کشوری مانند افغانستان می‌تواند به تداوم بی‌ثباتی سیاسی و اجتماعی کمک کند.

وی ادامه داد: توسعه، پیش از آنکه صرفاً به تجهیزات و نیروی فنی وابسته باشد، به تغییر و تحول فکری نیاز دارد و علوم انسانی یکی از مهم‌ترین بسترهای این تحول است.

او درباره حذف رشته روابط بین‌الملل نیز گفت: حذف این رشته به معنای تضعیف ظرفیت افغانستان برای شناخت جهان و تعامل علمی و دیپلماتیک با سایر کشورهاست. روابط بین‌الملل و دیپلماسی در واقع زبان ارتباط یک کشور با جهان است و تضعیف این حوزه می‌تواند افغانستان را بیش از گذشته منزوی کند.

حذف علوم انسانی، علوم فنی را نیز تضعیف می‌کند

رحیمی درباره این دیدگاه که طالبان ممکن است با حذف علوم انسانی، آموزش رشته‌های فنی و مهندسی را توسعه دهند، گفت: این تصور که می‌توان علوم فنی و طبیعی را بدون علوم انسانی و تفکر انتقادی توسعه داد، در بلندمدت امکان‌پذیر نیست.

وی افزود: حتی پیشرفت در حوزه‌هایی مانند فیزیک، شیمی، ریاضیات، مهندسی و فناوری نیازمند پژوهش، پرسشگری، تفکر انتقادی و خلاقیت است و دانشگاه باید محیطی باشد که این ویژگی‌ها در آن رشد کند.

این پژوهشگر گفت: اگر دانشگاه به نهادی تبدیل شود که صرفاً تعدادی فرمول و مهارت فنی را به دانشجویان آموزش دهد و امکان نقد، پژوهش و تجربه را از آنها بگیرد، علوم فنی نیز در بلندمدت کارآمدی خود را از دست خواهند داد.

رحیمی افزود: دخالت گسترده در دانشگاه به معنای تضعیف تدریجی نظام آموزش عالی و علوم مدرن در افغانستان است و پیامدهای این سیاست ممکن است در میان‌مدت و بلندمدت آشکارتر شود.

بیشتر بخوانید:  صنعت چاپ و نشر در افغانستان؛ «هزاران کتاب، ممنوعه اعلام شده است»

طالبان دانشگاه را با مدارس دینی جایگزین می‌کند؟

وی با اشاره به رویکرد طالبان به آموزش گفت: در نظام فکری طالبان، مدرسه دینی نسبت به دانشگاه جایگاه بسیار پررنگ‌تری دارد و تعریف آنها از علم و معرفت بیشتر بر آموزش علوم دینی و ثقافت اسلامی متمرکز است.

رحیمی اظهار کرد: ممکن است طالبان در کنار مدارس دینی، برخی مراکز آموزش فنی و حرفه‌ای یا رشته‌های مهندسی و پزشکی را حفظ کنند، اما اگر فضای فکری دانشگاه بسته باشد و استاد و دانشجو امکان تفکر و پرسشگری نداشته باشند، توسعه واقعی علمی اتفاق نخواهد افتاد.

او افزود: دانشگاه در جوامع مدرن تنها محل انتقال اطلاعات نیست، بلکه نهادی برای نقد، پژوهش، تجربه و تولید دانش است و اگر این کارکردها از دانشگاه گرفته شود، خود نهاد دانشگاه نیز به‌تدریج ماهیت خود را از دست می‌دهد.

چه باید کرد؟

رحیمی در پاسخ به این پرسش که فعالان فرهنگی و دانشجویی در برابر این وضعیت چه می‌توانند انجام دهند، گفت: در داخل افغانستان، مسئله معیشت به دغدغه اصلی بخش بزرگی از مردم تبدیل شده و طبیعی است که وقتی مردم برای تأمین نان و نیازهای اولیه زندگی خود با مشکل مواجه هستند، مسائل آموزش عالی و فرهنگ در اولویت‌های بعدی قرار بگیرد.

وی افزود: به همین دلیل نمی‌توان انتظار داشت جامعه‌ای که با بحران اقتصادی و معیشتی مواجه است، به‌تنهایی بتواند از نظام آموزش عالی خود دفاع کند.

این پژوهشگر ادامه داد: در چنین شرایطی، جامعه مهاجر و نهادهای آموزشی و فرهنگی خارج از افغانستان می‌توانند نقش مهمی ایفا کنند و یکی از راه‌ها، توسعه آموزش آنلاین با هزینه پایین برای دانش‌آموزان و دانشجویان داخل افغانستان است.

رحیمی گفت: باید تلاش شود برای خانواده‌هایی که هنوز دغدغه آموزش و تحصیل دارند، امکان دسترسی به آموزش با هزینه کمتر فراهم شود و نهادهای فرهنگی، مدنی و آموزشی مستقلی که به‌صورت خودجوش در داخل افغانستان فعالیت می‌کنند نیز مورد حمایت قرار گیرند.

وی تأکید کرد: حفظ روزنه‌های آموزش و تولید دانش در داخل افغانستان، حتی در شرایط فعلی، اهمیت زیادی دارد؛ زیرا با تعطیلی کامل این روزنه‌ها، سرمایه انسانی کشور نیز به‌تدریج از بین خواهد رفت.

«علت اصلی» را باید در نظام سیاسی طالبان جست‌وجو کرد

رحیمی در پایان گفت: راهکارهای آموزشی و فرهنگی، اگرچه ضروری هستند، اما نمی‌توانند به‌تنهایی مسئله را حل کنند؛ زیرا علت اصلی بحران در نگاه او، نظام ایدئولوژیک و سیاسی حاکم بر افغانستان است.

وی افزود: تا زمانی که این ساختار سیاسی وجود داشته باشد، هر اندازه هم برای ایجاد دوره‌های آنلاین، حمایت از مراکز آموزشی و حفظ نهادهای فرهنگی تلاش شود، طالبان می‌تواند به‌تدریج این روزنه‌ها را محدود یا مسدود کند.

این استاد پیشین دانشگاه هشدار داد: اگر افغانستان به سمت تبدیل‌شدن به یک نظام آموزشی عمدتاً مبتنی بر مدارس دینی و حذف تدریجی دانشگاه و علوم مدرن حرکت کند، پیامدهای آن تنها متوجه افغانستان نخواهد بود و می‌تواند در سطح منطقه‌ای نیز آثار گسترده‌ای داشته باشد.

رحیمی گفت: تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که گسترش مدارس دینی با قرائت‌های افراطی، بدون وجود نظام دانشگاهی و فضای آزاد علمی، می‌تواند زمینه تولید بحران‌های فکری و اجتماعی را فراهم کند؛ بنابراین تضعیف دانشگاه و علوم مدرن در افغانستان، مسئله‌ای فراتر از آموزش عالی و یکی از مسائل مهم آینده این کشور و منطقه است.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=136342
اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها