ذبیح مهدی، نویسنده و ناشر در گفتگوی اختصاصی با ایراف اظهار کرد: اگرچه گزارشهای رسمی نشان میدهد که چند ده عنوان کتاب در داخل افغانستان سانسور و ممنوع شده و حدود ۷۹ عنوان نیز بهطور مشخص در فهرست کتابهای ممنوعه قرار گرفتهاند، اما گزارشهایی که ما به عنوان ناشر در داخل افغانستان در اختیار داریم، نشان میدهد که میزان سانسور و جمعآوری کتابهای ممنوعه توسط طالبان به چند هزار عنوان میرسد.
وی افزود: درست است که طالبان نام برخی از این کتابها را بهصورت رسمی اعلام کردهاند تا از بازار جمعآوری شوند، اما در عمل، مأموران طالبان میتوانند هر کتابی را که بخواهند از روی میز یا قفسه کتابفروشی و کتابخانهها بردارند و به مکان نامعلومی برای حریق و نابودی منتقل کنند.
مهدی گفت: در حال حاضر تنها کتابهایی که در افغانستان بازار دارند و بهسادگی چاپ و خرید و فروش میشوند، کتابهای دینی و مذهبی هستند؛ البته آن هم کتابهایی که با باورها و دیدگاههای طالبان همخوانی داشته باشند. آثار بسیاری در راستای سیاستگذاریهای طالبان و در تأیید عملکرد و اقدامات آنان طی حدود ۳۰ سال گذشته تا امروز، بدون جنجال و با تیراژ بالا در بازار عرضه و توزیع میشوند.
وی تصریح کرد: چاپ آزاد، فعالیت پژوهشگران مستقل، فعالیت ناشران، کتابفروشیهای آزاد و برگزاری نشستهای فرهنگی، همگی طی پنج سال گذشته بهشدت آسیب دیدهاند و ناشران عملاً به خاک سیاه نشسته و از پا افتادهاند.
نگاهی به وضعیت نشر در دوره جمهوریت
این نویسنده و ناشر درباره وضعیت چاپ و نشر در دوره جمهوریت اظهار کرد: در دوره جمهوریت، علاوه بر آزادیهای چشمگیر، نهادهای دولتی، دانشگاهی و پژوهشی و همچنین صدها نهاد غیردولتی امکان فعالیت آزادانه داشتند. این نهادها پژوهش میکردند و نتایج تحقیقات خود را از طریق جراید و کتابهای پژوهشی در اختیار خوانندگان قرار میدادند.
وی افزود: برای این کتابها مجالس رونمایی، نقد و گفتوگو برگزار میشد و علاقهمندان میتوانستند آزادانه در این نشستها شرکت کنند. از این نشستها نیز گزارشهای مفصل در رادیو، تلویزیون و جراید منتشر میشد و محدودیت خاصی وجود نداشت. مجموع این فعالیتها تاثیر مستقیم بر حوزه چاپ و نشر داشت، اما با آمدن طالبان، بخش عمده این برنامهها جمع شد.
مهدی ادامه داد: درست است که حکومت حمایت ویژهای از ناشران و دیگر نهادهای غیردولتی نمیکرد، اما محدودیت خاصی نیز در برابر فعالیت آنها وجود نداشت. اگر فرد یا نهادی میخواست در حوزه نشر، پژوهش یا فعالیت فرهنگی کاری انجام دهد، ممنوعیت عمومی و رسمی برای آن وجود نداشت.
وی گفت: حتی اگر در مواردی افرادی بهصورت سلیقهای میخواستند محدودیت یا سانسوری در زمینه انتشار کتاب اعمال کنند، این اقدامات شخصی بود و سیاست عمومی حکومت محسوب نمیشد. خطمشی حکومت، حفظ و احترام به آزادی بیان و آزادی اندیشه بود.
مهدی افزود: اگر کسی از مجاری حکومت اقدام خلافی انجام میداد، رسانهها، مردم، تلویزیونها و رادیوها میتوانستند درباره آن پرسش کنند، مسئولان را مورد بازخواست قرار دهند و طرف مقابل را وادار به پاسخگویی کنند.
محدودیتهای زبانی
این نویسنده با اشاره به محدودیتهایی که در دوره جمهوریت علیه زبان فارسی وجود داشت، اظهار کرد: در آن دوره نیز نوعی سانسور سیستماتیک در برابر زبان فارسی وجود داشت. بهطور مشخص، تعدادی از واژهها اجازه ورود به کتابهای درسی، مقالات علمی و آثار پژوهشی را نداشتند؛ واژههایی مانند «دانشگاه» و «دانشجو» و مشتقات آنها مانند «دانشکده».
وی تصریح کرد: با وجود این محدودیتها، زبان فارسی زبان مسلط در اداره، مدیریت، پژوهش، دانشگاه و ساختار دیوانسالاری کشور بود.
مهدی گفت: اکنون تعداد واژههای ممنوعه به صدها واژه رسیده است. همین روزها در یکی از گروههای گفتوگوی طالبان، فهرست بسیار طولانی از واژگان ممنوعه منتشر شده بود. برای نمونه، استفاده از واژه «پرسش» ممنوع اعلام شده و گفته شده است به جای آن از «سوال» استفاده شود. همچنین واژه «هشدار» نیز به این دلیل که به گفته آنان واژهای ایرانی است، نباید استفاده شود.
وی تأکید کرد: این اقدام، ظلمی آشکار علیه زبان فارسی است. اینکه نام زبان فارسی یا «فارسی دری» را بهاجبار فقط «دری» بنامند، یکی از بزرگترین انواع خشونت علیه این زبان است. هدف از این سیاست، ایجاد فاصله میان گویشوران زبان فارسی در کشورهای مختلف فارسیزبان است.
چاپ دیجیتال و کاهش تیراژ کتاب
ذبیح مهدی در ادامه درباره گسترش چاپ دیجیتال در افغانستان اظهار کرد: چاپ دیجیتال اگرچه پیش از این در کشورهای اروپایی آغاز شده بود، اما در سالهای اخیر در افغانستان نیز جای خود را باز کرده است.
وی افزود: یکی از مزایای چاپ دیجیتال این است که کتاب میتواند بهسادگی، بدون دردسر و با هزینه کمتر، متناسب با میزان نیاز خوانندگان چاپ و در اختیار آنها قرار گیرد. در این شیوه، فشار مالی کمتری بر ناشر و نویسنده وارد میشود.
مهدی گفت: با این حال، چاپ دیجیتال مشکلاتی نیز دارد. کیفیت چاپ در بسیاری موارد پایینتر است و قیمت تمامشده کتاب نیز ممکن است بیشتر شود. از سوی دیگر، چون هزینه چاپ تعداد زیادی نسخه وجود ندارد، ممکن است کیفیت محتوایی کتاب نیز تحت تأثیر قرار گیرد.
وی توضیح داد: برای مثال، اگر من ۱۰ نسخه از یک کتاب را چاپ کنم و متوجه شوم که مشکلی در آن وجود دارد، میتوانم در چاپ بعدی آن مشکل را اصلاح کنم و کیفیت کتاب را افزایش دهم. این ویژگی از یک جهت مفید است، اما از سوی دیگر باعث شده است نوعی بیتوجهی و نگاه سطحی به چاپ دیجیتال شکل بگیرد.
مهدی تصریح کرد: متأسفانه نهتنها تیراژ کتابهای دیجیتال، بلکه تیراژ کتابهای آفست و چاپهای اصلی نیز بهشدت کاهش یافته است. این وضعیت فقط در ایران و افغانستان دیده نمیشود و در تاجیکستان نیز شاهد آن هستیم.
وی افزود: برای مثال، یک رمان که در دهه ۱۹۶۰ در تاجیکستان شوروی چاپ شده، تیراژی معادل ۲۵ هزار نسخه داشته است؛ در حالی که امروز بهسختی میتوان کتابی پیدا کرد که تیراژ آن از ۵۰۰ نسخه بیشتر باشد.
مهدی گفت: اگر کتابی مخاطب زیادی داشته باشد، ناشر مطمئن باشد که اثر به فروش میرسد و حکومت نیز از آن حمایت کند، ممکن است تیراژ آن به هزار نسخه برسد؛ اما حتی این میزان نیز در مقایسه با گذشته بسیار پایین است و این وضعیت یک فاجعه محسوب میشود.
چرا مردم کمتر کتاب میخوانند؟
این ناشر درباره دلایل کاهش تیراژ کتابها اظهار کرد: پیدا کردن دلایل این وضعیت نیازمند بررسی و مطالعه تخصصی است و متخصصان باید درباره آن تحقیق کنند. اما یکی از مسائل ساده و قابل مشاهده این است که تعداد و میزان مطالعه کتاب در میان مردم کاهش یافته است.
وی افزود: اگر کتابهای بنگاه ترجمه و نشر کتاب یا بنیاد فرهنگ ایران را در گذشته بررسی کنید، معمولاً با تیراژهای دو هزار یا پنج هزار نسخه مواجه میشوید و بسیاری از این آثار طی دو یا سه سال به چاپ سوم و چهارم میرسیدند.
مهدی ادامه داد: امروز حتی مشهورترین ناشران ایران نیز ترجیح میدهند به سمت چاپ دیجیتال حرکت کنند؛ زیرا چاپ در تیراژ پایین، هزینه چاپ، سرایداری، بایگانی و انبارداری را کاهش میدهد و سرمایه کمتری برای مدت طولانی در یک کتاب باقی میماند. با این حال، طبیعی است که در چنین شرایطی قیمت کتاب بالاتر و کیفیت چاپ نیز پایینتر شود.
وی گفت: همین مسئله در حوزه چاپ کتاب در افغانستان نیز وجود دارد. ما در افغانستان نیز از دستگاههای زیراکس و چاپ دیجیتال استفاده میکنیم و ناشران با تیراژهای بسیار پایین و کیفیت پایین، کتاب را با قیمت بالا چاپ میکنند. متأسفانه این شیوه تا امروز نتوانسته است به شکل مؤثر و مطلوب، نیاز بازار کتاب را پاسخ دهد.
کپیرایت و حقوق مؤلفان
مهدی درباره وضعیت حقوق مؤلفان در افغانستان اظهار کرد: در افغانستان، مسئله حقوق مؤلفان یک قاعده مشخص دارد. اگر هزار نسخه از یک کتاب چاپ شود، ۱۰۰ نسخه آن متعلق به مؤلف یا پژوهشگر است. معمولاً یا همان ۱۰۰ نسخه را در اختیار نویسنده قرار میدهند یا اگر ناشر همکاری مناسبی داشته باشد، مبلغ معادل قیمت پشت جلد یک نسخه را محاسبه و به مؤلف پرداخت میکند.
وی افزود: اما در چاپ دیجیتال، وقتی تنها ۱۰ نسخه از یک کتاب چاپ میشود، سهم مؤلف نیز بسیار محدود خواهد بود. در این شرایط، مؤلف یا باید نسخهای از کتاب را دریافت کند یا مبلغ معادل آن را بگیرد.
مهدی تصریح کرد: در مجموع، مسئله کپیرایت در افغانستان در هیچ زمینهای بهدرستی رعایت نمیشود. استفاده غیرقانونی از داشتههای فکری و محصولات علمی و پژوهشی دیگران به یک روال معمول و حتی پذیرفتهشده تبدیل شده است.
وی گفت: به نظر من یکی از دلایل عقبماندن کشورهای جهان سوم همین مسئله است. کپیرایت زمانی که محصول فکری یک انسان را به منبع درآمد تبدیل میکند، میتواند به پیشرفت جامعه کمک کند.
این نویسنده ادامه داد: یکی از افرادی که حقوق مربوط به اختراع خود را در انگلستان ثبت و راجستر کرد، همان کسی بود که ماشین بخار را ساخت و از این راه به ثروت هنگفتی دست یافت. در انگلستان و کشورهای اروپایی، هر نوآوری و اختراعی به نام صاحب آن ثبت میشد و هر فرد یا نهادی که از آن استفاده میکرد، مبلغی را به صاحب اثر یا اختراع پرداخت میکرد.
مهدی تأکید کرد: اما متأسفانه در کشورهای ما استفاده غیرقانونی از داشتههای فکری و محصولات علمی و پژوهشی دیگران، یک روال بسیار معمول است. در چنین شرایطی، هیچ مؤلفی در هیچ عرصهای نمیتواند درآمد مناسبی از کار خود داشته باشد و این مسئله به نظر من یکی از عوامل عقبماندگی ماست.
مهاجرت اهالی فرهنگ و بحران بازار کتاب
ذبیح مهدی درباره تأثیر مهاجرت بر صنعت نشر افغانستان اظهار کرد: حقیقت این است که بیشتر نویسندگان، مترجمان و ناشران درجه یک افغانستان پس از سقوط حکومت از کشور خارج شدند. همین وضعیت درباره بسیاری از فعالان فرهنگی، کتابخانهها، کتابدوستان و کسانی که در حوزه کتاب فعالیت میکردند نیز صدق میکند. بسیاری از آنها بهدلیل فشارهای موجود یا بهصورت مستقیم کشور را ترک کردند و نتوانستند فعالیت خود را ادامه دهند.
وی افزود: این وضعیت در قدم نخست یک خلأ جبرانناپذیر ایجاد کرده است. نه ناشران برجسته زیادی در داخل افغانستان باقی ماندهاند و نه تعداد قابل توجهی خواننده و فعال فرهنگی وجود دارد که بتوانند بازار ناشران باقیمانده را حفظ کنند و از آنها برای عرضه کتابهای جدید و پژوهشهای تازه حمایت کنند.
مهدی گفت: در خارج از افغانستان نیز در سالهای گذشته تعداد ناشران جدیدی ظهور کردهاند و برخی از آنها واقعاً فعالیتهای خوبی داشتهاند، اما مشکل بزرگ این ناشران، پراکندگی جمعیت مهاجران افغانستان است.
وی تصریح کرد: برای هیچیک از این ناشران در خارج از افغانستان امکان برپایی یک نمایشگاه دائمی کتاب در یک شهر وجود ندارد؛ زیرا حتی اگر در محلی نمایشگاه برگزار شود، جمعیت فرهنگی و علاقهمند به کتاب در همان منطقه به اندازهای نیست که بتواند هزینههای نمایشگاه را تأمین کند.
مهدی افزود: به همین دلیل، ناشران خارج از افغانستان بیشتر به فروش آنلاین کتاب روی آوردهاند. فروش آنلاین نیز محدودیتهای خاص خود را دارد.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، بیشتر کتابهایی که این ناشران چاپ میکنند، به صورت دیجیتال منتشر میشود. هزینه ارسال کتاب نیز بر خریدار تحمیل میشود و مجموع قیمت کتاب و هزینه پستی، مبلغ بالایی برای خریدار ایجاد میکند. در نتیجه، بهتدریج کسانی که علاقهمند به استفاده از این کتابها هستند، به دلیل افزایش قیمت کتاب و هزینههای ارسال، دلسرد میشوند.
آسیب طالبان به زبان فارسی و صنعت چاپ
این نویسنده و ناشر در بخش پایانی این گفتگو اظهار کرد: طالبان تنها به رشد صنعت چاپ در افغانستان آسیب نزدهاند، بلکه به زبان فارسی، رابطه دوستانهای که میان زبان فارسی و پشتو وجود داشت، چاپ کتاب، ناشران، شعر، رمان، تاریخ و تقریباً هر آنچه در سالهای گذشته در حوزه فرهنگ و نشر رو به رشد بود، آسیب زدهاند.
وی افزود: این آسیب بسیار عمیق است و آثار آن میتواند برای سالهای طولانی باقی بماند. با این حال، تصور من این است که زبان فارسی توانایی آن را دارد که بر این مشکلات غلبه کند.
مهدی تأکید کرد: اگر زبان فارسی نباشد، چیزی به نام صنعت چاپ در داخل افغانستان مانند چاپ کتاب سفید است؛ یعنی کتابی بدون متن.
وی در پایان گفت: زبان پشتو در شرایط کنونی به اندازهای توانمند نیست که بتواند میان تمام اقوام افغانستان پل ارتباطی ایجاد کند و نیازهای علمی و پژوهشی همه مردم این کشور را پاسخ دهد. بنابراین زبان فارسی باید تقویت شود تا صنعت چاپ در داخل افغانستان نیز امکان شکوفایی پیدا کند. صنعت چاپ بدون زبان فارسی در داخل افغانستان، با توجه به شرایط فعلی، عملاً بیمعنا است.








