دکتر غلام احیا حسینی، استاد پیشین دانشگاه در گفتوگوی اختصاصی با ایراف اظهار کرد: دستور اخیر وزارت تحصیلات عالی طالبان برای حذف تدریجی رشتههای حقوق، علوم سیاسی و روابط بینالملل از دانشگاههای خصوصی و سپس دولتی، اقدامی فراتر از یک تصمیم اداری صرف است و باید آن را در چارچوب استراتژی کلان این گروه برای بازتعریف هویت ملی و نابودی نهادهای مستقل و منتقد تفسیر کرد.
وی افزود: استدلال رسمی طالبان مبنی بر کاهش شمار دانشجویان و کمبود بازار کار برای فارغالتحصیلان این رشتهها، در سطح اقتصادی و آماری قابل بررسی است، اما در عمق خود میتواند پوششی برای یک پروژه سیاسی ـ ایدئولوژیک گستردهتر باشد؛ پروژهای که هدف آن یکدستسازی نظام آموزشی در انطباق با قرائت خاص طالبان از شریعت است.
حذف علوم سیاسی و روابط بینالملل؛ در راستای کنترل فکری و ایدئولوژیک
حسینی با اشاره به اهداف طالبان از چنین اقداماتی، گفت: دلیل اصلی این اقدام را باید در ساختار قدرت و نگرانی طالبان از هرگونه دانش و نهادی جستوجو کرد که بتواند مرجعیت سیاسی و مذهبی آنان را به چالش بکشد. علوم سیاسی و حقوق مفاهیمی مانند دولت مدرن، دموکراسی، حقوق بشر، حاکمیت قانون و مشارکت مدنی را تبیین میکنند و از این منظر، حذف این رشتهها به معنای از میان بردن بستر مفهومی شکلگیری نظامهای جایگزین و خاموش کردن صداهای منتقد است.
وی ادامه داد: طالبان به خوبی میدانند که نسل جدید، به دلیل آشنایی با مفاهیم حقوقی و سیاسی مدرن، میتواند به کانونی برای نقد نظم موجود تبدیل شود و از همین رو، محدود کردن این حوزههای علمی را میتوان بخشی از سیاست کنترل فکری و اجتماعی این گروه دانست.
این استاد پیشین دانشگاه درباره ممنوعیت تحصیل زنان نیز اظهار کرد: ممانعت از تحصیل زنان، علاوه بر ریشههایی که میتوان در سنتهای روستایی و پشتونوالی جستوجو کرد، برای طالبان یک کارت بازی در تعامل با جامعه بینالمللی نیز محسوب میشود. به گفته وی، برجسته شدن مسئله زنان گاه میتواند افکار عمومی و نخبگان را از سایر سیاستهای آسیبزا علیه اقوام، مذاهب و گروههای اجتماعی منحرف کند.
حسینی افزود: دو وزارتخانه معارف و تحصیلات عالی در ساختار فرهنگی افغانستان نقش بسیار مهمی دارند و سیاستهای حاکم بر این دو نهاد میتواند بر تولید و تربیت نسل آینده تأثیر تعیینکننده داشته باشد. به باور وی، تداوم تصمیمهای محدودکننده و ایدئولوژیک از سوی این دو وزارتخانه را باید در چارچوب همین رویکرد مورد بررسی قرار داد.
وی در پاسخ به این پرسش که طالبان از چنین اقداماتی چه هدفی را دنبال میکند، گفت: طالبان در واقع پروژهای تمامعیار برای ارائه زشتترین چهره ممکن از اسلام است. این گروه با درهمآمیختن سنتهای قبیلهای، از جمله پشتونوالی، با تفسیری تکبعدی از فقه حنفی، قرائتی انحصارگرایانه از اسلام ارائه میدهد که نسبتی با میراث تاریخی، اجتهادی و عقلانی تمدن اسلامی و مقتضیات جهان معاصر ندارد.
این استاد پیشین دانشگاه تصریح کرد: در این چارچوب، مذهب از ساحت هدایت اخلاقی و انسجام اجتماعی به ابزاری برای انتظام عمومی، مهندسی رفتار و سرکوب صداهای دگراندیش فروکاسته میشود و هرگونه مطالبهگری شهروندی یا پرسش درباره مشروعیت حاکمیت میتواند با برچسب ارتداد یا تمرد از حکم الهی مواجه شود.
حسینی با اشاره به محدودیتهای اعمالشده بر هنر، موسیقی و عناصر فرهنگی و زبانی افغانستان اظهار کرد: تضعیف هنر و موسیقی و زدودن عناصر ریشهدار هویت فرهنگی و زبانی، اقدامی هدفمند برای قطع پیوند نسل جدید با سرچشمههای فکری و تاریخی خود است و زمینه را برای تحمیل یک نظم تکبعدی فراهم میکند.
وی افزود: این رویکرد در سطح فراملی نیز پیامدهای خطرناکی دارد؛ زیرا بازنمایی خشن و انحصارگرایانه از اسلام، تصویری مخدوش از این دین در افکار عمومی جهان ایجاد میکند و مستمسک مناسبی در اختیار جریانهای اسلامهراس و راست افراطی قرار میدهد تا اسلام را ذاتاً ناسازگار با خردورزی، حقوق بشر و شأن زنان معرفی کنند.
حسینی همچنین گفت: در این میان یک تناقض جدی میان شعارهای سلفیمآبانه طالبان و استفاده آنان از ابزارهای مدرن وجود دارد؛ به گونهای که همزمان با محرومیت شهروندان، بهویژه زنان و دختران، از حقوق بنیادین خود، ساختار حاکم از سامانههای نوین ارتباطی، نظارت دیجیتال و ابزارهای فناورانه برای کنترل اطلاعاتی و تحکیم اقتدار خود استفاده میکند.
پیامدهای حذف رشتههای تخصصی برای آینده افغانستان
وی در ادامه درباره پیامدهای حذف علوم سیاسی و روابط بینالملل هشدار داد و اظهار کرد: این تصمیم در کنار ممنوعیت تحصیل زنان، دو ضربه همزمان به آینده افغانستان وارد میکند و پیامدهای آن نه تنها در داخل کشور، بلکه در موازنه قدرت منطقهای و جایگاه بینالمللی افغانستان برای چندین نسل قابل مشاهده خواهد بود.
این استاد پیشین دانشگاه افزود: حذف این رشتهها به معنای قطع زنجیره تولید نیروی انسانی متخصص در حوزههای حاکمیتی، دیپلماسی و حقوق بینالملل است و افغانستان را در سالهای آینده با کمبود جدی کارشناسانی مواجه خواهد کرد که بتوانند از منافع کشور در مذاکرات، سازمانهای بینالمللی و روابط با همسایگان دفاع کنند.
حسینی گفت: در عرصه روابط خارجی، پیامدهای حذف علوم سیاسی و روابط بینالملل بسیار گسترده است؛ زیرا افغانستان در دهههای آینده با کمبود کادرهای متخصص برای مذاکره با همسایگان، حضور در سازمانهای بینالمللی و تدوین توافقهای تجاری و امنیتی مواجه خواهد شد و ناگزیر به نیروهای خارج از کشور یا مشاوران خارجی وابسته خواهد شد.
وی ادامه داد: زمانی که این سیاست با حذف زنان از علوم پزشکی و سایر رشتهها همراه شود، تصویری از یک جامعه در حال فرسایش از درون شکل میگیرد. حذف زنان از پزشکی به معنای کاهش ظرفیت ارائه خدمات درمانی به نیمی از جمعیت کشور است و این مسئله میتواند پیامدهای جدی برای سلامت زنان و مادران داشته باشد.
حسینی تأکید کرد: در چنین شرایطی، وظیفه استادان، دانشجویان و رهبران فکری افغانستان از اعتراضات نمادین فراتر میرود و آنان باید به بازتعریف نقش خود به عنوان نگهبانان سرمایه انسانی و میراث علمی کشور بپردازند.
وی پیشنهاد کرد: با توجه به محدودیتهای موجود در نظام آموزشی رسمی، باید شبکههای آموزشی و پژوهشی غیررسمی در فضای مجازی و میان جوامع مهاجر افغان ایجاد شود تا استادان و دانشجویان خارج از کشور بتوانند آموزشهای تخصصی در حوزههایی مانند علوم سیاسی، حقوق و پزشکی را برای دانشجویان داخل و خارج افغانستان ارائه کنند.
این استاد پیشین دانشگاه افزود: نخبگان افغانستان همچنین باید سیاستهای محدودکننده طالبان را به صورت دقیق مستندسازی و در سطح بینالمللی منعکس کنند و مسئله را صرفاً ممنوعیت تحصیل زنان محدود نکنند، بلکه پیامدهای حذف علوم انسانی، پزشکی و سایر حوزههای علمی را نیز مورد توجه قرار دهند.
سکوت نخبگان و ضرورت کنشگری فکری و جمعی
حسینی درباره چرایی نبود واکنش گسترده از سوی نخبگان افغانستان نیز گفت: فضای ارعاب و سرکوب در داخل کشور، بسیاری از نخبگان را در وضعیت بقا و انزوای اجباری قرار داده است. در خارج از کشور نیز بخشی از نخبگان و رهبران فکری، به دلیل سالها شکست پروژههای سیاسی و نبود یک جبهه متحد، با خستگی و ناامیدی مواجه شدهاند.
وی اضافه کرد: مهمترین مشکل، نبود یک رهبری فکری و سازمانی کارآمد و متحد در میان دیاسپورای افغانستان است که بتواند نارضایتی موجود را به یک حرکت اجتماعی و فکری سازمانیافته تبدیل کند.
حسینی در پایان خاطرنشان کرد: نجات افغانستان از فروپاشی علمی و انسانی نیازمند خروج نخبگان از انفعال فردی و حرکت به سمت کنشگری جمعی و هوشمندانه است؛ کنشی که به جای تکیه بر قدرتهای خارجی، بر سرمایه انسانی افغانها و حفظ هویت علمی و تمدنی کشور استوار باشد.








