پاسخ مدیرمسئول ایراف به موضع‌گیری یک رسانه ایرانی: شناسایی طالبان چه امتیازی برای تهران دارد؟

سال‌ها کار رسانه‌ای باعث می‌شود گرفتاری یک تحریریه را بفهمم؛ کنداکتور خالی است، سوژه باید بسته شود، کارشناس در دسترس نیست، زمان پخش نزدیک است و بالاخره باید کسی را مقابل دوربین نشاند. اما آنچه در «آن» اتفاق افتاده، دیگر صرفاً محصول اضطرار کنداکتور نیست؛ نشانه یک ضعف جدی‌تر در شناخت موضوع و انتخاب فرد مناسب برای اظهارنظر درباره یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های سیاست خارجی ایران است.

افغانستان جغرافیایی نیست که صرفاً با یک سفر، چند گفت‌وگو و مرور اخبار بتوان برای آن نسخه راهبردی پیچید. شناخت افغانستان نیازمند آشنایی همزمان با ساختار قدرت طالبان، مناسبات قومی و مذهبی، شبکه‌های امنیتی، اقتصاد غیررسمی، مسئله آب و مرز، گروه‌های مسلح، ساختار مالی، بازیگران منطقه‌ای و بیست سال روابط پرنوسان تهران و کابل است.

جناب شیخ‌پور عزیز دوست خوبم؛ تا آنجا که می‌دانم تجربه میدانی شما از افغانستان به یک سفر محدود می‌شود و طبعاً انتظار نمی‌رود کسی با چنین سطحی از مواجهه، بر همه لایه‌های این پرونده مسلط باشد. ایراد اصلی اتفاقاً متوجه رسانه‌ای است که به‌جای مراجعه به کارشناسان این حوزه، یک نیروی درون‌سازمانی را مقابل دوربین می‌نشاند و اجازه می‌دهد از «اهمیت اقتصادی افغانستان برای ایران» یکباره به نسخه «شناسایی طالبان برای دور زدن تحریم‌ها» برسد.

این همان جایی است که ضعف کارشناسی فرد با ضعف تحریریه جمع می‌شود و نتیجه، گزاره‌ای می‌شود که در ظاهر «راهبردی» است، اما با چند سؤال ابتدایی درباره افغانستان و تحریم‌ها با مشکل مواجه می‌شود.

بنابراین جناب شیخ‌پور، برای اینکه در ابلاغات بعدی با احتیاط بیشتری درباره افغانستان سخن بگویید، بد نیست ابتدا به چند سؤال پاسخ دهید:

۱ـ روسیه در سال ۲۰۲۵ طالبان را به رسمیت شناخت و پس از آن هیچ کشور دیگری حاضر نشد این مسیر را دنبال کند. روسیه در ازای واگذاری این امتیاز بزرگ سیاسی دقیقاً چه دستاورد راهبردی به دست آورد؟ کدام‌یک از مشکلات امنیتی، اقتصادی یا سیاسی مسکو با افغانستان پس از شناسایی حل شد؟

۲ـ اگر عدم شناسایی طالبان عامل معطل‌ماندن روابط راهبردی ایران و افغانستان است، لطفاً فقط نام یک قرارداد راهبردی را اعلام کنید که دو طرف آماده اجرای آن هستند و تنها مانع حقوقی اجرای آن «به‌رسمیت‌نشناختن طالبان» توسط ایران است.

۳ـ اگر افغانستان قرار است «کارت برنده ایران برای دور زدن تحریم‌ها» باشد، وضعیت آرین‌بانک را چگونه توضیح می‌دهید؟ بانکی در کابل با سرمایه بانک ملی و بانک صادرات ایران؛ اگر استقرار در افغانستان راه فرار از تحریم ایجاد می‌کند، چرا همین ساختار بانکی از محدودیت‌های تحریمی مصون نمانده است؟

بیشتر بخوانید:  فارن افرز: افغانستان دیگر اولویت واشنگتن نیست؛ پایداری طالبان منطق جنگ ۲۰ساله آمریکا را زیر سوال برد

۴ـ درباره حقابه هیرمند چه؟ ایران و افغانستان از سال ۱۳۵۱ معاهده رسمی دارند و با وجود آن هنوز اجرای کامل حقابه محل اختلاف است. منطقی است ابتدا مهم‌ترین امتیاز سیاسی ایران یعنی شناسایی را واگذار کنیم و بعد برای اجرای یک معاهده پنجاه‌ساله مذاکره کنیم، یا شناسایی باید بخشی از بسته امتیازگیری ایران باشد؟

۵ـ درباره سدسازی‌های افغانستان بر منابع آبی مؤثر بر ایران چه تضمینی گرفته‌ایم؟ امنیت آبی شرق ایران در محاسبات شما برای شناسایی طالبان کجاست؟

۶ـ اختلافات و درگیری‌های مرزی چند سال گذشته چه می‌شود؟ پیش از شناسایی رسمی آیا نباید درباره رژیم مرزی، رفتار نیروهای طالبان، نقاط اختلافی و سازوکار جلوگیری از تکرار درگیری‌ها توافق روشن و قابل سنجش وجود داشته باشد؟

۷ـ درباره امنیت سیستان‌وبلوچستان چطور؟ ایران چه تضمین قابل راستی‌آزمایی دریافت کرده که خاک افغانستان محل استقرار، عبور، آموزش، پشتیبانی یا ارتباط‌گیری گروه‌های مسلح ضدایرانی نباشد؟

۸ـ درباره گزارش‌ها و ادعاهای مربوط به ارتباط عناصر بلوچ مسلح ضدایرانی با بخش‌هایی از ساختار طالبان چه؟ طالبان این ارتباطات را رد می‌کند؛ آیا سازوکار مشترک و قابل راستی‌آزمایی برای اثبات این ادعا وجود دارد؟

۹ـ داعش خراسان، شبکه‌های جهادی فراملی، قاچاق سلاح، مواد مخدر و جابه‌جایی عناصر مسلح در مرز شرقی در کجای محاسبه شما قرار گرفته‌اند؟ آیا شناسایی باید قبل از دریافت تضمین‌های امنیتی صورت گیرد یا بعد از آن؟

۱۰ـ درباره شیعیان افغانستان چه؟ وقتی حوزه علمیه خاتم‌النبیین، از مهم‌ترین مراکز علمی و دینی شیعیان افغانستان، با مسجد، حسینیه، کتابخانه و مدارس وابسته به آن مهروموم می‌شود، ایران با چه منطقی باید یکی از مهم‌ترین اهرم‌های سیاسی خود را بدون تعیین تکلیف حقوق مذهبی شیعیان واگذار کند؟

۱۱ـ جایگاه فقه جعفری، آموزش دینی شیعیان، احوال شخصیه، فعالیت مدارس و حوزه‌های علمیه و آزادی مناسک مذهبی چه تضمین حقوقی پیدا کرده است؟

۱۲ـ مسئله فقط شیعیان نیست. تاجیک، هزاره، ازبک، ترکمن و دیگر اجزای جامعه افغانستان در ساختار واقعی قدرت چه سهمی دارند؟ مطالبه چندساله ایران برای «حکومت فراگیر» چه شد؟

بیشتر بخوانید:  بیانیه پایانی؛ تأکید شورای عالی مجمع جهانی بیداری اسلامی بر فلسطین، مقاومت و وحدت عملی جهان اسلام

۱۳ـ اگر حکومت فراگیر دیگر برای ایران موضوعیت ندارد، چه تحول بنیادینی در ساختار طالبان رخ داده که باید سیاست اعلامی چندساله تهران تغییر کند؟ و اگر همچنان موضوعیت دارد، چرا باید پیش از تحقق آن مهم‌ترین خواسته سیاسی طالبان را تأمین کنیم؟

۱۴ـ جایگاه زبان فارسی و حقوق جامعه فارسی‌زبان افغانستان چه می‌شود؟ ایران در این حوزه چه تضمین مشخص و قابل سنجشی دریافت کرده است؟

۱۵ـ درباره میلیون‌ها مهاجر افغانستانی و مسئله بازگشت چه توافق الزام‌آوری وجود دارد؟ مدیریت مرز، اسناد هویتی، پذیرش اتباع بازگشتی، مهاجرت غیرقانونی و مسئولیت کابل چگونه تعیین تکلیف شده است؟

۱۶ـ و مهم‌تر از همه، سازوکار اقتصادی ادعای «دور زدن تحریم‌ها» را توضیح دهید. کدام بانک افغانستانی قرار است تراکنش تحریم‌شده ایران را انجام دهد؟ با چه ارز؟ از طریق کدام بانک کارگزار؟ و شناسایی طالبان توسط تهران چگونه آن بانک را از تحریم‌های ثانویه آمریکا مصون می‌کند؟

۱۷ـ افغانستان کشوری محصور در خشکی است. برای اتصال به اقتصاد جهانی خود به ایران، پاکستان و آسیای مرکزی وابسته است. دقیقاً کدام کریدور مستقل قرار است به «راه تنفس ایران» تبدیل شود که در نهایت از شبکه مالی و تجاری کشورهای ثالث عبور نکند؟

۱۸ـ ایران همین امروز بدون شناسایی طالبان سفیر در کابل دارد، تجارت می‌کند، هیئت اقتصادی مبادله می‌کند و درباره آب، مرز، مهاجرت و مسائل کنسولی مذاکره دارد. دقیقاً کدام منفعت اقتصادی مهم ایران فقط با صدور شناسایی رسمی آزاد خواهد شد؟

۱۹ـ و سؤال آخر از جنس ابتدایی‌ترین منطق مذاکره: وقتی طالبان «شناسایی رسمی» را می‌خواهد و ایران این امتیاز را در اختیار دارد، چرا باید آن را مجانی واگذار کرد؟ اگر قرار است روزی جمهوری اسلامی ایران طالبان را به رسمیت ببخشد، اتفاقاً اهمیت راهبردی افغانستان اقتضا می‌کند این شناسایی در انتهای یک معامله بزرگ انجام شود، نه ابتدای آن؛ در برابر تضمین و امتیاز مشخص درباره آب، امنیت مرز، گروه‌های ضدایرانی، حقوق شیعیان، فارسی‌زبانان، حکومت فراگیر، مهاجرت و منافع اقتصادی ایران.

افغانستان مهم است؛ بسیار هم مهم است. اما اهمیت افغانستان دلیل ساده‌سازی آن نیست. تفاوت کارشناس افغانستان با کسی که درباره افغانستان اظهارنظر می‌کند، دقیقاً در همین نقطه آشکار می‌شود. کنداکتور را می‌توان با هر مصاحبه‌ای پُر کرد؛ خلأ شناخت را نه.
لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=135724
اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها