به گزارش ایراف؛ حملات موشکی ۸ ژوئن ایران به شمال سرزمینهای اشغالی، اولین تبادل آتش مستقیم از زمان آغاز آتشبس در ماه آوریل را رقم زد. بلافاصله پس از آن، خبر برخورد یک هلیکوپتر نظامی آمریکایی با یک پهپاد ایرانی در نزدیکی تنگه هرمز منتشر شد. آمریکا در تلافی به ایران حمله کرد و تهران با حملات موشکی به بحرین، کویت و اردن، این حملات را پاسخ داد. این حوادث، جدیدترین تشدید تنشها در الگوی «نه جنگ، نه صلح» است که پس از آتشبس پدیدار شد.
حوادث هفته گذشته، تصویری از یک واقعیت است – ایران نه تسلیم شده و نه مشتاق توافق تحمیلی است. در عوض، رهبران ایران، قاطعتر از همیشه هستند.
تهران اکنون تحمل ریسک بالاتری را نشان میدهد و تمایل دارد از قدرت برای محدود کردن رقبای خود استفاده کند. این کشور از سیاست سنتی خود یعنی «صبر استراتژیک» که در آن نیروهای ایرانی اغلب از پاسخ به تشدید تنشها خودداری میکردند و ترجیح میدادند بازی طولانیمدت را ادامه دهند، اجتناب کرده است.
مقامات آمریکایی در جلسات توجیهی رسانهای تلاش کردهاند تا اهمیت حملات را کماهمیت جلوه دهند، در حالی که ادعا میکنند آتشبس همچنان پابرجاست و مذاکرات گستردهتر با ایران تحت تأثیر قرار نگرفته است. ترامپ روز پنجشنبه در تروث سوشال نوشت: «مذاکرات با جمهوری اسلامی ایران به بالاترین سطح ایران رسیده و مورد تأیید قرار گرفته است. محاصره دریایی تا زمان نهایی شدن این توافق به طور کامل و با قدرت به قوت خود باقی خواهد ماند.» ترامپ همچنین در اظهار نظر دیگری مدعی شد: «توافق بهزودی در اروپا امضا میشود.»
بعد از این اظهارات، سخنگوی وزارت خارجه ایران گفت: «مواردی که درباره توافق مطرح میشود گمانهزنی است و موضوعی نهایی نشده است. اصل موضوع این است که به محض رسیدن به نتیجه نهایی، اطلاعرسانی انجام خواهد شد. روند تصمیمگیری در کشور ما کاملاً روشن است؛ مراجع ذیربط نظام باید درباره جزءبهجزء متن و هرگونه تفاهم احتمالی به جمعبندی برسند. به محض آنکه به جمعبندی نهایی دست پیدا کنیم، حتماً به صورت رسمی اعلام خواهیم کرد.»
سید عباس عراقچی نیز روز جمعه در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «تفاهمنامه اسلامآباد هیچگاه تا این حد به نهایی شدن نزدیک نبوده است. تا زمان تکمیل و نهایی شدن آن، رسانهها باید از گمانهزنی درباره محتوای آن خودداری کنند. در راستای رویکرد مسئولانه و شفاف ما، تمامی جزئیات در زمان مقتضی با عموم مردم به اشتراک گذاشته خواهد شد.»
ترامپ هفتههاست ادعا میکند که دستیابی به توافقی برای پایان دائمی جنگ جاری بین واشنگتن و تهران نزدیک است و او تمام تلاش خود را کرده است تا از بازگشت به جنگ تمامعیار جلوگیری کند؛ اما رویاروییهای اخیر ضعف ساختاری سیاست منطقهای ترامپ را آشکار کرده است. بیش از ۱۰۰ روز از آغاز جنگ تجاوزکارانه وی علیه ایران گذشته است – جنگی که ناظران معتقدند از هر نظر شکست خورده است. او هنوز نتوانسته است با تهران بر سر توافقی که بتوان آن را پیشرفتی نسبت به توافق هستهای سال ۲۰۱۵ باراک اوباما دانست، مذاکره کند.
ترامپ با واکنش منفی در داخل و در میان متحدان منطقهای و خارجی خود روبرو است. شعار انتخاباتی «دیگر جنگ خارجی بس است» او به یک مسئولیت سیاسی تبدیل شده است. همچنین سوالاتی در مورد نفوذ سمی نتانیاهو بر کاخ سفید ترامپ و حزب جمهوریخواه در حال افزایش است. چه ترامپ از نتانیاهو خواسته باشد که حملات یکشنبه شب ایران را تلافی نکند و چه بیسروصدا به او چراغ سبز برای حملات محدود داده باشد، این سوال که چه کسی واقعاً مسئول است – و چه کسی بر چه کسی نفوذ دارد – اکنون در واشنگتن طنینانداز است.
با این حال، علیرغم ادعاهای مکرر مبنی بر قریبالوقوع بودن توافق با ایران، اختلافات قابل توجهی بین دو طرف باقی مانده است. محدودیتهای برنامه هستهای تهران، آزادسازی داراییهای ایران و ادامه جنگ رژیم اسرائیل در لبنان هنوز موانع قابل توجهی برای دستیابی به توافق هستند.
واشنگتن به دنبال راهی برای خروج از باتلاقی است که خود با تجاوز فوریه ایجاد کرده، در حالی که تهران خواهان لغو کامل تحریمها به عنوان پیششرط هرگونه عقبنشینی از مواضع هستهای است. سایه بیاعتمادی مطلق پس از حمله مستقیم آمریکا به خاک ایران، باعث شده تا راستیآزمایی عملاً غیرممکن شود.
هدف آمریکا از دور جدید حملات چه بود؟
رئیسجمهور آمریکا بیتوجه به ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای تهران روز چهارشنبه ادعا کرد: «من چند ماهی است که با ایران کار میکنم و آنها باید این توافق را امضا کنند. این یک توافق خوب است. در این توافق آنها نمیتوانند تسلیحات هستهای داشته باشند. آنها با این موضوع موافقت کردهاند؛ فقط امضاء برگهها مانده است! به اندازه کافی درباره آن مذاکره شده است؛ اما آنها وقت بیشتری میخواهند.»
دونالد ترامپ سپس مدعی شد: «پاکستان هنوز هم در حال میانجیگری با ایران است. ما توافق باراک اوباما با ایران (توافق هستهای سال ۲۰۱۵ با ایران موسوم به برجام) را نمیخواهیم. خواهیم دید درباره این توافق چه خواهیم کرد. داریم به توافق با ایران نزدیک میشویم! آنها میخواهند توافق کنند، اما خواهیم دید چه میشود! به درخواست پاکستان با ایران ترک مخاصمه کردیم.»
با توجه به اینکه کاخ سفید و پنتاگون اعلام کردهاند که ایالات متحده آمریکا به دنبال بازگشت به جنگ تمامعیار نیست، هگست سرنخهایی برای استراتژی ارائه داد. وزیر جنگ آمریکا گفت: «حملات مجدد به این دلیل که میخواهیم هر چیزی را از سر بگیریم اتفاق نمیافتد، بلکه به این دلیل است که ایالات متحده
آماده است تا شرایطی را تعیین کند تا اطمینان حاصل شود که به نوع معاملهای که رئیسجمهور ترامپ انتظار دارد، دست خواهیم یافت. اگر نیاز به مذاکره با بمب داشته باشیم، با بمب مذاکره خواهیم کرد.»
اما امیرسعید ایروانی، سفیر ایران در سازمان ملل روز چهارشنبه گفت: «هیچ توافق پایداری از طریق تروریستها، ارعاب یا استفاده از زور حاصل نمیشود. ایران هرگز تحت تهدید و فشار مذاکره نکرده و هرگز تسلیم فشار یا فشار اضافی نخواهد شد. ایالات متحده بارها چنین سیاستی را دنبال کرده است و باید تاکنون آموخته باشد که تهدید و ارعاب نظامی نتیجه معکوس دارد.»
چرا ایران نمیتواند از کنترل هرمز دست بکشد؟
نیروی دریایی سپاه پاسداران ایران روز پنجشنبه اعلام کرد در پی آنچه «نقض مکرر شرایط آتشبس از سوی آمریکا» خوانده شده است، تنگه هرمز تا اطلاع ثانوی مسدود میشود و به تمامی شناورها هشدار داده شده از حرکت در منطقه خودداری کنند.
تهران بار دیگر نشان داد: تنگه هرمز، گذرگاه حیاتی جهت انتقال یک چهارم تجارت جهانی نفت از طریق دریا، برای آن کلیدی است، زیرا تهران به دنبال اهرم فشار در مذاکرات با واشنگتن است. نقشه جدیدی که شامل دو خط قرمز فراتر از تنگه هرمز است، به جدیدترین نماد جنگ فرسایشی فزاینده بین ایران و ایالات متحده تبدیل شده است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران روز دوشنبه نقشهای منتشر کرد که منطقه کنترل دریایی گستردهتری را شامل میشود و بخشهای طولانی از خط ساحلی امارات متحده عربی را در بر میگیرد. در غرب، خطی بین غربیترین نقطه جزیره قشم ایران تا امارت امالقوین امارات امتداد دارد، در حالی که در شرق، خط دوم کوه مبارک ایران و فجیره امارات را به هم متصل میکند. این اعلامیه پس از آن منتشر شد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا تلاش جدیدی را برای باز کردن این گلوگاه حیاتی انرژی – که از زمان آغاز جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه بسته شده بود – با اعزام نیروی دریایی برای اسکورت تانکرهای سرگردان از طریق تنگه، در کمپینی با عنوان «پروژه آزادی» آغاز کرد.
ایران با مختل کردن ترافیک دریایی در تنگه هرمز، گذرگاهی برای تقریباً یک چهارم تجارت جهانی نفت از طریق دریا و حجم قابل توجهی از گاز طبیعی مایع و کود، توانسته است هزینههای اقتصادی را به ایالات متحده و همچنین سایر نقاط جهان تحمیل کند. این امر به ایران قدرت مذاکره داده است، زیرا سعی میکند در برابر خواستههای آمریکا مانند اصرار واشنگتن مبنی بر پایان دادن مؤثر به برنامه هستهای تهران مقاومت کند.
هرمز باریک، متراکم و از نظر اقتصادی حیاتی است. در چنین فضایی، ایران نیازی به رویارویی گسترده برای تحمیل هزینه ندارد. مینها، موشکها، پهپادها، قایقهای تندرو، اختلال الکترونیکی و تهدید به هدفگیری میتوانند حمل و نقل را در این مسیر توقف کنند. در واقع، ایران برای تغییر محاسبات اقتصادی جنگ نیازی به شکست نیروی دریایی آمریکا به شیوه کلاسیک ندارد.





