به گزارش ایراف، دادههای منتشرشده از سوی سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) در ۲۴ اردیبهشت، پرده از ریزش سهمگین عرضه انرژی در پی بنبستهای نظامی ماههای اخیر برداشته است. این ارزیابیهای آماری نشان میدهد حجم استخراج روزانه پنج کشور عراق، کویت، عربستان، امارات و بحرین از آغاز ژانویه تا اواخر آوریل ۲۰۲۶ مسیری به شدت نزولی را طی کرده، به طوری که برآیند استخراج کل اعضا در این بازه زمانی با افت بیسابقه ۳۰ درصدی (معادل ۹.۷ میلیون بشکه در روز) مواجه شده است. در این میان، امارات متحده عربی نیز از اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت) به طور رسمی از این کارتل نفتی خارج شد.
بر پایه این سند بینالمللی، تولید روزانه عراق از ۴.۱۵ میلیون بشکه به ۱.۳۸ میلیون بشکه، عربستان از ۱۰.۸ میلیون به ۶.۷۶ میلیون، کویت از ۲.۵۸ میلیون به ۶۰۰ هزار و امارات از ۳.۳۸ میلیون به ۲.۰۲ میلیون بشکه سقوط کرده است؛ اما در پورتال آماری ایران، این رقم با کمترین نوسان، از ۳.۱۴ میلیون بشکه در ژانویه، به ۲.۸۵ میلیون بشکه در پایان آوریل رسیده که نشاندهنده پایداریِ متمایز ساختار تولیدی تهران در وضعیت بحران است.
پیوند انسداد هرمز با چالشهای لجستیکی و فرسایش بازدارندگی کاخ سفید
این گسست ناگهانی در شریانهای انرژی غرب آسیا که به حبس صادرات بیش از یک میلیارد بشکه نفت و توقف روزانه ۱۴ میلیون بشکه جریان سوخت در تنگه هرمز منجر شده، بازتاب عینی ناتوانی ابزاری واشنگتن در مدیریت ژئوپلیتیک منطقه است. آژانس بینالمللی انرژی در گزارش اخیر خود رسماً هشدار داد که به دلیل ایستایی ترافیک نفتکشها، تقاضای جهانی به شدت از عرضه پیشی گرفته است؛ گزارهای که با فکت ۲۶ ثور و صعود نفت برنت به کانال ۱۰۹ دلار، فشار مضاعفی را بر بازارهای مصرف غربی تحمیل میکند.
ابعاد این ناترازی زمانی آشکارتر میشود که پاتریک پویانه، مدیرعامل شرکت توتال، از برداشت اضطراری ۵۰۰ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک جهان پرده برداشته و پیشبینی کرده است که این رقم به زودی به یک میلیارد بشکه خواهد رسید. این فرسایش در ذخایر بنیادین، همراستا با اعترافات مقامات نظامی پنتاگون در مجلس سنا است که اعلام کردند رویاروییهای دریایی و اشراف پدافندی ایران، توان بودجهای و تسلیحاتی نیروی دریایی آمریکا را به فرسودگی کشانده و توان مهارگری صیانت از ترانزیت دریایی را از آنان سلب کرده است.
تغییر فاز محاسباتی در پایتختهای منطقه و شکست دوقطبیسازی
آشفتگی عمیق در ساختار عرضه انرژی، دکترین فشار حداکثری و «دیپلماسی اجبار» واشنگتن را در جریان مذاکرات فرامنطقهای با بنبست مواجه کرده است؛ به گونهای که دونالد ترامپ در اجلاس اخیر پکن در برابر خطوط قرمز شیجینپینگ ناچار به انفعال شد و متعاقباً چاک شومر، رهبر اکثریت دموکرات سنا، نتایج این نشست را مایه شرمساری کامل برای کاخ سفید خواند. همزمان، بروز نشانههایی چون ابراز تمایل ترامپ برای تعلیق ۲۰ ساله برنامه هستهای ایران، نشاندهنده هراس از تداوم قفلشدگی شاهرگهای مواصلاتی است؛ موضوعی که سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، با متناقض خواندن پیامهای روزانه واشنگتن، آن را گواهی بر این حقیقت دانست که پایگاههای متجاوز غربی دیگر قادر به تضمین امنیت شرکای خود نیستند.
این گسست ساختاری، بر موازنه سیاسی پایتختهای عربی نیز سایه افکنده است؛ بلومبرگ فاش کرد که تلاشهای گسترده امارات برای ترغیب عربستان و قطر جهت پیوستن به یک جبهه نظامی هماهنگ علیه ایران با مخالفت صریح مواجه شده و در روندی معکوس، اسلامآباد و مسقط به همراه بغداد در حال بازتعریف ترتیبات امنیتی بر اساس واقعیتهای میدانی هستند. اصرار فالح الخزعلی و دیگر نمایندگان پارلمان عراق بر ابطال توافقنامههای امنیتی با آمریکا، در کنار ثبات نسبی استخراج نفت در پادشاهی عمان (روی مرز ۸۰۰ هزار بشکه)، اثبات میکند که بازیگران منطقه با درک فرسایش لجستیکی کاخ سفید و تابآوریِ برتر تهران، در حال عبور از الگوهای امنیتی عاریتی غربی به سمت ترتیبات پایدار بومی هستند.









