به گزارش ایراف، هشتمین نشست فرمت مسکو روز دوشنبه، ۱۳ مهرماه/میزان، در مسکو برگزار شد؛ نشستی که نمایندگان افغانستان، روسیه، ایران، پاکستان، چین، هند، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان در آن حضور داشتند. اما برخلاف دورههای پیشین، شرکتکنندگان نتوانستند بر سر یک بیانیه مشترک به توافق برسند.
ضمیر کابلوف، نماینده ویژه رئیسجمهور روسیه در امور افغانستان، اعلام کرده است که اختلاف میان طالبان و پاکستان بر سر متن بیانیه پایانی مانع تصویب آن شد و از این مسئله ابراز تأسف کرده است. به گفته او، طرف افغانستانی با برخی عبارتهای مربوط به تروریسم مخالف بوده و هیئت پاکستان بر گنجاندن موضوع حملات تروریستی از خاک افغانستان تأکید داشته است. طالبان میگویند در متن بیانیه بیش از اندازه به موضوع حملات تروریستی از خاک افغانستان تأکید شده است، موضوعی که پاکستان آن را صحیح میداند.
فرمت مسکو از سالهای گذشته به یکی از مسیرهای اصلی گفتوگوی منطقهای درباره افغانستان تبدیل شده و روسیه تلاش کرده است از طریق آن، خود را بهعنوان یکی از بازیگران اصلی پرونده افغانستان معرفی کند.
اکنون اختلاف دو عضو نشست، یعنی طالبان و پاکستان، نه تنها مانع توافق آنها شد، بلکه نشان داد که مسکو برای تبدیل گفتوگوهای منطقهای به موضعی مشترک با محدودیت جدی روبهرو است.
روسیه و طالبان؛ از شناسایی رسمی تا آزمون دشوار
مسکو در سالهای اخیر بیش از بسیاری از پایتختهای منطقه برای نزدیک شدن به طالبان تلاش کرده است. روسیه در آوریل ۲۰۲۵ طالبان را از فهرست گروههای تروریستی خود خارج کرد و در ژوئیه همان سال، نخستین کشور جهان شد که حکومت طالبان را بهصورت رسمی به رسمیت شناخت. مسکو در آن زمان این تصمیم را فرصتی برای گسترش همکاریهای امنیتی، اقتصادی، تجاری و مبارزه با تروریسم عنوان کرد.
حتی در نشست اخیر، سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، از عملکرد طالبان در حوزه مبارزه با داعش و مواد مخدر تمجید کرد و بر ادامه همکاری با کابل تأکید داشت. وزارت خارجه روسیه نیز پس از نشست اعلام کرد که شرکتکنندگان بر نبود جایگزین برای گسترش همکاری با حکومت طالبان تأکید کردهاند.
با این حال، میان «بهرسمیت شناختن طالبان» و «موفق شدن سیاست روسیه در قبال افغانستان» فاصله وجود دارد. روسیه ممکن است همچنان طالبان را شریک ضروری خود در افغانستان بداند، اما نشست اخیر نشان داد که این شراکت الزاماً به نفوذ تعیینکننده مسکو بر همه بازیگران منطقهای منجر نشده است.
اختلاف طالبان و پاکستان درست در نشستی که قرار بود بستری برای هماهنگی منطقهای باشد، عملاً توان روسیه برای ایجاد یک موضع مشترک را به چالش کشیده است.
ایران و طالبان؛ همکاری ناگزیر، اختلافهای پابرجا
ایران نیز در سالهای گذشته سیاست تعامل با طالبان را در پیش گرفته است؛ اما رابطه تهران و کابل را نمیتوان رابطهای بدون اختلاف دانست. آب هیرمند، مهاجران افغانستانی، مسائل مرزی، مشکلات شیعیان در افغانستان، قاچاق مواد مخدر و برخی اختلافات سیاسی و مذهبی همچنان از موضوعات حساس میان دو طرف است.
در عین حال، تهران و طالبان کانالهای سیاسی و اقتصادی خود را حفظ کردهاند. دیدار مقامهای دو طرف و تأکید بر توسعه همکاریهای تجاری، ترانزیتی، کنسولی و امنیتی نشان میدهد که ایران نیز، دستکم در شرایط کنونی، تعامل با طالبان را بر قطع رابطه ترجیح داده است. از این منظر، رابطه تهران و کابل بیشتر نمونهای از «همکاری همراه با اختلاف» است تا یک اتحاد سیاسی.
این وضعیت برای طالبان اهمیت دارد؛ زیرا حتی کشورهایی که به دلایل امنیتی، اقتصادی یا ژئوپلیتیکی با حکومت طالبان تعامل میکنند، در موضوعات مهمی با این حکومت اختلاف دارند. در نتیجه، گسترش تماسهای دیپلماتیک طالبان الزاماً به معنای شکلگیری یک ائتلاف پایدار منطقهای به نفع این گروه نیست.
پاکستان؛ مهمترین شکاف در جبهه منطقهای طالبان
شاید مهمترین تحول در موقعیت منطقهای طالبان، سرد شدن روابط با پاکستان و بروز تنش با این کشور باشد؛ کشوری که در گذشته یکی از مهمترین بازیگران مرتبط با طالبان به شمار میرفت. اکنون اختلاف کابل و اسلامآباد به مسائل مرزی، حملات مسلحانه و اتهام حمایت از گروههای مخالف پاکستان کشیده شده است. اختلافی که به حملات هوایی و زمینی و تیره شدن روابط و بستن مرزها انجامیده است.
روایت متفاوت کابل و اسلامآباد از عامل ناامنی
اختلاف کابل و اسلامآباد در نشست فرمت مسکو تنها به متن بیانیه پایانی محدود نماند و دو طرف در سخنان خود نیز روایتهای متفاوتی از منشأ ناامنی در منطقه ارائه کردند. امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، پاکستان را متهم کرد که پروژه جدیدی برای ناامنسازی افغانستان آغاز کرده است.
متقی گفت پاکستان با استفاده از نیروهای نظامی حکومت پیشین افغانستان و اعضای داعش، تلاش برای ایجاد ناامنی در این کشور را آغاز کرده است. وی افزود که پاکستان هزاران فرد مسلح را در نزدیکی مرز افغانستان مستقر کرده تا ثبات افغانستان را به چالش بکشد.
وزیر خارجه طالبان تأکید کرد که افغانستان تحت فشار از سیاستهای اساسی خود عقبنشینی نخواهد کرد و دفاع در برابر هرگونه تجاوز را حق خود میداند.
در مقابل، محمدصادق خان، نماینده ویژه پاکستان برای افغانستان، مدعی شد ارتباط حکومت طالبان با گروههای تروریستی از عوامل اصلی تداوم تهدیدهای امنیتی در افغانستان و منطقه است. او گفت گروههای تروریستی مستقر در افغانستان از خاک این کشور برای برنامهریزی و اجرای حملات علیه پاکستان استفاده میکنند و اسلامآباد نیز در واکنش به این حملات، از حق دفاع از خود استفاده کرده است.
خان همچنین گفت بیش از ۴۷۰۰ شهروند پاکستانی طی سه سال گذشته در حملات تروریستی کشته شدهاند؛ ادعایی که در نشست مسکو از سوی نماینده پاکستان برای توضیح موضع اسلامآباد درباره ضرورت درج موضوع حملات تروریستی از خاک افغانستان در بیانیه مطرح شد.
در همین حال، روسیه از آمادگی خود برای کمک به کاهش تنش میان کابل و اسلامآباد خبر داد. ضمیر کابلوف، نماینده ویژه رئیسجمهور روسیه در امور افغانستان، گفت کشورهای شرکتکننده در نشست فرمت مسکو از افغانستان و پاکستان خواستهاند از اقدامات نظامی علیه یکدیگر خودداری کرده و اختلافات خود را از مسیر سیاسی و دیپلماتیک حل کنند.
کابلوف افزود کشورهای حاضر در نشست آمادگی خود را برای کمک به یافتن راهحل سیاسی و دیپلماتیک اعلام کردهاند و این موضوع در دیدار سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، با امیرخان متقی نیز مطرح شده است. به گفته وی، مسکو برای کمک به پایان دادن به تنش میان دو کشور آمادگی دارد.
نماینده ویژه روسیه تأکید کرد میانجیگری مسکو به درخواست هر دو طرف بستگی دارد و در صورت ارائه چنین درخواستی از سوی افغانستان و پاکستان، روسیه آماده است حداکثر کمک ممکن را برای پایان دادن به تنش میان دو کشور ارائه کند.
این شکاف برای طالبان از آن جهت مهم است که نشان میدهد حتی رابطه با همسایهای که زمانی از مهمترین پشتوانههای منطقهای این گروه محسوب میشد، به یکی از جدیترین چالشهای امنیتی حکومت طالبان تبدیل شده است. درگیریهای مرزی و حملات متقابل نیز نشان دادهاند که اختلاف دو طرف دیگر صرفاً یک اختلاف دیپلماتیک نیست.
طالبان؛ تعامل بیشتر، اجماع کمتر
طالبان طی پنج سال گذشته تلاش کرده است با حفظ روابط با کشورهای منطقه، از انزوای کامل بینالمللی خارج شود.
چین، روسیه، ایران، پاکستان و برخی کشورهای دیگر کانالهای دیپلماتیک خود را با کابل حفظ کردهاند و شماری از آنها نمایندگان دیپلماتیک طالبان را پذیرفتهاند. اما این تعاملات هنوز به یک اجماع گسترده درباره جایگاه سیاسی طالبان تبدیل نشده است.
از سوی دیگر، مسئله حقوق زنان و دختران همچنان یکی از مهمترین موانع در مسیر پذیرش بینالمللی طالبان است. تنها یک روز پیش از نشست مسکو، دادگاه کیفری بینالمللی جزئیات حکمهای بازداشت صادرشده علیه رهبران ارشد طالبان را منتشر کرد؛ پروندهای که اتهام اصلی آن آزار و سرکوب جنسیتی زنان و دختران در افغانستان است.
در چنین شرایطی، مسئله اصلی برای طالبان دیگر صرفاً پیدا کردن کشورهایی برای گفتوگو نیست؛ آنها میخواهند این روابط پراکنده به یک پشتوانه سیاسی پایدار تبدیل شود. نشست مسکو نشان داد که حتی در میان کشورهایی که خواهان تعامل با طالبان هستند نیز درباره نحوه مواجهه با این حکومت اختلاف وجود دارد.
فرمت مسکو؛ از ابتکار دیپلماتیک تا آزمون نفوذ روسیه
فرمت مسکو در ابتدا قرار بود یکی از مسیرهای اصلی برای ایجاد هماهنگی منطقهای درباره افغانستان باشد؛ قالبی که روسیه از طریق آن بتواند کشورهای همسایه و قدرتهای مهم منطقهای را گرد هم آورد و نقش خود را در تعیین آینده افغانستان تثبیت کند. نشستهای قبلی نیز بیانیههای مشترکی درباره مبارزه با تروریسم، تشکیل حکومت فراگیر، مسائل اقتصادی و مخالفت با حضور نظامی کشورهای ثالث در افغانستان صادر کرده بودند.
اما نشست اخیر تصویری متفاوت ارائه کرد. روسیه میزبان بود، طالبان در مرکز گفتوگو قرار داشت، ایران و چین و هند حضور داشتند و پاکستان نیز در میز مذاکره حاضر بود؛ با این حال، این مجموعه نتوانست بر سر یک متن مشترک به توافق برسد. این مسئله نشان میدهد که نزدیکی دیپلماتیک کشورها به طالبان الزاماً به معنای همگرایی آنها درباره افغانستان نیست.
از این منظر، ناکامی نشست مسکو را باید بیش از آنکه شکست کامل دیپلماسی روسیه یا پایان روابط مسکو و طالبان دانست، یک علامت هشدار درباره محدودیتهای این دیپلماسی تلقی کرد. روسیه هنوز به تعامل با طالبان ادامه میدهد، اما برای تبدیل این تعامل به یک چارچوب منطقهای مؤثر، با اختلافات فزاینده میان کابل و همسایگانش روبهرو است.
در نهایت، وضعیت کنونی طالبان بیش از آنکه تصویر از دست دادن کامل حامیان بینالمللی باشد، تصویر تغییر ماهیت روابط آنهاست: کشورهایی مانند روسیه و ایران همچنان با کابل تعامل میکنند، اما این تعاملها بیش از گذشته بر منافع مستقیم امنیتی، اقتصادی و مرزی استوار است. در مقابل، اختلاف طالبان با پاکستان تشدید شده و مسئله حقوق زنان نیز همچنان مانع اصلی در مسیر پذیرش گستردهتر این حکومت است. نشست بدون بیانیه مسکو از همین واقعیت پرده برداشت؛ طالبان ممکن است درهای گفتوگو با بسیاری از کشورها را باز نگه داشته باشد، اما هنوز نتوانسته از این تماسها یک اجماع سیاسی پایدار به سود خود بسازد.








