به گزارش ایراف، کانال تلگرامی «حالوش» روز جمعه ۱۰ مهرماه/میزان از شهادت دستکم پنج عضو فاطمیون در پی انفجار کنارجادهای و حمله افراد مسلح در منطقه رودماهی زاهدان خبر داده است. بر اساس این گزارش، خودروی حامل این افراد ابتدا هدف یک بمب کنارجادهای قرار گرفته و سپس مهاجمان به سوی سرنشینان آن تیراندازی کردهاند.
با این حال، جزئیات این گزارش بهطور کامل از سوی منابع رسمی تأیید نشده است. برخی منابع داخلی، از جمله نیروی قدس سپاه، شهادت یک نیروی رزمنده اسلام را تأیید کردهاند. در مقابل، ایران اینترنشنال و افغانستان اینترنشنال در گزارشهای خود، خبر شهادت پنج نفر را به منبع غیررسمی کانال «حالوش» نسبت دادهاند.
رسانهها و نحوه قاببندی یک حادثه امنیتی
نکته قابل بررسی در این موضوع، نحوه انتخاب، چینش و قاببندی اطلاعات است. رسانهها میتوانند با انتخاب تیتر، جزئیات، تصاویر و نحوه قرار دادن یک خبر در کنار سایر رویدادها، بر برداشت مخاطب از یک حادثه تأثیر بگذارند.
در واقع رسانهها با انتخاب کلمات و واژههای گزینشی، واقعیت را به شکل دلخواه خود روایت میکنند، از این رو ممکن است درباره یک رویداد واحد، چندین گزارش از زوایای مختلف منتشر شود.
در این حادثه، یک منبع محلی ابتدا روایت شهادت پنج عضو فاطمیون را منتشر کرده و سپس این روایت از سوی رسانههای برونمرزی بازتاب یافته است. در نتیجه، خبری که در نقطه آغاز با سطح مشخصی از عدم قطعیت همراه بوده، در مدت کوتاهی به یکی از موضوعات مورد توجه رسانهای تبدیل شده است.
افغانستان اینترنشنال در گزارش خود خبر را با عنوان «حالوش از کشته شدن پنج عضو فاطمیون در زاهدان خبر داد» منتشر کرده و ایران اینترنشنال نیز تقریباً همین چارچوب را به کار برده است. هر دو رسانه در متن گزارش، منبع اولیه خبر را مشخص کرده و به نامشخصبودن هویت شهدا اشاره کردهاند.
بیبیسی نیز این حادثه را در کنار مجموعهای از درگیریها و حملات گزارششده در سیستانوبلوچستان پوشش داده و در گزارش خود به روایت حالوش درباره حمله به خودروی حامل نیروهای فاطمیون اشاره کرده است.
از این منظر، پرسش اصلی نه این است که چرا رسانهها چنین حادثهای را خبررسانی کردهاند، بلکه این است که چرا این سوژه در میان مجموعهای از حوادث، ظرفیت برجستهشدن پیدا کرده است.
فاطمیون؛ نیروهایی با سابقه حضور در جنگ سوریه
یکی از عناصر مهم این خبر، هویت نیروهای منتسب به فاطمیون است. لشکر فاطمیون عمدتاً از میان شیعیان افغانستان شکل گرفته و سابقه فعالیت نظامی در سوریه دارد. همین سابقه باعث شده است که اخبار مربوط به این نیروها، بهویژه در ارتباط با حوادث امنیتی، مورد توجه رسانههای مختلف قرار گیرد.
از این رو، انتشار خبر شهادت نیروهای منتسب به فاطمیون در سیستانوبلوچستان، در کنار اخبار مربوط به فعالیت گروههای مسلح در این منطقه، میتواند ابعاد مختلفی از یک حادثه امنیتی را در برابر مخاطب قرار دهد.
در پوشش حوادث امنیتی مناطق دارای تنوع قومی و مذهبی، انتخاب واژهها و اطلاعاتی که در تیتر و لید قرار میگیرند، میتواند بر برداشت مخاطب از ماهیت حادثه اثر بگذارد.
بنابراین، در ارزیابی چنین گزارشهایی باید میان «گزارش یک واقعیت» و «قاببندی آن» تفاوت قائل شد. انتشار خبر یک حمله لزوماً به معنای حمایت از مهاجمان نیست؛ اما نحوه انتخاب جزئیات، تکرار برخی مؤلفهها و کمرنگشدن زمینههای دیگر میتواند به شکلگیری تصویری خاص از حادثه منجر شود.
حادثه رودماهی در میان مجموعهای از تحولات امنیتی
خبر شهادت نیروهای منتسب به فاطمیون در رودماهی زاهدان، در حال حاضر ترکیبی از اطلاعات تأییدشده و گزارشهای تأییدنشده است. رسانههایی مانند ایران اینترنشنال، افغانستان اینترنشنال و بیبیسی نیز این روایت را با اشاره به منبع غیررسمی اولیه بازتاب دادهاند.
از این رو، موضوع قابل توجه در این رویداد، نحوه قرار گرفتن خبر شهادت نیروهای فاطمیون در کنار گزارشهای مربوط به فعالیت گروههای مسلح و دیگر حوادث امنیتی در سیستانوبلوچستان است؛ موضوعی که میتواند یک حادثه محلی را به بخشی از روایتی گستردهتر درباره وضعیت امنیتی شرق ایران تبدیل کند.
در چنین شرایطی، بررسی منبع اولیه خبر، میزان تأیید رسمی، نحوه انتخاب تیتر و لید و همچنین چگونگی قرار گرفتن یک حادثه در کنار دیگر رویدادها، برای درک دقیقتر روایت رسانهای از این حوادث اهمیت دارد.








