به گزارش ایراف، قلعه اختیارالدین در شمال بافت تاریخی هرات و در مجاورت دیوار شمالی شهر قدیم قرار دارد. این دژ بر فراز یک تپه مصنوعی ساخته شده و ساختار امروزی آن حاصل چندین دوره ساخت، تخریب، بازسازی و مرمت است؛ به همین دلیل نمیتوان تمام بنا را متعلق به یک دوره تاریخی مشخص دانست.
از هریوا تا ارگ اختیارالدین
پیشینه هرات به دوران باستان بازمیگردد، بر اساس اطلاعات مرکز میراث جهانی یونسکو، این شهر در حدود ۵۰۰ سال پیش از میلاد بهعنوان شهری باستانی در منطقه آریا شکل گرفته بود و موقعیت جغرافیایی آن، هرات را به یکی از مراکز مهم تجاری و راهبردی منطقه تبدیل کرده بود.
در سال ۳۳۰ پیش از میلاد، همزمان با لشکرکشی اسکندر مقدونی به قلمرو هخامنشیان، هرات به تصرف او درآمد. یونسکو محل ارگ اختیارالدین را بر روی بقایای یک دژ باستانی مرتبط با دوره اسکندر مرتبط میداند، با این حال، ارگ کنونی را نمیتوان همان دژ دوره اسکندر دانست؛ زیرا این مجموعه در طول قرنها بارها تخریب و بازسازی شده است.
کاوشهای باستانشناسی نیز نشان دادهاند که لایههای تاریخی این مجموعه بسیار عمیقتر از یک بنای متعلق به یک دوره مشخص است. در یکی از کاوشها، گودالی به عمق ۱۳ متر در محوطه ارگ ایجاد شد که لایههایی از تاریخ حدود ۲۶۰۰ ساله این مجموعه را آشکار کرد و شواهدی از سکونت پیشااسلامی در هرات به دست آمد.
از ویرانی مغول تا بازسازی کرتها
ارگ اختیارالدین در جریان حملات مغول آسیب جدی دید و پس از آن، در دوره حکومت آلکرت بازسازی شد. منابع تاریخی درباره تاریخ دقیق و سازندگان بخشهای مختلف ارگ دیدگاههای متفاوتی دارند، اما ساختار اصلی قلعه موجود ارتباط نزدیکی با بازسازیهای سدههای میانه، بهویژه دوره کرتها، دارد. یونسکو نیز شکل کلی برجها و باروهای باقیمانده را عمدتاً به بازسازی اوایل قرن چهاردهم میلادی نسبت میدهند؛ دورهای که کرتها دژ تخریبشده را دوباره برپا کردند.
نام «اختیارالدین» نیز با دوره کرتها و شخصیتی به همین نام در تاریخ هرات پیوند خورده است. برخی منابع تاریخی، اختیارالدین را از وزیران و شخصیتهای مهم آن دوره معرفی کردهاند و در منابع دیگر نیز روایتهایی درباره نقش او در ساخت یا بازسازی قلعه آمده است.
ارگ در روزگار تیموریان
با ظهور تیموریان، هرات وارد یکی از درخشانترین دورههای تاریخ خود شد. شاهرخ، فرزند تیمور، هرات را به مرکز حکومت خود تبدیل کرد و شهر در سدههای چهاردهم و پانزدهم میلادی به یکی از مراکز مهم سیاست، دانش، هنر و معماری در منطقه تبدیل شد.
ارگ اختیارالدین نیز در این دوره دستخوش تغییر و توسعه شد. شاهرخ در کنار دیگر پروژههای معماری خود در هرات، بخشهایی از ارگ را بازسازی کرد و تزئینات کاشیکاری آن دوره هنوز در برخی قسمتهای بنا قابل مشاهده است. پژوهشهای باستانشناسی در ارگ نیز بقایای یک مجموعه ورودی با تزئینات معماری متعلق به دوره بازسازی شاهرخ را شناسایی کرده است.
در همین دوره بود که هرات به یکی از مهمترین مراکز مکتب هنری و معماری تیموری تبدیل شد؛ مجموعهای که ارگ اختیارالدین نیز بخشی از آن به شمار میرود. از این جهت، میتوان گفت که قلعه اختیارالدین، آینهای تمام نما از هنر مکتب هرات است.
دژی برای دفاع، اقامت و نگهداری خزانه
کارکرد ارگ اختیارالدین در طول تاریخ به امور نظامی محدود نماند. این مجموعه در دورههای مختلف بهعنوان دژ دفاعی، محل اقامت حاکمان، خزانه و زندان نیز مورد استفاده قرار گرفت و برخی شخصیتهای سیاسی در آن زندانی شدند.
ساختار ارگ شامل دو بخش اصلی است که بخش مرتفعتر و مستحکمتر در قسمت بالایی قرار گرفته و بخش دیگری در قسمت پایینتر گسترش یافته است. در این مجموعه، برجها، دیوارهای دفاعی و فضاهای داخلی مختلفی شکل گرفته که هر کدام بخشی از تاریخ چندصدساله این بنا را بازتاب میدهند.
اگرچه این بنا در ابتدای ساخت به عنوان دژ نظامی و دفاعی برای سپاهیان ساخته شد، اما بعدها کارکردهای دیگری منجمله محل استقرار حاکمان، فرماندهان و در دورهای نیز زندانیان یافت.
جنگهایی که از ارگ هرات گذشت
موقعیت نظامی ارگ باعث شد این بنا در دورههای مختلف درگیر جنگ و محاصره باشد. در نیمه نخست قرن نوزدهم میلادی، ارگ در جریان چندین درگیری، از جمله محاصرههای سالهای ۱۸۳۸ و ۱۸۵۶، آسیب جدی دید.
با کاهش اهمیت نظامی ارگ، بخشهایی از مجموعه برای کارکردهای دیگری مورد استفاده قرار گرفت. در اواخر قرن نوزدهم، بخش شرقی ارگ محل اقامت فرمانده نظامی و بخش غربی آن محل نگهداری مهمات بود.
از فرسودگی تا آغاز مرمتهای علمی
جنگ، فرسایش طبیعی و نبود حفاظت مستمر، در دورههای مختلف آسیبهایی به ارگ وارد کرد. با این حال، تلاش سازمانیافته برای مطالعه و حفاظت از این بنا سابقهای چند دههای دارد.
در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی، هیئتهای باستانشناسی با حمایت یونسکو وضعیت ارگ را بررسی کردند. سپس بین سالهای ۱۹۷۶ تا ۱۹۷۹، دولت افغانستان با همکاری یونسکو و برنامه توسعه سازمان ملل متحد، عملیات کاوش و مرمت این مجموعه را دنبال کرد.
در سالهای بعد، حفاظت از ارگ وارد مرحله تازهای شد. مؤسسه توسعه آقاخان از سال ۲۰۰۵ برنامه گستردهای را برای حفاظت از میراث تاریخی هرات دنبال کرد و ارگ اختیارالدین نیز در مرکز بخشی از این اقدامات قرار گرفت. هدف این پروژهها، تثبیت ساختار تاریخی بنا، حفاظت از عناصر معماری و فراهم کردن امکان استفاده فرهنگی و عمومی از مجموعه بود.
ارگ؛ موزهای در دل یک دژ تاریخی
یکی از مهمترین اقدامات سالهای اخیر، پیوند حفاظت از ارگ با احیای موزه هرات بود. از سال ۲۰۰۸، موزه هنر اسلامی برلین و مؤسسه باستانشناسی آلمان در همکاری با نهادهای افغانستان، در زمینه مستندسازی، مرمت و آمادهسازی مجموعههای موزهای هرات فعالیت کردند.
موزه ملی هرات در سال ۲۰۱۱ و پس از سالها تعطیلی دوباره درهای خود را به روی مردم گشود. آثار این موزه، طیف گستردهای از دورههای تاریخی، از هزارههای پیش از میلاد تا دورههای اسلامی و دورههای متأخر را دربر میگیرد و قرار گرفتن آن در محوطه ارگ، به این بنای تاریخی کارکرد فرهنگی تازهای بخشید.
همزمان، عملیات حفاظت از سردر و برجهای بخش شمالی ارگ نیز دنبال شد و مرمت این بخش در ژانویه ۲۰۱۰ به پایان رسید. در این پروژه، علاوه بر بازسازی عناصر معماری، دیوارهای بیرونی نیز استحکامبخشی شدند.
ارگ اختیارالدین؛ مقصدی برای گردشگری تاریخی هرات
امروز ارگ اختیارالدین تنها یک بنای نظامی برجایمانده از گذشته نیست؛ بلکه بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی هرات است. قرار گرفتن آن در مرکز شهر و در نزدیکی دیگر بناهای تاریخی، امکان بازدید از چندین لایه تاریخی و معماری هرات را در یک محدوده فراهم کرده است.
ترکیب دیوارها و برجهای تاریخی، بقایای معماری دورههای مختلف، آثار باستانی و مجموعه موزهای، ارگ را به یکی از مهمترین جاذبههای گردشگری فرهنگی هرات تبدیل کرده است. از سوی دیگر، کاوشهای باستانشناسی نشان دادهاند که آنچه امروز در برابر چشم بازدیدکنندگان قرار دارد، تنها بخشی از تاریخ این محوطه است و لایههای زیرین آن همچنان روایتهای بیشتری از گذشته هرات در خود جای دادهاند.
ارگ اختیارالدین در واقع تصویری فشرده از تاریخ هرات است؛ شهری که از روزگار باستان تا دورههای اسلامی و تیموری، از جنگ و ویرانی تا بازسازی و رونق فرهنگی، بارها چهره عوض کرده است. حفظ این دژ تاریخی نه تنها به معنای نگهداری از یک بنای کهن، بلکه حفاظت از بخشی از حافظه تاریخی شهری است که قرنها در مسیر رفتوآمد تمدنها، حکومتها، بازرگانان و فرهنگهای مختلف قرار داشته است.








