روز جهانی صلح و مساله افغانستان؛ چرا پایان جنگ به معنای صلح پایدار نیست؟

دکتر عزیز بارز، رئیس مرکز مطالعات استراتژیک افغانستان و آسیای مرکزی آکسفورد بریتانیا و پژوهشگر روابط بین‌الملل، در گفت‌وگوی اختصاصی با ایراف، به مناسبت روز جهانی صلح، درباره مفهوم صلح پایدار، وضعیت کنونی افغانستان، پیش‌نیازهای تحقق صلح، نقش مردم، زنان و جوانان، مسئله هویت ملی و قومی و همچنین نقش کشورهای همسایه و قدرت‌های منطقه‌ای در ثبات افغانستان سخن گفت.

وی اظهار کرد: وقتی از صلح سخن می‌گوییم، به‌ویژه در مورد افغانستان، باید نخست میان «نبود جنگ» و «وجود صلح» تفاوت قائل شویم؛ زیرا صلح پایدار بسیار فراتر از خاموش شدن صدای سلاح‌ها و پایان یافتن درگیری‌های مسلحانه است.

بارز افزود: نبود جنگ را می‌توان نوعی «صلح منفی» دانست؛ یعنی جامعه‌ای که در آن خشونت مسلحانه و جنگ گسترده جریان ندارد. این مرحله بسیار مهم است، زیرا هیچ جامعه‌ای بدون امنیت نمی‌تواند توسعه پیدا کند و مردم نیز بدون امنیت نمی‌توانند زندگی عادی داشته باشند، اما نبود جنگ به تنهایی برای ایجاد یک جامعه صلح‌آمیز کافی نیست.

وی با بیان اینکه صلح پایدار زمانی شکل می‌گیرد که عوامل و زمینه‌های تولیدکننده خشونت نیز کاهش پیدا کند، گفت: جامعه باید بتواند اختلافات خود را از راه‌های مسالمت‌آمیز حل کند. در چنین جامعه‌ای، مردم باید احساس امنیت، عدالت، کرامت و تعلق داشته باشند و باور کنند که در آینده کشور خود سهم دارند.

بارز ادامه داد: به باور من، صلح پایدار دست‌کم چند ویژگی اساسی دارد؛ نخست، امنیت برای همه شهروندان، نه فقط برای یک گروه یا بخش خاص جامعه؛ دوم، عدالت و دسترسی برابر به قانون؛ سوم، مشارکت سیاسی و اجتماعی؛ چهارم، احترام به حقوق و کرامت انسانی؛ پنجم، امکان حل اختلافات از طریق گفت‌وگو و نهادهای مدنی؛ ششم، اعتماد میان مردم و حکومت؛ هفتم، وجود فرصت‌های اقتصادی و اشتغال؛ هشتم، دسترسی به آموزش و امکان رشد نسل جوان؛ نهم، به‌رسمیت‌شناختن تنوع قومی، زبانی، مذهبی و فرهنگی؛ دهم، مشارکت زنان و جوانان در ساختن آینده کشور و در نهایت، روابط مسالمت‌آمیز و مبتنی بر احترام متقابل با کشورهای همسایه.

وی تصریح کرد: بنابراین می‌توان گفت صلح پایدار زمانی به وجود می‌آید که مردم از جنگ و خشونت نترسند، بلکه احساس کنند در کشور خود صاحب حق، کرامت، امنیت، فرصت و آینده هستند.

افغانستان امروز در چه وضعیتی قرار دارد؟

رئیس مرکز مطالعات استراتژیک افغانستان و آسیای مرکزی آکسفورد بریتانیا در پاسخ به اینکه آیا افغانستان در حال حاضر کشوری در صلح است، گفت: پاسخ به این پرسش تا حد زیادی به تعریفی که از صلح ارائه می‌کنیم بستگی دارد.

وی افزود: اگر صلح را صرفاً به معنای کاهش جنگ گسترده و پایان یافتن درگیری‌های نظامی میان طرف‌های متعدد بدانیم، افغانستان امروز نسبت به سال‌های گذشته وضعیت متفاوتی دارد. پس از سال‌ها جنگ گسترده، میزان درگیری‌های نظامی در سراسر کشور به شکل قابل توجهی کاهش یافته و سازمان ملل متحد نیز از بهبود وضعیت امنیتی افغانستان سخن گفته است.

بارز با اشاره به تفاوت میان صلح منفی و صلح مثبت اظهار کرد: اگر صلح را به معنای صلح پایدار، جامع و مثبت بدانیم، پاسخ پیچیده‌تر است. افغانستان هنوز با مجموعه‌ای از مشکلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، حقوق بشری و امنیتی مواجه است.

وی ادامه داد: محدودیت‌های گسترده علیه زنان و دختران، مشکلات اقتصادی و انسانی، نگرانی‌های مربوط به حقوق بشر، حضور گروه‌های تروریستی، نبود یک ساختار سیاسی فراگیر و مشارکت محدود بخش‌هایی از جامعه در تصمیم‌گیری سیاسی، همچنان از چالش‌های مهم افغانستان است.

بارز افزود: همچنین میلیون‌ها انسان در افغانستان همچنان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند و بخش بزرگی از جامعه با فقر، بیکاری و ناامنی اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کند. بنابراین کاهش جنگ یک تحول مهم است، اما نباید آن را پایان مسیر صلح تلقی کرد.

وی تأکید کرد: افغانستان امروز شاید از مرحله «جنگ گسترده» فاصله گرفته باشد، اما هنوز در مرحله ساختن «صلح پایدار» قرار دارد. این دو موضوع یکی نیستند.

بارز گفت: صلح پایدار زمانی محقق خواهد شد که امنیت موجود با عدالت، مشارکت سیاسی، توسعه اقتصادی، حقوق شهروندی، اعتماد اجتماعی و روابط باثبات منطقه‌ای همراه شود.

افغانستان به چه پیش‌نیازهایی برای صلح نیاز دارد؟

وی در پاسخ به اینکه مهم‌ترین نیازهای افغانستان از منظر صلح چیست، اظهار کرد: افغانستان برای رسیدن به صلح پایدار به مجموعه‌ای از نیازهای به‌هم‌پیوسته نیاز دارد و نمی‌توان تنها یک عامل را انتخاب کرد و انتظار داشت که با حل آن، مسئله صلح افغانستان نیز حل شود.

بارز افزود: نخست، افغانستان به یک توافق اجتماعی و سیاسی فراگیر نیاز دارد. جامعه افغانستان متنوع است و گروه‌های قومی، زبانی، مذهبی، فرهنگی و منطقه‌ای مختلف در آن زندگی می‌کنند. صلح پایدار زمانی شکل می‌گیرد که همه این گروه‌ها احساس کنند در آینده کشور سهم دارند و حقوق آنان محترم شمرده می‌شود.

وی ادامه داد: افغانستان نیازمند نوعی توافق اجتماعی است که به پرسش‌های اساسی پاسخ دهد؛ رابطه حکومت و مردم چگونه باشد، حقوق شهروندان چیست، چگونه می‌توان اختلافات سیاسی را حل کرد، جایگاه گروه‌های مختلف در ساختار سیاسی چیست، چگونه می‌توان از تبعیض جلوگیری کرد و چه سازوکاری برای مشارکت مردم در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و اجتماعی وجود داشته باشد.

رئیس مرکز مطالعات استراتژیک افغانستان و آسیای مرکزی آکسفورد بریتانیا عدالت را دومین نیاز مهم دانست و گفت: افغانستان چندین دهه جنگ را پشت سر گذاشته است. میلیون‌ها نفر در این جنگ‌ها کشته، زخمی، آواره یا متضرر شده‌اند و بسیاری از خانواده‌ها هنوز با آثار مستقیم و غیرمستقیم جنگ زندگی می‌کنند.

وی افزود: صلح پایدار نمی‌تواند به معنای فراموش کردن گذشته باشد. جامعه باید راهی پیدا کند که ضمن جلوگیری از بازتولید خشونت و انتقام، رنج قربانیان را به رسمیت بشناسد و زمینه عدالت، پاسخ‌گویی، جبران و آشتی را فراهم کند.

بارز با بیان اینکه مسئله عدالت در افغانستان بسیار پیچیده است، اظهار کرد: عدالت اگر بدون توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی اعمال شود، ممکن است زمینه تنش جدید ایجاد کند؛ اما صلحی که در آن قربانیان احساس کنند رنج آنان نادیده گرفته شده است نیز ممکن است صلحی شکننده باشد.

وی اعتمادسازی را سومین نیاز افغانستان دانست و گفت: جامعه‌ای که در آن اعتماد وجود ندارد، نمی‌تواند صلح پایدار بسازد. مردم باید به یکدیگر و تا حد امکان به نهادهای عمومی اعتماد داشته باشند. این اعتماد زمانی شکل می‌گیرد که قوانین برای همه قابل پیش‌بینی باشد، حقوق شهروندان رعایت شود و مردم احساس کنند با آنان عادلانه رفتار می‌شود.

بارز در ادامه، توسعه اقتصادی و ایجاد فرصت برای جوانان را چهارمین نیاز مهم برشمرد و افزود: فقر، بیکاری و محرومیت می‌تواند زمینه نارضایتی اجتماعی، مهاجرت و آسیب‌پذیری جوانان را افزایش دهد. جامعه‌ای که بخش بزرگی از جوانان آن چشم‌انداز روشنی برای آینده ندارند، در برابر بی‌ثباتی آسیب‌پذیرتر است.

وی تصریح کرد: بنابراین آموزش، اشتغال، توسعه اقتصادی، سلامت و فراهم کردن فرصت‌های برابر باید بخشی از پروژه صلح باشند.

زنجیره صلح در افغانستان

بارز در پاسخ به اینکه پیش‌نیازهای صلح افغانستان چگونه قابل تبیین است، گفت: می‌توان پیش‌نیازهای صلح افغانستان را به صورت یک زنجیره به‌هم‌پیوسته توضیح داد؛ امنیت، اعتماد، عدالت، مشارکت، توسعه، آشتی و صلح پایدار.

وی افزود: امنیت پیش‌نیاز زندگی عادی است. بدون امنیت، توسعه و آموزش و اقتصاد آسیب می‌بیند، اما امنیت به تنهایی کافی نیست.

وی ادامه داد: پس از امنیت، اعتماد اهمیت پیدا می‌کند. مردم باید باور کنند که وضعیت موجود قابل پیش‌بینی است و اختلافات از طریق گفت‌وگو حل خواهد شد. پس از آن عدالت اهمیت پیدا می‌کند. اگر مردم احساس کنند که حقوق آنان رعایت نمی‌شود یا گروهی از جامعه از حقوق خود محروم است، اعتماد از بین می‌رود.

بارز با اشاره به ضرورت مشارکت سیاسی اظهار کرد: جامعه‌ای که در آن گروه‌های مختلف احساس کنند در تصمیم‌گیری درباره آینده خود سهم ندارند، نمی‌تواند برای مدت طولانی از تنش سیاسی دور بماند.

وی افزود: توسعه اقتصادی نیز بخش دیگری از این زنجیره است. فقر و بیکاری می‌تواند بی‌ثباتی اجتماعی ایجاد کند. جامعه همچنین به آشتی نیاز دارد؛ یعنی توانایی زندگی مشترک پس از دهه‌ها جنگ، بدون اینکه اختلافات گذشته دائماً به خشونت جدید تبدیل شود.

بیشتر بخوانید:  رشد گردشگری در افغانستان؛ کاروان ۷۰ نفری گردشگران روس‌ وارد پنجشیر شد

وی تأکید کرد: به همین دلیل، صلح افغانستان را نمی‌توان فقط با ابزار نظامی یا امنیتی ساخت. صلح یک پروژه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و انسانی است.

مردم؛ قربانیان جنگ و سازندگان صلح

بارز درباره نقش مردم در ساختن صلح گفت: گاهی تصور می‌شود که صلح وظیفه حکومت‌ها، رهبران سیاسی یا سازمان‌های بین‌المللی است؛ اما واقعیت این است که هیچ صلحی بدون مشارکت مردم پایدار نمی‌ماند.

وی افزود: مردم در نخستین مرحله می‌توانند فرهنگ گفت‌وگو را تقویت کنند. اختلاف نظر بخشی طبیعی از زندگی اجتماعی است. مسئله مهم این است که اختلاف نظر به دشمنی، نفرت و خشونت تبدیل نشود.

وی با اشاره به اهمیت مقابله با نفرت قومی، مذهبی و زبانی اظهار کرد: مردم می‌توانند در برابر نفرت قومی، مذهبی و زبانی مقاومت کنند. در جامعه‌ای مانند افغانستان، که تنوع اجتماعی بسیار گسترده است، تبدیل اختلافات سیاسی به دشمنی‌های قومی می‌تواند بسیار خطرناک باشد.

بارز ادامه داد: مردم همچنین مسئولیت دارند اطلاعات نادرست و تحریک‌آمیز را بدون بررسی منتشر نکنند. در عصر شبکه‌های اجتماعی، شایعه و اطلاعات نادرست می‌تواند به سرعت به ابزار تحریک اجتماعی تبدیل شود.

وی گفت: مردم می‌توانند از حقوق دیگران دفاع کنند. صلح فقط دفاع از حقوق گروه خودی نیست. صلح زمانی معنا پیدا می‌کند که انسان حاضر باشد برای حق و کرامت دیگران نیز احترام قائل شود.

بارز با اشاره به اهمیت حل اختلافات از سطوح پایین جامعه افزود: حل اختلافات از سطح خانواده و محله آغاز می‌شود. اگر جامعه نتواند اختلافات کوچک را بدون خشونت حل کند، نمی‌توان انتظار داشت که اختلافات بزرگ سیاسی را به آسانی حل کند.

وی تأکید کرد: مردم بنابراین نه تنها قربانیان جنگ و صلح، بلکه سازندگان صلح نیز هستند.

نبود جنگ، به معنای صلح نیست

رئیس مرکز مطالعات استراتژیک افغانستان و آسیای مرکزی آکسفورد بریتانیا در پاسخ به اینکه آیا صرفاً نبود جنگ را می‌توان صلح دانست، اظهار کرد: خیر؛ نبود جنگ شرط لازم صلح است، اما شرط کافی نیست.

وی افزود: ممکن است در جامعه‌ای جنگ گسترده وجود نداشته باشد، اما مردم همچنان احساس ناامنی، تبعیض، محرومیت یا بی‌عدالتی کنند. ممکن است صدای گلوله خاموش شده باشد، اما اختلافات اجتماعی و سیاسی همچنان حل‌نشده باقی مانده باشند.

بارز ادامه داد: اگر گروهی احساس کند که از مشارکت سیاسی محروم است، اگر زنان از فرصت‌های اساسی اجتماعی و اقتصادی برخوردار نباشند، اگر مردم به عدالت دسترسی نداشته باشند، اگر فقر و بیکاری گسترده باشد و اگر امکان بیان مسالمت‌آمیز اختلافات وجود نداشته باشد، نمی‌توان چنین جامعه‌ای را به معنای کامل کلمه در صلح دانست.

وی تصریح کرد: بنابراین باید میان «نبود جنگ» و «وجود صلح» تفاوت گذاشت. صلح پایدار یعنی تبدیل وضعیت «نبود خشونت» به وضعیت «وجود عدالت، اعتماد، مشارکت و امید به آینده».

هویت مشترک ملی و مسئله تنوع افغانستان

بارز درباره ارتباط میان صلح پایدار و هویت مشترک ملی در افغانستان گفت: این موضوع برای آینده افغانستان بسیار مهم است. افغانستان جامعه‌ای متکثر است و هویت‌های قومی، زبانی، مذهبی و فرهنگی مختلف در آن وجود دارد. این تنوع به خودی خود تهدیدی برای صلح نیست.

وی افزود: برعکس، می‌توان گفت یک جامعه زمانی می‌تواند به صلح پایدار برسد که بتواند تنوع خود را بپذیرد و برای آن چارچوبی مشترک ایجاد کند.

وی با بیان اینکه هویت ملی مشترک باید بتواند هویت‌های گوناگون را در خود جای دهد، اظهار کرد: یک فرد می‌تواند هم‌زمان پشتون، تاجیک، هزاره، ازبک، ترکمن، بلوچ، نورستانی یا متعلق به هر گروه دیگری باشد و در عین حال خود را شهروند افغانستان بداند.

بارز ادامه داد: مشکل زمانی آغاز می‌شود که هویت قومی به معیار برخورداری از حقوق سیاسی و اجتماعی تبدیل شود یا یک گروه خود را صاحب انحصاری کشور بداند.

وی تأکید کرد: هویت ملی فراگیر نباید به معنای حذف تفاوت‌ها باشد. برعکس، باید بر این اصل استوار باشد که با وجود تفاوت‌های قومی، زبانی و فرهنگی، همه شهروندان از حقوق و مسئولیت‌های مشترک برخوردارند.

وی در پاسخ به اینکه آیا هویت‌های قومی سد راه صلح پایدار هستند، گفت: به خودی خود، نه. هویت قومی بخشی از واقعیت اجتماعی افغانستان است و نمی‌توان آن را از بین برد یا نادیده گرفت.

بارز افزود: مسئله اصلی زمانی ایجاد می‌شود که هویت قومی سیاسی شود؛ یعنی یک گروه بر اساس قومیت خود حق بیشتری برای قدرت، منابع یا شهروندی قائل شود و گروه‌های دیگر را بیگانه یا کم‌ارزش تلقی کند.

وی ادامه داد: به همین دلیل، مشکل افغانستان «وجود قومیت» نیست؛ مشکل، استفاده سیاسی و خشونت‌آمیز از قومیت است. راه حل نیز حذف هویت‌های قومی نیست. راه حل، ساختن یک هویت ملی فراگیر است که در آن هیچ قومی احساس نکند برای افغانستانی بودن باید هویت خود را کنار بگذارد.

بارز تصریح کرد: افغانستان به جای «یکسان‌سازی» به «همزیستی» نیاز دارد. هویت ملی واقعی هویتی نیست که تفاوت‌ها را انکار کند؛ هویتی است که بگوید با وجود تفاوت‌ها، همه ما متعلق به یک کشور، یک جامعه سیاسی و یک آینده مشترک هستیم.

زنان و صلح پایدار در افغانستان

بارز درباره نقش زنان و مشارکت آنان در صلح افغانستان اظهار کرد: موضوع زنان را نمی‌توان از مسئله صلح جدا کرد. زنان نیمی از جامعه افغانستان هستند و در دهه‌های جنگ نیز در کنار مردان قربانی خشونت، فقر، مهاجرت و فروپاشی اجتماعی بوده‌اند.

وی افزود: زنان فقط قربانی نیستند؛ آنان می‌توانند در آموزش، خانواده، جامعه مدنی، اقتصاد، میانجی‌گری اجتماعی و ساختن فرهنگ صلح نقش داشته باشند.

وی با بیان اینکه محرومیت بخشی از جامعه از مشارکت اجتماعی بر ظرفیت کلی کشور اثر می‌گذارد، گفت: اگر بخش بزرگی از جامعه از آموزش، اشتغال، مشارکت اجتماعی و سیاسی محروم باشد، ظرفیت جامعه برای توسعه و صلح کاهش پیدا می‌کند.

بارز تأکید کرد: از این منظر، مشارکت زنان نه یک موضوع فرعی، بلکه بخشی از مسئله صلح پایدار است. جامعه‌ای که می‌خواهد صلح پایدار داشته باشد، باید امکان مشارکت و نقش‌آفرینی زنان را در آینده کشور جدی بگیرد.

نقش همسایگان در صلح افغانستان

رئیس مرکز مطالعات استراتژیک افغانستان و آسیای مرکزی آکسفورد بریتانیا درباره نقش همسایگان افغانستان در ثبات و صلح این کشور گفت: افغانستان کشوری نیست که مسئله صلح آن را بتوان کاملاً در داخل مرزهایش حل کرد.

وی افزود: افغانستان با پاکستان، ایران، ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان و چین مرز مشترک دارد و با کشورهای منطقه نیز روابط اقتصادی، سیاسی و امنیتی گسترده‌ای دارد.

بارز با اشاره به تأثیر متقابل افغانستان و همسایگانش اظهار کرد: همسایگان از تحولات افغانستان تأثیر می‌پذیرند و در مقابل، سیاست‌های آنان نیز بر افغانستان تأثیر می‌گذارد. ناامنی در افغانستان می‌تواند به مهاجرت، قاچاق، تروریسم و ناامنی مرزی در کشورهای همسایه منجر شود. از سوی دیگر، سیاست‌های کشورهای منطقه می‌تواند بر اقتصاد، امنیت و فضای سیاسی افغانستان اثر بگذارد.

وی ادامه داد: به همین دلیل، صلح افغانستان باید بخشی از یک چارچوب منطقه‌ای باشد.

بارز افزود: همسایگان می‌توانند در زمینه‌های مختلف نقش مثبت داشته باشند؛ همکاری امنیتی، مبارزه با تروریسم و قاچاق، مدیریت مرزها، توسعه تجارت و ترانزیت، همکاری اقتصادی، انرژی، آب و ایجاد مسیرهای ارتباطی.

وی تأکید کرد: البته برای رسیدن به این هدف، روابط منطقه‌ای باید از منطق رقابت و استفاده از افغانستان به عنوان میدان نفوذ و رقابت فاصله بگیرد و به سمت همکاری و امنیت مشترک حرکت کند.

پاکستان؛ بخشی از مسئله و بخشی از راه‌حل

بارز در پاسخ به اینکه همسایگان، به‌خصوص پاکستان، چه نقشی در جنگ و صلح افغانستان دارند، گفت: پاکستان در میان همسایگان افغانستان جایگاه ویژه‌ای دارد؛ زیرا روابط دو کشور تنها به روابط رسمی دولت‌ها محدود نمی‌شود. مسائل مرزی، قومی، مهاجرتی، اقتصادی، امنیتی و تاریخی، روابط دو کشور را به شکل عمیقی به یکدیگر پیوند داده است.

بیشتر بخوانید:  از تنش میان انصارالله و ریاض تا بن‌بست مذاکرات ایران و آمریکا؛ هیأت اسلام‌آباد به تهران می‌رود

وی افزود: در چند دهه گذشته، سیاست‌های پاکستان در تحولات سیاسی و نظامی افغانستان تأثیرگذار بوده است. در عین حال، پاکستان نیز از ناامنی و فعالیت گروه‌های مسلح در منطقه مرزی خود آسیب دیده است.

بارز با اشاره به یکی از مهم‌ترین مسائل امنیتی میان دو کشور اظهار کرد: امروز یکی از مهم‌ترین مسائل امنیتی میان دو کشور، فعالیت تحریک طالبان پاکستان، یا TTP، است.

وی ادامه داد: پاکستان نگرانی‌های جدی درباره فعالیت این گروه از خاک افغانستان دارد و این موضوع یکی از محورهای اصلی اختلاف کابل و اسلام‌آباد است. در مقابل، مقام‌های طالبان این اتهامات و برداشت‌های پاکستان را در موارد مختلف رد کرده‌اند. بنابراین در بررسی این مسئله باید میان گزارش‌ها و ارزیابی‌های طرف‌های مختلف تفاوت قائل شد.

بارز تصریح کرد: در مجموع، نمی‌توان نقش تاریخی پاکستان را در تحولات افغانستان نادیده گرفت، اما در عین حال نیز نمی‌توان تمام مشکلات افغانستان را به پاکستان نسبت داد. مسئله افغانستان بسیار پیچیده‌تر از آن است که بتوان آن را تنها با سیاست یک کشور توضیح داد.

وی افزود: پاکستان می‌تواند بخشی از مسئله باشد، اما در عین حال می‌تواند بخشی از راه‌حل نیز باشد. به دلیل همسایگی، روابط اقتصادی، پیوندهای اجتماعی و اهمیت امنیتی، پاکستان یکی از بازیگران اصلی در معادله صلح افغانستان است.

گفت‌وگو و همکاری؛ راه کاهش تنش کابل و اسلام‌آباد

بارز درباره اقداماتی که می‌تواند برای کاهش تنش میان افغانستان و پاکستان مؤثر باشد، اظهار کرد: یکی از نیازهای اساسی، ایجاد یک سازوکار دائمی گفت‌وگو میان دو کشور است؛ سازوکاری که فقط در زمان بحران فعال نشود، بلکه به صورت منظم درباره مسائل امنیتی، مرزی، اقتصادی و مهاجرتی گفت‌وگو کند.

وی افزود: همکاری امنیتی نیز اهمیت زیادی دارد. دو کشور باید بتوانند درباره گروه‌های مسلح، تهدیدهای تروریستی و امنیت مرزها گفت‌وگوی مستقیم داشته باشند.

بارز با اشاره به موضوع مرز میان دو کشور گفت: موضوع مرز نیز باید از طریق سازوکارهای سیاسی و فنی مدیریت شود. اختلافات مرزی زمانی خطرناک می‌شوند که به تنش نظامی تبدیل شوند.

وی ادامه داد: تجارت نیز نقش مهمی دارد. بسته شدن مرزها فقط دولت‌ها را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد؛ بلکه مردم عادی، تاجران، رانندگان، خانواده‌ها و حتی روند انتقال کمک‌های بشردوستانه را نیز متضرر می‌کند.

وی تأکید کرد: بنابراین حفظ مسیرهای تجاری و بشردوستانه و جلوگیری از تبدیل تجارت و مهاجرت به ابزار فشار سیاسی می‌تواند در کاهش تنش مؤثر باشد.

بارز افزود: همچنین کشورهای منطقه می‌توانند در زمان بحران نقش میانجی و تسهیل‌کننده گفت‌وگو را ایفا کنند.

نقش ایران، آسیای مرکزی و چین در صلح افغانستان

بارز درباره نقش ایران، کشورهای آسیای مرکزی و چین در صلح افغانستان گفت: هر یک از کشورهای منطقه منافع و نگرانی‌های خاص خود را دارند.

وی افزود: ایران با افغانستان منافع و مسائل مشترکی مانند مهاجرت، تجارت، امنیت مرزی، آب، مواد مخدر و روابط اقتصادی دارد.

وی ادامه داد: ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان نیز به دلیل هم‌مرزی با افغانستان، به امنیت، کنترل مرزها، جلوگیری از افراط‌گرایی و توسعه تجارت و ترانزیت اهمیت می‌دهند.

بارز با اشاره به نقش چین اظهار کرد: چین علاوه بر مسائل امنیتی، به ثبات منطقه و توسعه ارتباطات اقتصادی و تجاری علاقه‌مند است. چین در سال‌های اخیر تلاش‌هایی برای میانجی‌گری و کاهش تنش میان افغانستان و پاکستان نیز داشته است.

وی تصریح کرد: بنابراین، صلح افغانستان باید در چارچوب یک همکاری منطقه‌ای گسترده‌تر دیده شود.

رئیس مرکز مطالعات استراتژیک افغانستان و آسیای مرکزی آکسفورد بریتانیا افزود: کشورهای منطقه ممکن است درباره مسائل مختلف اختلاف نظر داشته باشند، اما یک منفعت مشترک نیز وجود دارد؛ یک افغانستان باثبات، صلح‌آمیز و دارای اقتصاد قابل دوام، برای ثبات منطقه‌ای و توسعه اقتصادی همه طرف‌ها مناسب‌تر است.

افغانستان به چند «صلح» هم‌زمان نیاز دارد

بارز در جمع‌بندی این گفت‌وگو اظهار کرد: اگر بخواهیم تمام بحث را جمع‌بندی کنیم، افغانستان به چند «صلح» هم‌زمان نیاز دارد.

وی توضیح داد: نخست، صلح میان مردم و حکومت؛ یعنی رابطه‌ای مبتنی بر اعتماد، عدالت، پاسخ‌گویی و احترام به حقوق شهروندان.

وی افزود: دوم، صلح میان گروه‌های مختلف اجتماعی؛ یعنی پذیرش تنوع قومی، زبانی، مذهبی و فرهنگی و جلوگیری از تبعیض.

بارز ادامه داد: سوم، صلح با گذشته؛ یعنی توجه به قربانیان جنگ، پذیرش رنج‌های گذشته و یافتن راهی برای عدالت و آشتی، بدون اینکه جامعه دوباره وارد چرخه انتقام شود.

وی گفت: چهارم، صلح با همسایگان؛ یعنی روابطی مبتنی بر احترام متقابل، عدم استفاده از خاک کشورها علیه یکدیگر، همکاری امنیتی و منافع مشترک اقتصادی.

وی افزود: پنجم، صلح با آینده؛ یعنی ایجاد فرصت برای جوانان، آموزش، اشتغال، توسعه اقتصادی، مشارکت زنان و ایجاد امید به آینده.

صلح پایدار چگونه ساخته می‌شود؟

رئیس مرکز مطالعات استراتژیک افغانستان و آسیای مرکزی آکسفورد بریتانیا در پاسخ به اینکه صلح پایدار در افغانستان چگونه ساخته می‌شود، گفت: صلح پایدار در افغانستان با یک توافق یا یک نشست به وجود نمی‌آید. صلح یک فرآیند طولانی و چندلایه است.

وی افزود: این فرآیند از امنیت آغاز می‌شود، اما در امنیت متوقف نمی‌شود. به عدالت نیاز دارد، اما عدالت بدون آشتی کافی نیست. به مشارکت سیاسی نیاز دارد، اما مشارکت بدون توسعه اقتصادی پایدار نمی‌ماند. به توسعه نیاز دارد، اما توسعه بدون امنیت و ثبات امکان‌پذیر نیست.

بارز ادامه داد: بنابراین همه این عناصر به یکدیگر وابسته‌اند. افغانستان برای رسیدن به صلح پایدار به یک نگاه جامع نیاز دارد؛ نگاهی که امنیت، سیاست، اقتصاد، جامعه، حقوق، فرهنگ و روابط منطقه‌ای را از یکدیگر جدا نکند.

وی با اشاره به نقش گروه‌های مختلف جامعه در ساختن صلح اظهار کرد: در چنین نگاهی، مردم فقط قربانیان جنگ نیستند؛ آنان صاحبان صلح هستند. زنان فقط قربانیان خشونت نیستند؛ آنان سازندگان صلح‌اند.

وی افزود: جوانان فقط نسل آینده نیستند؛ آنان بخشی از نیروی امروز جامعه‌اند. اقوام مختلف نه موانع صلح، بلکه بخش‌های مختلف جامعه افغانستان‌اند که باید در یک چارچوب ملی فراگیر با یکدیگر زندگی کنند. همسایگان نیز نه صرفاً تهدید، بلکه بازیگران مؤثر در ساختن یا تضعیف ثبات منطقه‌اند.

بارز تأکید کرد: می‌توان گفت افغانستان امروز بیش از آنکه فقط به «پایان جنگ» نیاز داشته باشد، به تبدیل پایان جنگ به صلح پایدار نیاز دارد.

وی تصریح کرد: پایان جنگ نقطه پایان نیست؛ نقطه آغاز است.

بارز در پایان گفت: صلح پایدار زمانی شکل می‌گیرد که مردم افغانستان نه‌تنها از صدای گلوله در امان باشند، بلکه احساس کنند در کشور خود امنیت، عدالت، کرامت، حقوق، فرصت و آینده مشترک دارند.

وی افزود: از این منظر، پاسخ به پرسش «آیا نبود جنگ، صلح است؟» روشن است؛ نبود جنگ شرط لازم صلح است، اما صلح پایدار زمانی تحقق پیدا می‌کند که عدالت، اعتماد، مشارکت، توسعه، حقوق شهروندی و آشتی اجتماعی نیز در کنار آن وجود داشته باشد.

رئیس مرکز مطالعات استراتژیک افغانستان و آسیای مرکزی آکسفورد بریتانیا خاطرنشان کرد: و شاید مهم‌ترین پیام روز جهانی صلح برای افغانستان همین باشد؛ صلح فقط خاموش شدن سلاح‌ها نیست؛ صلح ساختن جامعه‌ای است که در آن اختلافات بدون خشونت حل شوند، تفاوت‌ها به رسمیت شناخته شوند، عدالت جای انتقام را بگیرد، هیچ گروهی خود را مالک انحصاری کشور نداند و همه شهروندان بتوانند خود را در آینده افغانستان سهیم بدانند.

وی در پایان اظهار کرد: چنین صلحی نه از بیرون قابل تحمیل است و نه تنها از طریق توافق میان چند بازیگر سیاسی به وجود می‌آید. صلح پایدار باید در درون جامعه افغانستان ساخته شود؛ با مشارکت مردم، مسئولیت‌پذیری حکومت، گفت‌وگوی اجتماعی، همکاری منطقه‌ای و حمایت جامعه جهانی.

بارز افزود: در چنین صورتی است که «نبود جنگ» می‌تواند به «وجود صلح» تبدیل شود و روز جهانی صلح از یک مناسبت در تقویم به فرصتی برای اندیشیدن به آینده‌ای تبدیل شود که در آن مردم افغانستان بتوانند با وجود تفاوت‌هایشان، در کنار یکدیگر و با احساس تعلق به یک سرزمین و یک آینده مشترک زندگی کنند.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=138614
اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها