به گزارش ایراف، بر اساس گزارشهای منتشرشده دستکم ۱۷ مهاجر افغانستانی روز پنجشنبه، ۱۹ شهریور، در منطقه «مکسوخته» در محدوده مرزی روتک شهرستان سراوان در استان سیستان و بلوچستان ایران، در مسیر ورود غیرقانونی، بر اثر تشنگی شدید جان باختهاند.
بر اساس این گزارش، در میان جانباختگان پنج زن از یک خانواده اهل ولایت بغلان و دستکم شش کودک زیر ۱۴ سال حضور داشتهاند. گزارشها حاکی است این گروه در جریان حرکت با کمبود شدید آب مواجه شده و شماری از زنان و کودکان در بیابان جان خود را از دست دادهاند. در موارد مشابه، گفته میشود که قاچاقچیان انسان، مهاجران را در حالی که آب و غذای کافی به همراه ندارند، در بیابانها رها میکنند.
پیکر جانباختگان پس از انتقال از محل، به دلیل نبود ظرفیت کافی در سردخانه سراوان به خاش منتقل شده است. با این حال، مقامهای رسمی ایران و حکومت طالبان تاکنون این گزارش را بهصورت رسمی تأیید نکردهاند.
یک ماه پیش؛ مرگ ۱۹ مهاجر در دشتهای نیمروز
این نخستین حادثه مرگبار در مسیر قاچاق مهاجران افغان به ایران نیست. حدود یک ماه پیش نیز پیکر ۱۴ مهاجر افغان در منطقه «گرد لالو» در دشتهای نیمروز پیدا شد و شمار قربانیان یک گروه ناپدیدشده به ۱۹ نفر رسید.
گزارشها نشان میداد این افراد با یک خودرو در مسیر پاکستان و سپس ایران حرکت میکردند که خودرو دچار نقص فنی شد. پس از آن، راننده و یکی از سرنشینان برای برطرف کردن مشکل از محل دور شدند، اما بهدلیل گردوغبار و طوفان شن نتوانستند دوباره گروه را پیدا کنند. اجساد این مهاجران چند هفته بعد پیدا شد و مقامهای محلی اعلام کردند آنان بر اثر گرسنگی، تشنگی و گرمای شدید جان باختهاند.
در برخی گزارشها، ۱۹ مهاجر ناپدیدشده در این حادثه معرفی شدهاند که پیکر ۱۴ نفر آنان بعدتر پیدا شد.
ویدئویی از یک تن از این مهاجران، در فضای مجازی به نشر رسید که او را در حالت تشنگی مفرط و در آخرین دقایق زندگی نشان میداد. این فرد که پیکر بی جان او بعدا پیدا شد، خطاب به دوستان و خانواده خود میگفت که او را ببخشند و فراموشش نکنند.
تکرار این حوادث در فاصلهای کوتاه نشان میدهد که مرگ در مسیرهای غیرقانونی ورود به ایران، یک حادثه موردی نیست؛ بلکه مجموعهای از خطرهای طبیعی، انسانی و امنیتی در این مسیرها جان مهاجران را تهدید میکند.
چرا مهاجران مسیر غیرقانونی را انتخاب میکنند؟
مهاجرت غیرقانونی از افغانستان به ایران را نمیتوان تنها با تصمیم فردی مهاجران توضیح داد. فقر، بیکاری، نبود فرصتهای اقتصادی، دشواری تأمین هزینه زندگی و جستوجوی کار و زندگی بهتر از مهمترین عواملی هستند که در گزارشهای مربوط به مهاجرت افغانها به ایران مطرح شدهاند. خبرگزاری دویچهوله نیز در گزارش اخیر خود، بیکاری و بحران اقتصادی افغانستان را از عوامل حرکت مهاجران به سمت ایران دانسته است.
از سوی دیگر، محدودیتهای موجود بر ورود قانونی، هزینههای سفر و اقامت و وضعیت نامطمئن مهاجران، بخشی از افراد را به استفاده از شبکههای قاچاق انسان سوق میدهد. در چنین شرایطی، قاچاقچیان با وعده رساندن افراد به ایران، آنان را وارد مسیرهایی میکنند که معمولاً خارج از مسیرهای رسمی و در مناطق بیابانی و کمامکانات قرار دارد. قاچاقچیان انسان در بسیاری موارد، به وعدههای خود عمل نکرده و مهاجران را در شرایط بحرانی رها کردهاند، همچنین گفته میشود در برخی موارد، وقتی به مناطق بیابانی رسیدهاند، دار و ندار مهاجران را گرفته و سپس رهایشان کردهاند.
در برخی گزارشهای پیشین نیز مقامهای افغانستان نسبت به فریب مهاجران توسط قاچاقچیان انسان هشدار داده و گفتهاند قاچاقچیان، جوانان را با وعده رسیدن به زندگی بهتر گرفتار میکنند.
مسیر قاچاق؛ از تشنگی و گرما تا تیراندازی و تصادف
مسیرهای قاچاق از افغانستان به ایران عمدتاً از مناطق مرزی و بیابانی عبور میکند؛ مناطقی که دسترسی به آب، خدمات امدادی و ارتباطات در آنها محدود است.
تشنگی و گرمازدگی در کنار دیگر محدودیتها، یکی از جدیترین خطرهاست. دمای بسیار بالا در بیابانها، عدم وجود درخت و سایبان، نبود منابع آب و پیادهروی طولانی مدت میتواند در مدت کوتاهی به کمآبی شدید بدن انسان و مرگ منجر شود. طوفان شن نیز خطر گمشدن افراد را افزایش میدهد؛ همانگونه که در حادثه نیمروز، گروهی از مهاجران پس از توقف خودرو در بیابان گم شدند و هفتهها بعد پیکرهای بی جان آنان پیدا شد.
رها شدن مهاجران در میانه مسیر نیز یکی دیگر از خطرهای گزارششده است. در برخی موارد، خودروهای حامل مهاجران به دلیل نقص فنی یا تعقیب نیروهای مرزی متوقف میشوند و افراد در مناطق دورافتاده رها میشوند. قاچاقچیان انسان، توجهی به اصول انسانی و جان افراد ندارند، بلکه برای آنها دریافت وجه و فرار از نیروهای امنیتی مهم است و بس!
از سوی دیگر، خودروهای مورد استفاده قاچاقچیان گاه با سرعت بسیار بالا و در جادههای فرعی و خاکی حرکت میکنند. مقامهای انتظامی ایران نیز درباره استفاده از خودروهای موسوم به «شوتی» برای جابهجایی غیرقانونی انسان و کالا هشدار دادهاند؛ این خودروها بهدلیل تغییرات فنی و رانندگی پرخطر، در معرض تصادف و واژگونی قرار دارند. در چندین مورد تصادف و آتشسوزی در جادههای منتهی به ایران، دهها مهاجر غیرقانونی که در خودروهای شوتی مخفی شده بودند، جان باختند.
بازداشت، تیراندازی، سرقت، اخاذی و سوءاستفاده قاچاقچیان نیز از دیگر خطرهایی است که مهاجران در این مسیر با آن روبهرو میشوند. گزارشهای مربوط به مسیرهای قاچاق ایران از پیادهرویهای طولانی، خطر تیراندازی و بازداشت و هزینههای سنگین پرداختی به قاچاقچیان حکایت دارد.
هشدارهای تکراری؛ «از مسیر قاچاق نیایید»
در سالهای گذشته مقامهای ایران و افغانستان بارها نسبت به ورود غیرقانونی و اعتماد به قاچاقچیان انسان هشدار دادهاند. مقامهای افغانستان نیز بر جلوگیری از عبور غیرقانونی شهروندان از مرزها تأکید کرده و نسبت به پیامدهای انسانی این مسیرها هشدار دادهاند.
در ایران نیز مقامهای انتظامی با تأکید بر برخورد با شبکههای قاچاق انسان، استفاده از خودروهای غیرایمن برای انتقال مهاجران را یکی از عوامل بروز حوادث مرگبار دانستهاند.
با این حال، تکرار مرگ مهاجران در فاصله تنها چند هفته نشان میدهد که هشدارها بهتنهایی نتوانسته است این مسیر را متوقف کند. تا زمانی که فقر و بیکاری، نیاز به کار و درآمد، محدودیتهای مهاجرت قانونی و فعالیت شبکههای قاچاق انسان همزمان وجود داشته باشد، احتمال تکرار چنین حوادثی همچنان باقی خواهد ماند.
چه باید کرد؟
کاهش تلفات در مسیرهای قاچاق مهاجران، نیازمند مجموعهای از اقدامات همزمان در افغانستان و ایران است. مهمترین راهکار، اطلاعرسانی شفاف درباره خطرات این مسیرها و ایجاد مسیرهای قانونی و قابل دسترس برای ورود و اقامت است تا خانوادهها و افراد جویای کار یا امنیت، ناچار به سپردن جان خود به دست قاچاقچیان نشوند.
در کنار آن، شناسایی و برخورد مؤثر با شبکههای قاچاق انسان و جلوگیری از انتقال گروههای مهاجر در شرایط خطرناک باید در اولویت قرار گیرد. ایجاد سازوکارهای امدادرسانی و پایش در مناطق مرزی، بهویژه در فصل گرما، نیز میتواند از تبدیلشدن حوادثی مانند گمشدن، تشنگی و گرمازدگی به مرگهای دستهجمعی جلوگیری کند.
از سوی دیگر، همکاری میان نهادهای مرزی افغانستان و ایران و سازمانهای بینالمللی برای ثبت حوادث، شناسایی قربانیان و اطلاعرسانی به خانوادهها ضروری است. همچنین فراهمکردن امکان بازگشت امن و دسترسی مهاجران آسیبدیده به خدمات درمانی و امدادی میتواند بخشی از پیامدهای انسانی این مسیرها را کاهش دهد.
با این حال، برخورد صرفاً امنیتی با مهاجرت غیرقانونی، بدون توجه به عواملی که افراد را به انتخاب مسیرهای قاچاق سوق میدهد، بهتنهایی نمیتواند مانع تکرار این حوادث شود. کاهش تقاضا برای مسیرهای قاچاق، بیش از هر چیز به دسترسی به گزینههای قانونی، اطلاعرسانی قابل اعتماد و کاهش زمینههای اقتصادی و اجتماعی مهاجرت پرخطر نیاز دارد.








