به گزارش ایراف، تحلیلهای منتشرشده در رسانههای منطقهای و پاکستانی نشان میدهد راهبرد آمریکا برای مهار ایران، پس از ماهها فشار نظامی و اقتصادی، در نقطهای حساس و پرهزینه قرار گرفته است.
آنچه در ابتدا با تصور «چند ضربه سنگین و تسلیم سریع» آغاز شد، اکنون به یک نبرد فرسایشی تبدیل شده که پیامدهای آن از خاورمیانه تا بازارهای جهانی انرژی امتداد یافته است.
جنگی که زمین بازی آن تغییر کرد
به نوشته روزنامه ۹۲، تصور اولیه واشنگتن مبنی بر اینکه ترکیب حملات هوایی گسترده و تحریمهای شدید میتواند ایران را ظرف چند هفته به عقبنشینی وادار کند، باطل شده است.
استفاده از جنگندههای پیشرفته F-16 و F-35 تنها خسارتهای موقت ایجاد کرده و نتوانسته توان دفاعی و موشکی ایران را از کار بیندازد.
در مقابل، نیروهای آمریکایی با تلفات و کاهش ذخایر سامانههای دفاعی مانند «تاد» روبهرو شدهاند.
در همین حال، شبکه نیروهای متحد ایران در منطقه قواعد جنگ سنتی را برهم زدهاند.
حملات انصار الله یمن در دریای سرخ به کشتیهای تجاری و تحرک سایر گروههای مقاومت، نیروی دریایی آمریکا را درگیر نبردی نامتقارن کرده که راهحل نظامی مشخصی برای آن وجود ندارد.
این شبکهها بدون ورود مستقیم ایران به جنگ، هزینههای مستمر و قابل توجهی به واشنگتن تحمیل کردهاند.
«عملیات طرد اقتصادی» و واقعیت بازار انرژی
پس از ناکامی گزینه نظامی، آمریکا راهبرد جدیدی را با عنوان «عملیات طرد اقتصادی» برای قطع کامل درآمدهای نفتی ایران آغاز کرد.
با وجود فشارهای شدید، گزارشهای بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول تنها از انقباض اقتصادی و تورم بالا در ایران خبر میدهند؛ اما واقعیت بازار انرژی چیز دیگری است: ایران همچنان روزانه بیش از ۱.۹ میلیون بشکه نفت صادر میکند.
این رقم نشان میدهد محاصره اقتصادی کامل یک کشور، حتی با گستردهترین شبکه تحریمها، عملاً امکانپذیر نیست.
در کنار این موضوع، همکاریهای راهبردی ایران با روسیه و چین و عضویت در سازمانهای منطقهای مانند شانگهای و بریکس، قدرت تحریم آمریکا را بهطور محسوسی کاهش داده است.
سایه ویتنام بر بحران جدید
همزمان، روزنامه «نوای وقت» پاکستان در تحلیلی با اشاره به تجربه تاریخی آمریکا در ویتنام، تأکید کرده است که واشنگتن بار دیگر درگیر جنگی شده که «زمان» در آن تعیینکنندهتر از «قدرت نظامی» است.
در ویتنام، آمریکا با وجود برتری تسلیحاتی، نتوانست اراده سیاسی طرف مقابل را در هم بشکند؛ امروز نیز در ایران، اصل نبرد نه تخریب تأسیسات، بلکه تحمل سیاسی و اجتماعی طرفین است.
ایران با گسترش میدان نبرد به تنگه هرمز، شاهرگ انرژی جهان، شرایطی ایجاد کرده که برتری نظامی آمریکا را کمرنگ کرده است.
اکنون چالش اصلی واشنگتن نه توان نظامی، بلکه فشار داخلی و هزینههای سیاسی ادامه جنگ است.
پیامدهای منطقهای و موقعیت حساس پاکستان
تحلیلگران پاکستانی هشدار میدهند که این بحران برای اسلامآباد پیامدهای مستقیم دارد. همسایگی با ایران، حضور میلیونها نیروی کار پاکستانی در کشورهای خلیج فارس و وابستگی شدید اقتصاد پاکستان به قیمت نفت، این کشور را در موقعیتی حساس قرار داده است.
به همین دلیل، بهترین مسیر برای اسلامآباد حفظ بیطرفی فعال و تقویت دیپلماسی عنوان شده است.
در مجموع این تحلیلها نشان میدهد آمریکا در برابر ایران درگیر بنبستی چندلایه شده است؛ بنبستی که نه با حملات هوایی حل میشود و نه با تحریمهای اقتصادی.
تجربه ویتنام بار دیگر تکرار شده: قدرتمندترین ارتشها نیز نمیتوانند پایان جنگ را مطابق میل خود رقم بزنند. ادامه این وضعیت، پیامدهای اقتصادی و امنیتی گستردهای برای کل جهان خواهد داشت.




