محمدهاشم عصمتاللهی، استاد دانشگاه و مشاور رئیسجمهور پیشین افغانستان، در گفتوگو با ایراف، با تأیید اظهارات اخیر حامد کرزی مبنی بر اینکه افغانستان در دوره ریاستجمهوری او اجازه استفاده از خاک این کشور علیه ایران را نداده است، گفت: «آمریکا در دوران حضور خود در افغانستان تلاش میکرد روابط سیاسی، اقتصادی، دیپلماتیک و فرهنگی کابل و تهران تیره شود، اما کرزی با تأکید بر ضرورت حفظ روابط با کشورهای همسایه، زیر بار این فشارها نرفت.» به گفته او، واشنگتن تلاش داشت از جغرافیای افغانستان بهعنوان اهرمی برای فشار بر ایران استفاده کند، اما اشتراکات تاریخی، فرهنگی، دینی و زبانی دو کشور و رویکرد کابل مانع تحقق این هدف شد.
فشار واشنگتن برای تیرهکردن روابط کابل با تهران و اسلامآباد
عصمتاللهی با اشاره به جلساتی که در دوران همکاری خود با حامد کرزی در ریاستجمهوری افغانستان داشته، میگوید کرزی بهصراحت از خواسته آمریکاییها برای اتخاذ موضع خصمانه در برابر ایران و پاکستان سخن گفته بود. به روایت او، کرزی معتقد بود حضور آمریکا در افغانستان دائمی نیست و آمریکاییها در نهایت این کشور را ترک خواهند کرد، اما افغانستان همچنان با همسایگان خود زندگی خواهد کرد. بنابراین، از نگاه رئیسجمهور پیشین افغانستان، منافع بلندمدت کابل ایجاب میکرد روابط خود را با کشورهای همسایه حفظ کند و وارد تقابل با آنها نشود.
عصمتاللهی تأکید میکند که این رویکرد حتی درباره پاکستان نیز وجود داشت؛ کشوری که به گفته او، عوامل آن در ترور پدر حامد کرزی نقش داشتند. با این حال، کرزی معتقد بود افغانستان نباید روابط خود با پاکستان را نیز به سمت خصومت پیش ببرد؛ چهرسد به ایران که اشتراکات تاریخی و فرهنگی بسیار گستردهای با افغانستان دارد. از نگاه عصمتاللهی، سفرهای حامد کرزی به ایران نیز در بسیاری از موارد برخلاف خواست آمریکا انجام میشد و نشاندهنده تلاش او برای حفظ توازن در سیاست خارجی افغانستان بود.
توصیه رهبر شهید به کرزی
عصمتاللهی در ادامه به یکی از دیدارهای حامد کرزی با «رهبر شهید» اشاره میکند و میگوید در این دیدار به رئیسجمهور وقت افغانستان درباره شرایط دشواری که با حضور آمریکا در کشور داشت، توصیه شده بود که حتی در چنین شرایطی استقلال و عزت افغانستان را حفظ کند. به گفته او، کرزی بعدها این توصیه را در جمعهای خصوصی نقل کرده و آن را مورد توجه قرار داده بود.
عصمتاللهی معتقد است همین نگاه باعث شد رئیسجمهور پیشین افغانستان تلاش کند در سیاست خارجی، میان فشارهای آمریکا و ضرورت حفظ روابط با همسایگان توازن ایجاد کند. او تأکید دارد که کرزی با وجود آنکه پس از کنفرانس بن و با حمایت آمریکا وارد ساختار قدرت افغانستان شد، بهتدریج متوجه شد که اهداف واشنگتن در افغانستان الزاماً با ایجاد ثبات و امنیت پایدار در این کشور و منطقه منطبق نیست.
آمریکا به دنبال بحرانسازی در افغانستان بود
عصمتاللهی میگوید آمریکا در دوره حضور خود در افغانستان، راهبردهایی را دنبال میکرد که از نظر او بر ایجاد بحران، مدیریت بحران و استفاده از بحران برای پیشبرد اهداف منطقهای واشنگتن استوار بود. او میگوید در دوران ریاستجمهوری کرزی، تلاشهای پنهان و آشکاری برای تیرهشدن روابط ایران و افغانستان در حوزههای سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی و فرهنگی صورت گرفت؛ با این حال، دولت کرزی حاضر نشد روابط با ایران را قربانی خواستههای آمریکا کند.
به گفته عصمتاللهی، کرزی به این جمعبندی رسیده بود که ایران و افغانستان به دلیل اشتراکات تاریخی، فرهنگی، دینی و زبانی، ظرفیت تبدیلشدن به دو کشور متخاصم را ندارند و حفظ روابط مسالمتآمیز با همسایگان، بخشی از منافع ملی افغانستان است.
عصمتاللهی معتقد است برنامه آمریکا برای استفاده از افغانستان علیه ایران، از همان سالهای نخست حضور واشنگتن در این کشور وجود داشت. به گفته او، پس از اشغال افغانستان و برگزاری کنفرانسهای مربوط به تشکیل دولت جدید، آمریکا بهتدریج نقش محوری در هدایت سیاست افغانستان پیدا کرد و کنترل قابلتوجهی بر فضای سیاسی و امنیتی این کشور داشت. او میگوید در چنین شرایطی، یکی از اهداف واشنگتن تضعیف روابط کابل و تهران بود، اما ساختار اجتماعی افغانستان و حضور گروههای مختلف قومی و مذهبی اجازه نداد این سیاست به نتیجه مطلوب آمریکا برسد.
از نگاه او، شیعیان، هزارهها، تاجیکها و حتی بخشهایی از جامعه پشتون افغانستان به دلیل پیوندهای تاریخی و فرهنگی، زمینه پذیرش یک سیاست ایرانستیزانه گسترده را نداشتند. همین مسئله باعث شد تلاشهای آمریکا برای تبدیل افغانستان به اهرم فشار علیه ایران با موانع جدی روبهرو شود. او در همین چارچوب از سیاست «ایرانهراسی» سخن میگوید و معتقد است عوامل وابسته به آمریکا در افغانستان تلاش کردند افکار عمومی و فضای سیاسی کشور را علیه ایران تحریک کنند، اما این تلاشها نتوانست به یک سیاست پایدار ضدایرانی در افغانستان تبدیل شود.
اشغال افغانستان و عراق؛ طرح فشار از شرق و غرب ایران
عصمتاللهی در ادامه، سیاست آمریکا در افغانستان را در چارچوب گستردهتر راهبرد واشنگتن در قبال ایران تحلیل میکند. او معتقد است همزمانی اشغال افغانستان در سال ۲۰۰۱ با اشغال عراق در سالهای بعد، این امکان را برای آمریکا فراهم کرد که ایران را از دو طرف شرقی و غربی تحت فشار قرار دهد. به گفته او، افغانستان حدود ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک با ایران دارد و مرز ایران و عراق نیز بیش از هزار کیلومتر است. از این منظر، قرار گرفتن نیروهای آمریکایی در دو سوی ایران میتوانست یک موقعیت ژئوپلیتیکی کمسابقه برای اعمال فشار بر تهران ایجاد کند.
عصمتاللهی معتقد است سیاست آمریکا پس از انقلاب اسلامی ایران همواره بر تضعیف جمهوری اسلامی و در نهایت تغییر نظام سیاسی ایران متمرکز بوده است و دولت جورج بوش نیز تلاش کرد با حضور نظامی در شرق و غرب ایران، فشار بر تهران را افزایش دهد. با این حال، او میگوید این راهبرد در نهایت به اهداف مورد نظر آمریکا منجر نشد و واشنگتن نتوانست از افغانستان و عراق به شکل مورد انتظار خود برای فشار بر ایران استفاده کند. از نگاه او، جمهوری اسلامی ایران نیز با اتخاذ سیاستهای بازدارنده تلاش کرد مانع استفاده آمریکا از جغرافیای افغانستان علیه خود شود و در نتیجه، واشنگتن در تحقق این هدف ناکام ماند.
اشتراکات ایران و افغانستان؛ مانع شکلگیری یک جبهه ضدایرانی
در بخش دیگری از این گفتوگو، مشاور پیشین حامد کرزی با اشاره به استمرار تنش میان ایران و آمریکا، احتمال تبدیل افغانستان به بخشی از این مناقشه را بررسی میکند. او معتقد است آمریکا در مقاطع مختلف تلاش کرده از طریق رسانهها، افکار عمومی و ابزارهای دیپلماتیک، زمینه ایجاد فشار علیه ایران از داخل افغانستان را فراهم کند، اما این سیاست به دلیل ویژگیهای اجتماعی و تاریخی افغانستان با موانع جدی مواجه بوده است. به گفته عصمتاللهی، ایران و افغانستان از نظر تاریخی و جغرافیایی پیوندهای عمیقی دارند و اشتراکات زبانی و دینی نیز این روابط را تقویت کرده است. او تأکید میکند که این پیوندها تنها به یک گروه قومی یا مذهبی محدود نیست و در میان شیعیان، هزارهها، تاجیکها، ازبکها و حتی بخشهایی از جامعه پشتون افغانستان نیز قابل مشاهده است. از نگاه او، همین پیوندها موجب شده است تلاش برای تبدیل افغانستان به یک پایگاه گسترده علیه ایران با دشواری مواجه شود.
داعش خراسان و القاعده؛ تلاش برای ایجاد ناامنی در روابط دو کشور
عصمتاللهی همچنین به نقش گروههای تروریستی در معادلات افغانستان اشاره میکند و میگوید گروههایی مانند داعش خراسان و القاعده در مقاطعی بهعنوان ابزارهایی برای تحریک جامعه افغانستان علیه ایران مورد استفاده قرار گرفتهاند. او معتقد است هدف از چنین اقداماتی ایجاد ناامنی و تحریک افکار عمومی علیه جمهوری اسلامی ایران بوده است، اما در نهایت روابط میان مردم دو کشور به سمت تقابل گسترده پیش نرفت. وی تأکید میکند که ایران در مرزهای خود با افغانستان، دستکم در رویکرد اعلامی، همواره بر صلح، ثبات و همزیستی مسالمتآمیز تأکید داشته و این مسئله نیز در شکلگیری روابط میان دو جامعه مؤثر بوده است.
سیاست آمریکا پس از بازگشت طالبان نیز به نتیجه نرسید
مشاور پیشین حامد کرزی معتقد است تلاش آمریکا برای اثرگذاری بر روابط ایران و افغانستان به دوره دولت جمهوری محدود نبوده و در فرآیند مذاکرات صلح افغانستان نیز ادامه داشته است. او با اشاره به نشستهای صلح در قطر میگوید آمریکا در آن مقطع نیز اهدافی فراتر از برقراری صلح در افغانستان دنبال میکرد و یکی از ابعاد آن، ایجاد فشار بر ایران بود. به گفته او، پس از بازگشت طالبان به قدرت نیز تلاشهایی برای ترغیب این گروه به اتخاذ سیاست خصمانه در برابر ایران انجام شد، اما این روند در نهایت به شکل مورد انتظار آمریکا پیش نرفت. عصمتاللهی میگوید اگرچه در برخی مقاطع اقداماتی برای تحریک طالبان علیه ایران انجام شد، اما در مجموع طالبان وارد مسیر تقابل پایدار با جمهوری اسلامی ایران نشد و عوامل مختلفی در این مسئله نقش داشتند.
چابهار و مسیرهای ترانزیتی؛ پیوند اقتصادی افغانستان با ایران
در کنار اشتراکات تاریخی و فرهنگی، عصمتاللهی بر اهمیت پیوندهای اقتصادی و ترانزیتی دو کشور نیز تأکید دارد. از نگاه او، افغانستان بهعنوان کشوری محصور در خشکی، برای دسترسی به بازارهای منطقهای و بینالمللی به مسیرهای ترانزیتی کشورهای همسایه نیاز دارد و ایران یکی از مهمترین مسیرهای دسترسی افغانستان به آبهای آزاد و بازارهای جهانی است. در این میان، بندر چابهار و مسیرهای ترانزیتی ایران میتوانند نقش مهمی در اتصال افغانستان به بازارهای منطقهای ایفا کنند. همین وابستگی اقتصادی و جغرافیایی نیز از نظر عصمتاللهی، یکی دیگر از عواملی است که امکان تبدیل افغانستان به یک ابزار پایدار برای فشار علیه ایران را کاهش میدهد.
او در مجموع معتقد است افغانستان در شرایطی قرار دارد که حفظ روابط متوازن با همسایگان، بهویژه ایران، نهتنها یک انتخاب سیاسی، بلکه بخشی از ضرورتهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی این کشور است.
از نگاه محمدهاشم عصمتاللهی، تلاش آمریکا برای ایجاد شکاف میان افغانستان و ایران موضوعی مقطعی نبوده و در دورههای مختلف، با ابزارهای سیاسی، رسانهای، دیپلماتیک و حتی امنیتی دنبال شده است. با این حال، به اعتقاد او، دولت حامد کرزی حاضر نشد روابط با همسایگان را قربانی خواستههای واشنگتن کند و اشتراکات تاریخی، فرهنگی، دینی و زبانی دو ملت نیز مانع از شکلگیری یک جبهه گسترده ضدایرانی در افغانستان شد. عصمتاللهی همچنین معتقد است با وجود فشارهای آمریکا پس از بازگشت طالبان، جغرافیا و اقتصاد افغانستان همچنان این کشور را به حفظ روابط با ایران نیازمند میکند.
حامد کرزی، رئیسجمهور پیشین افغانستان، اخیراً در گفتوگو با «فایننشال تایمز» گفته است که افغانستان در دوره ریاستجمهوری او اجازه نداده از خاک این کشور علیه ایران استفاده شود. این اظهارات در حالی مطرح شده که آمریکا طی دو دهه حضور نظامی در افغانستان، همزمان با حضور در عراق، در مجاورت مرزهای شرقی و غربی ایران قرار داشت. روابط ایران و افغانستان نیز به دلیل مرز مشترک، پیوندهای تاریخی و فرهنگی، اشتراکات زبانی و دینی و همچنین مناسبات اقتصادی و ترانزیتی، همواره از اهمیت ویژهای برخوردار بوده است.




