به گزارش ایراف، در جریان جنگ دوم انگلیس و افغانستان، پس از آنکه امیر محمدیعقوبخان در شرایط دشوار نظامی و سیاسی به مذاکره با بریتانیا تن داد، معاهده گندمک در ۲۶ مه ۱۸۷۹ امضا شد. بر اساس این پیمان، افغانستان کنترل روابط خارجی خود را به بریتانیا واگذار کرد، با استقرار یک هیئت بریتانیایی در کابل موافقت شد و بخشهایی از سرزمین و گذرگاههای راهبردی افغانستان نیز در اختیار بریتانیا قرار گرفت. در چارچوب همین توافق، سر لوئیس کیوناری بهعنوان نماینده بریتانیا وارد کابل شد؛ او مامور بود تا مفاد معاهده گندمک را در افغانستان اجرا و نظارت کند، اما در کمتر از دوماه به دست مردم و سربازان معترض کشته شد و ماموریتش ناتمام ماند.
کیوناری که بود؟
سر لوئیس کیوناری، با نام کامل پیر لوئی ناپلئون کیوناری، در فرانسه متولد شد و فرزند یک افسر ایتالیاییِ هوادار ناپلئون بود. او در سال ۱۸۵۷ تابعیت بریتانیا گرفت، مدتی در ارتش هند خدمت کرد و سپس وارد دستگاه سیاسی بریتانیا شد.
کیوناری به معاونت کمیسر پیشاور رسید و به یکی از چهرههای مورد اعتماد لرد لیتن، نایبالسلطنه بریتانیا در هند، تبدیل شد. آشنایی او با مناطق مرزی هند بریتانیا و افغانستان، او را به گزینهای مناسب برای مأموریت حساس کابل تبدیل کرده بود.
اهمیت کیوناری را باید در شرایطی فهمید که بریتانیا میکوشید پس از جنگ، نفوذ خود را بدون اداره مستقیم افغانستان تثبیت کند. استعمار پیر میخواست با کمترین هزینه، افغانستان را تحت سیطره خود داشته باشد. معاهده گندمک چارچوب سیاسی و کیوناری مجری این طرح بود، طرحی که با مقاومت و اعتراض مردم، به فرجام نرسید.
از «بازی بزرگ» تا جنگ دوم
در سال ۱۸۷۸، ورود هیئت روسی به کابل حساسیت بریتانیا را افزایش داد. دولت هند بریتانیا خواستار پذیرش هیئت خود در کابل شد، اما این هیئت در ۲۱ سپتامبر ۱۸۷۸ در گذرگاه علیمسجد اجازه ورود نیافت. پس از آن، بریتانیا اولتیماتوم داد و سرانجام در ۲۱ نوامبر ۱۸۷۸ علیه افغانستان وارد جنگ شد. نیروهای بریتانیایی از چند محور وارد افغانستان شدند و بخشهایی از قلمرو کشور را به تصرف خود درآوردند.
پس از آن، امیر شیرعلیخان کابل را ترک کرد و پس از او، پسرش محمدیعقوبخان به امارت رسید، او در شرایطی که نیروهای بریتانیایی همچنان بخشهایی از افغانستان را در اختیار داشتند، به مذاکره با آنان روی آورد.
گندمک؛ پیمانی برای پایان جنگ
محمدیعقوبخان در مه ۱۸۷۹ به گندمک رفت و در شرایطی نابرابر با کیوناری مذاکره کرد و در نهایت معاهده در ۲۶ مه همان سال امضا شد؛ پیمانی که به گفته محققان، از تحقیرآمیزترین توافقهایی بود که یک حاکم افغان با بریتانیا امضا کرده بود.
مهمترین امتیاز بریتانیا، بهدستآوردن کنترل روابط خارجی افغانستان بود، امیر همچنین با استقرار یک هیئت بریتانیایی با اعضای اروپایی در کابل موافقت کرد، در مقابل، محمدیعقوبخان سالانه ۶۰۰ هزار روپیه دریافت میکرد، گویا استقلال و آزادی افغانستان در بدل این مبلغ به بریتانیا واگذار شد.
پس از آن، افغانستان در سیاست خارجی آزادی عمل پیشین خود را از دست داد و بریتانیا برای نخستینبار امکان استقرار یک نماینده در پایتخت افغانستان را به دست آورد.
کیوناری وارد کابل میشود
کیوناری در ۲۴ ژوئیه ۱۸۷۹ وارد کابل شد و در اقامتگاه بریتانیا در بالاحصار مستقر شد. حضور او قرار بود اجرای بخش سیاسی معاهده گندمک را تضمین کند. اما مسئله اصلی این بود که توافق گندمک به معنای پایان کامل جنگ و نارضایتی در افغانستان نبود. منابع تاریخی نیز تأکید میکنند که جنگ دوم انگلیس و افغانستان پس از امضای این پیمان عملاً ادامه داشت.
جامعه افغانستان در آن زمان با پیامدهای جنگ، ضعف حکومت مرکزی و نارضایتی از شرایط سیاسی روبهرو بود. برای بخشی از جامعه، استقرار یک نماینده بریتانیا در کابل، آن هم پس از واگذاری کنترل سیاست خارجی و پذیرش امتیازات ارضی، نشانه آشکاری از گسترش نفوذ یک قدرت خارجی در امور کشور محسوب میشد، از این رو اعتراضات در محافل سیاسی به شکل نامحسوسی ادامه داشت.
قیام کابل؛ از اعتراض سربازان تا حمله به اقامتگاه کیوناری
در ۳ سپتامبر ۱۸۷۹، گروهی از سربازان افغان که از هرات آمده بودند، در اعتراض به پرداختنشدن حقوق خود شورش کردند. نارضایتی نظامیان در کابل به سرعت به آشوب کشیده شد و گروههایی از مردم نیز به آن پیوستند و به سوی محل اقامت کیوناری یورش بردند، در واقع مردم منتظر فرصتی بودند تا جرقه مبارزه و مقاومت علیه استعمار بریتانیا زده شود و نارضایتی سربازان، فرصتی برای علنی شدن اعتراضات مردمی ایجاد کرد.
کیوناری و اعضای هیئت همراه او در جریان این حمله کشته شدند. به این ترتیب، نمایندهای که قرار بود نماد اجرای توافق گندمک و تثبیت نفوذ بریتانیا در کابل باشد، تنها چند هفته پس از ورود به پایتخت افغانستان جان خود را از دست داد.
مرگ کیوناری؛ آغاز مرحله تازه جنگ
قتل کیوناری زمینه بازگشت نیروهای بریتانیایی به کابل را فراهم کرد، ژنرال فردریک رابرتس نیروهای خود را به سوی پایتخت حرکت داد و در اکتبر ۱۸۷۹ پس از قندهار، کابل را تصرف کرد. محمدیعقوبخان نیز از قدرت کنار رفت و مرحله تازهای از مداخله نظامی بریتانیا در افغانستان آغاز شد.
از این منظر، اهمیت کیوناری تنها به شخصیت او محدود نمیشود. او در مقطعی به کابل آمد که بریتانیا میکوشید دستاوردهای جنگ را به نفوذ سیاسی پایدار تبدیل کند. معاهده گندمک ابزار این سیاست بود و کیوناری مجری بخش مهمی از آن در پایتخت افغانستان.
اما حضور او نشان داد که توافق میان یک حکومت تحت فشار و یک قدرت استعماری الزاماً به معنای پذیرش اجتماعی آن توافق نیست. شورش سربازان افغان و پیوستن گروههایی از مردم کابل به آن، معادلهای را که بریتانیا پس از گندمک طراحی کرده بود، برهم زد.
معاهده گندمک در تاریخ افغانستان از یک سو نماد فشار خارجی و محدودشدن استقلال سیاسی کشور و از سوی دیگر بخشی از تاریخ مقاومت در برابر نفوذ بریتانیا است.
همزمان با روز مبارزه با استعمار انگلیس، یادآوری این نکته خالی از لطف نیست که در بزنگاههای تاریخی، این مردم هستند که برای سرنوشت خود تصمیم ميگيرند، نه حاکمان خودفروخته!








