رضا غلامی، اقتصاددان در گفتوگو با ایراف، با تأکید بر اینکه افغانستان با وجود برخورداری از ذخایر عظیم معدنی، همچنان از توسعه اقتصادی فاصله دارد، گفت: «نبود ثبات سیاسی و ضعف زیرساختهای حملونقل، مهمترین موانع بهرهبرداری از ظرفیتهای این کشور است.» او ضمن بررسی ظرفیتهای اقتصادی افغانستان، بر ضرورت ایجاد ثبات سیاسی، توسعه زیرساختهای ترانزیتی و همکاری راهبردی ایران، افغانستان و چین برای بهرهبرداری از فرصتهای منطقهای تاکید میکند.
کشوری با منابع عظیم اما توسعهنیافته
غلامی با اشاره به وضعیت اقتصادی افغانستان گفت: «افغانستان همچنان یکی از کشورهایی است که فاصله زیادی با توسعه دارد و حتی نمیتوان آن را در زمره کشورهای در حال توسعه دانست.» به گفته وی، سالها جنگ، درگیریهای داخلی، بیثباتی سیاسی و مشکلات ساختاری موجب شده است که این کشور نتواند از ظرفیتهای طبیعی خود برای رشد اقتصادی استفاده کند.
وی افزود: «افغانستان کشوری کوهستانی است و همین ویژگی جغرافیایی، توسعه زیرساختهایی مانند جاده، راهآهن و شبکههای حملونقل را بسیار پرهزینه کرده است. به همین دلیل، بسیاری از مناطق معدنی این کشور هنوز دسترسی مناسبی ندارند و امکان بهرهبرداری اقتصادی از آنها فراهم نشده است.»
این اقتصاددان ادامه داد: «افغانستان از نظر ذخایر معدنی، کشوری بسیار غنی است و معادنی مانند مس، طلا و سایر فلزات ارزشمند در آن وجود دارد که بخش قابل توجهی از آنها همچنان بکر و دستنخورده باقی مانده است. این منابع میتوانند آینده اقتصادی افغانستان را متحول کنند، اما تحقق این ظرفیت مستلزم ایجاد ثبات سیاسی بلندمدت و جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی است.»
وی تأکید کرد که بدون وجود یک حکومت باثبات و مقتدر که بتواند امنیت سرمایهگذاری را تضمین کند، امکان توسعه معادن و اجرای پروژههای زیربنایی در افغانستان وجود نخواهد داشت. به اعتقاد او، حکومت افغانستان باید همزمان با ایجاد امنیت، برنامهای جدی برای توسعه راهها، خطوط ریلی و سایر زیرساختهای مورد نیاز بخش معدن تدوین کند.
ایران و پاکستان؛ دو مسیر دسترسی افغانستان به آبهای آزاد
غلامی با اشاره به موقعیت جغرافیایی افغانستان اظهار داشت: «این کشور برای دسترسی به آبهای آزاد، عملاً دو مسیر اصلی یعنی ایران و پاکستان را در اختیار دارد. اگرچه مسیر پاکستان از نظر فاصله کوتاهتر است، اما ایران از مزیتهای دیگری برخوردار است که میتواند آن را به گزینهای مطمئنتر تبدیل کند.»
وی افزود: «ایران در سالهای گذشته شبکه گستردهای از جادهها، خطوط ریلی، بنادر و زیرساختهای حملونقل ایجاد کرده و در کنار آن، صنایع بزرگ معدنی، فولادی و فلزی نیز در کشور فعال هستند. همین ظرفیتها این امکان را فراهم میکند که مواد معدنی استخراجشده از افغانستان در صنایع ایران مورد استفاده قرار گیرد یا از طریق ایران به بازارهای جهانی صادر شود.»
او تصریح کرد: «علاوه بر این، شرکتهای بزرگ ایرانی از توان فنی و مالی لازم برای سرمایهگذاری در حوزه اکتشاف، استخراج و فرآوری معادن افغانستان برخوردار هستند و در صورت فراهم شدن شرایط، میتوانند نقش مهمی در توسعه بخش معدن این کشور ایفا کنند.»
نبود ثبات سیاسی؛ مهمترین مانع سرمایهگذاری
غلامی مهمترین مانع توسعه همکاریهای اقتصادی را ریسکهای سیاسی و امنیتی افغانستان دانست و گفت: «تا زمانی که ثبات سیاسی در افغانستان به شکل پایدار برقرار نشود، سرمایهگذاران برای ورود به پروژههای بزرگ اقتصادی با احتیاط عمل خواهند کرد.»
وی اظهار داشت: «افغانستان باید بتواند امنیت پروژههای اقتصادی را تضمین کند. حتی اگر این کشور بخواهد از مدلهای مشارکتی با سرمایهگذاران خارجی استفاده کند، لازم است سازوکارهای مشخصی برای حفاظت از سرمایه و امنیت پروژهها ارائه دهد تا شرکتهای خارجی با اطمینان بیشتری وارد این بازار شوند.»
او افزود: «در کنار موضوع امنیت، لازم است ارزیابی دقیق اقتصادی از پروژههای معدنی نیز انجام شود تا مشخص گردد سرمایهگذاری در هر پروژه چه میزان سودآوری خواهد داشت و آیا از نظر اقتصادی توجیهپذیر است یا خیر.»
ایران از نظر امنیت سیاسی، گزینه مطمئنتری نسبت به پاکستان است
این اقتصاددان با مقایسه شرایط ایران و پاکستان گفت: «اگرچه مسیر ایران نسبت به پاکستان طولانیتر است، اما از منظر امنیت و ثبات سیاسی، ایران شرایط بهتری دارد.»
وی توضیح داد: «پاکستان با چالشهای امنیتی، تنشهای قومی و درگیریهای داخلی متعددی مواجه است و این مسائل ریسک فعالیتهای تجاری را افزایش میدهد. در مقابل، ایران از حکومت مرکزی مقتدر، کنترل مناسب مرزها و ثبات سیاسی بیشتری برخوردار است و همین مسئله امنیت تجارت و ترانزیت را افزایش میدهد.»
غلامی تأکید کرد: «حتی با وجود برخی تنشهای امنیتی اخیر، ساختار حکمرانی ایران همچنان یکپارچه است و این موضوع باعث میشود فعالان اقتصادی بتوانند با اطمینان بیشتری برای سرمایهگذاری و تجارت برنامهریزی کنند.»
وی افزود: «به همین دلیل، ایران میتواند مسیر امنتر و کمریسکتری برای انتقال کالاهای افغانستان به آبهای آزاد باشد و همزمان بخشی از مواد معدنی این کشور را در صنایع داخلی خود مصرف یا به بازارهای خارجی صادر کند.»
فرصتی بزرگ برای سرمایهگذاری مشترک در بخش معدن
غلامی با اشاره به ظرفیت همکاریهای اقتصادی دو کشور اظهار داشت: «حجم فرصتهای سرمایهگذاری در بخش معادن افغانستان بسیار بالاست و ایران نباید این فرصت را از دست بدهد.»
وی گفت: «اگر ریسکهای سیاسی و مشکلات ناشی از تنشهای منطقهای کاهش یابد و شرایط برای فعالیت بخش خصوصی فراهم شود، شرکتهای بزرگ ایرانی، بهویژه در حوزه فولاد، معدن و صنایع معدنی، میتوانند در پروژههای اکتشاف و استخراج معادن افغانستان مشارکت کنند.»
او افزود: «مواد معدنی استخراجشده میتواند علاوه بر تأمین نیاز صنایع داخلی ایران، از طریق شبکه حملونقل کشور به بازارهای جهانی صادر یا ترانزیت شود و این مسئله برای هر دو کشور منافع اقتصادی قابل توجهی به همراه خواهد داشت.»
افغانستان؛ حلقه اتصال ایران و چین
غلامی در ادامه با اشاره به اهمیت ژئوپلیتیکی افغانستان گفت: «یکی از ویژگیهای مهم افغانستان، موقعیت راهبردی آن در اتصال شرق و غرب آسیاست. اگرچه مرز مشترک افغانستان و چین حدود ۷۰ تا ۸۰ کیلومتر است، اما همین مرز کوتاه میتواند نقش مهمی در شکلگیری کریدورهای جدید حملونقل ایفا کند.»
وی با اشاره به سهم بالای چین در اقتصاد جهانی اظهار داشت: «امروز چین به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان کالا در جهان تبدیل شده و بخش قابل توجهی از تولیدات صنعتی دنیا را در اختیار دارد. از این رو، ایجاد مسیر زمینی میان چین، افغانستان و ایران میتواند اهمیت اقتصادی و راهبردی فراوانی داشته باشد.»
غلامی پیشنهاد کرد که ایران و چین با همکاری افغانستان، زمینه احداث یک مسیر ریلی و ترانزیتی مشترک را فراهم کنند تا کالاهای چینی از طریق افغانستان وارد ایران شده و سپس به بازارهای منطقه و جهان منتقل شوند.
وی افزود: «شکلگیری چنین کریدوری، علاوه بر توسعه تجارت منطقهای، از منظر پدافند غیرعامل نیز برای ایران اهمیت دارد؛ زیرا در شرایط تحریم یا بروز مشکلات در مسیرهای دریایی، وجود یک مسیر زمینی امن میتواند بخشی از تجارت کشور را حفظ کند.»
او در پایان با اشاره به برخی نگرانیها درباره وضعیت امنیتی افغانستان تأکید کرد: «تحقق این ایده مستلزم رفع ریسکهای امنیتی، ایجاد ثبات پایدار در افغانستان و همکاری نزدیک کشورهای منطقه برای تأمین امنیت این کریدور اقتصادی است.»
افغانستان بر اساس برآوردهای بینالمللی، از بزرگترین ذخایر دستنخورده مواد معدنی جهان، از جمله مس، آهن، طلا، لیتیوم و عناصر نادر خاکی برخوردار است. با این حال، سالها جنگ، ناامنی، تحریمها و کمبود زیرساختهای حملونقل، مانع از جذب سرمایهگذاری و بهرهبرداری گسترده از این منابع شده است.
در سالهای اخیر، همزمان با تغییر مسیرهای تجاری افغانستان از پاکستان به سمت ایران و آسیای مرکزی، موضوع توسعه کریدورهای ترانزیتی و سرمایهگذاری در معادن افغانستان بیش از گذشته مورد توجه کشورهای منطقه قرار گرفته است. کارشناسان معتقدند در صورت ایجاد ثبات سیاسی و امنیت پایدار، ایران میتواند با تکیه بر شبکه ریلی، بنادر جنوبی و صنایع معدنی خود، نقش مهمی در توسعه اقتصادی افغانستان و اتصال این کشور به بازارهای جهانی ایفا کند.




