به گزارش ایراف، روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود با مرور پنج سال گذشته از سلطه طالبان بر افغانستان، سیاستهای وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در قبال این گروه را مورد نقد قرار داده و تأکید کرده است که دستگاه دیپلماسی باید درباره امتیازات اعطاشده به طالبان و نتایج عملی این رویکرد برای ایران توضیحاتی روشن ارائه کند.
این روزنامه مینویسد وزارت خارجه طی این سالها امتیازاتی نظیر واگذاری سفارت و کنسولگری افغانستان در ایران، تسهیلات اجرایی و حمایتهای غیرمستقیم را در اختیار حکومت طالبان قرار داده است؛ حکومتی که به تعبیر این یادداشت «نه از رأی مردم برخوردار است و نه به قانون اساسی پیشین افغانستان پایبند».
سرمقاله تأکید میکند: «وزارت خارجه باید به مردم ایران گزارش بدهد در قبال این امتیازات چه دستاوردی به دست آورده است.»
پرسش درباره حقابه هیرمند
در بخش مهمی از یادداشت، مسئله حقابه ایران از هیرمند بهعنوان یکی از آزمونهای جدی تعامل با طالبان مطرح شده است.
نویسنده میپرسد:
«آیا مشکل حقابه ایران حل شد؟»
و یادآور میشود که با وجود مذاکرات متعدد، هنوز گزارشی روشن درباره میزان پیشرفت این پرونده ارائه نشده است.
به باور روزنامه جمهوری اسلامی، انتظار میرفت وزارت خارجه توضیح دهد آیا امتیازات سیاسی و دیپلماتیک دادهشده به طالبان توانسته است در موضوع حیاتی حقابه نتیجه ملموسی ایجاد کند یا خیر.
وضعیت نهادهای ایرانی و حقوق فرهنگی
این سرمقاله همچنین به تعطیلی یا محدودیت فعالیت نهادهای رسمی جمهوری اسلامی ایران در افغانستان اشاره میکند و میپرسد آیا این نهادها پس از پنج سال توانستهاند فعالیت خود را از سر بگیرند.
موضوع زبان فارسی نیز از محورهای اصلی انتقاد است.
نویسنده مینویسد طالبان با زبان فارسی «سرسختانه برخورد میکند» و فارسیزبانها را از حقوق و املاکشان محروم میسازد.
پرسش مطرحشده این است که آیا جایگاه زبان فارسی و حقوق فرهنگی فارسیزبانان بهبود یافته یا همچنان در وضعیت محدودیت قرار دارد.
مسائل امنیتی و مهاجران غیرقانونی
روزنامه جمهوری اسلامی در ادامه به پروندههای امنیتی دو سال اخیر اشاره میکند؛ از جمله آدمربایی و ترور چهرههای شناختهشده افغانستانی پناهنده به ایران در تهران و مشهد.
به ادعای این یادداشت، برخی اطلاعات موجود از نقش عناصر وابسته به طالبان در سفارت و کنسولگری افغانستان حکایت دارد.
این روزنامه مینویسد انتظار میرفت وزارت خارجه نتایج تحقیقات و پیگیریهای انجامشده را در اختیار رسانهها قرار دهد، اما تاکنون گزارشی رسمی منتشر نشده است.
در بخش دیگری از یادداشت، به تصمیم دولت درباره ساماندهی و اخراج مهاجران غیرقانونی پس از حوادث موسوم به «جنگ ۱۲روزه» اشاره میشود و پرسیده میشود این تصمیم اکنون در چه مرحلهای قرار دارد و چه نتایجی داشته است.
ابهام درباره بحث به رسمیت شناختن طالبان
روزنامه جمهوری اسلامی همچنین به اظهارات اخیر وزیر خارجه و سخنگوی وزارت خارجه درباره تسهیل صدور ویزا برای اتباع افغانستانی و توسعه امور تجاری اشاره میکند و مینویسد این سخنان همراه با اشارات محتاطانه درباره احتمال به رسمیت شناختن طالبان، این تصور را ایجاد کرده که گویا جمهوری اسلامی ایران «یک بدهی بزرگ» به این حکومت دارد.
نویسنده یادآور میشود موضع رسمی نظام همواره این بوده است که طالبان تنها در صورت پذیرش انتخابات آزاد و مراجعه به آرای مردم میتواند در مسیر رسمیتیابی قرار گیرد.
از این رو، طرح دوباره موضوع به رسمیت شناختن طالبان نیازمند توضیحی روشن از سوی وزارت امور خارجه است.
این سرمقاله در پایان تأکید میکند که با توجه به وضعیت کنونی افغانستان، محدودیتهای گسترده بر حقوق شهروندان، فشار بر زبان فارسی، تعطیلی نهادهای ایرانی و ابهام در پروندههایی مانند حقابه هیرمند، وزارت امور خارجه باید در قالب یک گزارش رسمی به پرسشهای انباشته افکار عمومی درباره امتیازات دادهشده به طالبان و دستاوردهای آن پاسخ دهد.
این در حالیاست که وزارت امور خارجه در مواضع اخیر خود اعلام کرده است که تعامل تهران با طالبان صرفاً برای مدیریت امور کنسولی، مرزی و تجاری است و به معنای به رسمیت شناختن این گروه نیست.
سخنگوی وزارت خارجه تأکید کرده که سیاست رسمی ایران همچنان بر لزوم تشکیل دولت فراگیر در افغانستان استوار است.
همچنین ایران از طالبان خواسته امنیت مرزها را تضمین کند و مانع فعالیت گروههای تروریستی شود.
درباره مهاجران غیرقانونی نیز وزارت خارجه گفته است که روند ساماندهی و بازگشت اتباع افغانستان «در حال پیگیری» است.
در کابل نیز معاون سفارت ایران در اظهارات اخیر خود گفته بود: در افغانستان «حکومت اسلامی» مستقر شده و همه طرفها برای حل بحران گفتوگو کنند.
او افزود: «مقاومت به معنای واقعی آن فقط در غزه عزیز، لبنان مظلوم و ایران قهرمان است و بس. از نگاه جمهوری اسلامی ایران، مقاومت، ایستادگی در برابر اشغالگری، سلطهطلبی و رژیم صهیونیستی است؛ اما درگیری و برادرکشی میان مسلمانان، مقاومت نیست و هرگز نمیتواند در این چارچوب تعریف شود.»




