به گزارش ایراف، عبدالرشید دوستم، رهبر و بنیانگذار حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان، در پیامی به مناسبت پنجمین سالروز بازگشت طالبان به قدرت، این رویداد را نتیجه «یک سازش و توطئه طرحشده خارجی» خواند و گفت طالبان طی پنج سال گذشته با آنچه او «ایدئولوژی افراطی» خوانده، بر مردم افغانستان ظلم کردهاند.
وی افزود که محدودیت بر آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، ممنوعیت کار زنان در ادارات دولتی و سازمانهای غیردولتی، محدودیت رفتوآمد زنان، بازداشت و شکنجه، سرکوب رسانهها، تبعیض مذهبی و قومی، کوچهای اجباری، تصرف زمین و خانههای مردم و اجرای مجازاتهای علنی از جمله مواردی است که به گفته او، مردم افغانستان در دوره حاکمیت طالبان با آن روبهرو بودهاند.
دوستم همچنین طالبان را فاقد مشروعیت داخلی و بینالمللی دانست و گفت این گروه به خواستهها و انتقادهای جامعه جهانی توجه نمیکند و حاضر به گفتوگو نیست.
وی درباره فعالیت گروههای مسلح در افغانستان نیز هشدار داد و گفت حضور گروههایی از جمله القاعده در افغانستان میتواند تهدیدی برای کشورهای همسایه و منطقه باشد.
دوستم از سازمان ملل متحد، ایالات متحده و دیگر کشورهای دخیل در افغانستان خواست فشارهای مالی و سیاسی بر طالبان را افزایش دهند و کمکهای مستقیم مالی به این گروه را متوقف کنند.
وی همچنین خواستار ایجاد یک روند سیاسی برای تشکیل «دولت انتخابی» بر محور قانون اساسی شد و گفت تلاشهای آنان برای رسیدن به یک نتیجه سیاسی مثبت ادامه خواهد داشت.
در همین حال، احمدضیا مسعود، از جمله رهبران سیاسی افغانستان، ۲۴ اسد/۱۵ اگست و سالروز سقوط کابل و فروپاشی نظام جمهوری را از «سیاهترین روزهای تاریخ افغانستان» دانست.
وی افزود که با سقوط نظام جمهوری و روی کار آمدن طالبان، دوره تازهای از استبداد و سرکوب در افغانستان آغاز شده و آزادیهای مدنی و سیاسی محدود شده است.
مسعود همچنین گفت فرهنگ، آموزش و هنر در افغانستان در پنج سال گذشته آسیب دیده و این دوره از نظر عقبگرد تمدنی، یادآور حمله مغول به خراسان است.
از سوی دیگر، امرالله صالح، معاون پیشین ریاستجمهوری افغانستان، در پیام خود، افغانستان را همچنان «یک مسئله حلنشده» توصیف کرد و گفت که فضای حاکم بر شهرهای افغانستان، فضای سوگواری است، نه جشن.
به گفته صالح، افغانستان از دید مردم و جهان همچنان «یک پرونده حلناشده» و «قضیهای» تلقی میشود، نه یک دولت-ملت. او افزود که افغانستان برای همه، بهجز طالبان، همچنان یک «التهاب درماننشده» است و این وضعیت با «نسخه طالب» قابل درمان نیست.
صالح با اشاره به وضعیت کابل در پنجمین سالگرد بازگشت طالبان گفت که «امروز در کوچهها و جادههای کابل غیر از طالب، کس دیگری حس تجلیل به سر ندارد» و افزود که شهر در سوگ است و فضای حاکم بر شهرهای افغانستان به گفته او، «همانند فاتحهخانه» است.
معاون پیشین ریاستجمهوری افغانستان همچنین مدعی شد که طالبان خود میدانند در نتیجه یک معامله به قدرت رسیدهاند و از این گروه خواست جزئیات آنچه او «ضمائم پنهان قرارداد دوحه» خواند را برای مردم آشکار کند.
او در بخش دیگری از پیامش، با انتقاد از عملکرد اقتصادی و امنیتی طالبان مدعی شد که این گروه طی پنج سال گذشته حدود ۵۰ میلیارد افغانی در بخش فواید عامه و برنامههای انکشافی هزینه کرده، اما «حداقل بیست برابر آن» را صرف سیاست سرکوب کرده است.
صالح گفت اگر طالبان خود را یک گروه مردمی میدانند، اولویت آنان باید اقتصاد و رفاه مردم باشد، نه گسترش زندانها. او مدعی شد که در صورت علنی شدن بودجه طالبان، مشخص خواهد شد که اولویت این گروه تقویت «دستگاه سرکوب و معیشت ملیشههایش» است، نه رفاه مردم.
وی در پایان، ساختار کنونی طالبان را «ضدملی» خواند و پیشبینی کرد که این ساختار «محکوم به سرنگونی و زوال» است.
صالح تأکید کرد: «تا سرنگونی طالب تنها زمان در میان است؛ نه اگر و مگر.» او در پایان نیز اعلام کرد که جزئیات بودجه انکشافی و امنیتی طالبان را در اختیار دارد.
در همین حال، سید آقاحسین فاضل سنچارکی، معاون سابق وزارت اطلاعات و فرهنگ، با روایت خاطرات خود از روزهای پیش از سقوط کابل، گفت دو روز پیش از سقوط پایتخت در نشستی در تهران درباره احتمال فروپاشی نظام جمهوری بحث شده بود و او و شماری دیگر با استناد به شمار نیروهای امنیتی، نهادهای دولتی، ساختارهای دموکراتیک و حمایت جامعه جهانی، معتقد بودند کابل سقوط نخواهد کرد.
وی افزود که پس از پایان نشست، زمانی که در مسیر فرودگاه امام خمینی بود، خبر سقوط کابل منتشر شد و او که از نتیجه ارزیابی خود «شاک، سرخورده و شرمگین» شده بود، به ترکیه رفت؛ در حالی که خانوادهاش در کابل گرفتار مانده بودند.
سنچارکی گفت پس از ورود طالبان به کابل، نیروهای این گروه به خانه او هجوم بردند، دروازه را شکستند و وسایل خانه را با سرنیزه زیر و رو کردند و خانوادهاش مجبور شدند به بخش دیگری از شهر پناه ببرند.
وی افزود که خانوادهاش ماهها با ترس، سرما و اضطراب زندگی کردند تا سرانجام راهی برای خروج از افغانستان پیدا شد.
سنچارکی با اشاره به وضعیت کنونی خانوادهاش گفت پنج سال پس از سقوط جمهوری، اعضای خانوادهاش از یکدیگر جدا و در نقاط مختلف زندگی میکنند و خودش نیز پنج سال است که از خانوادهاش دور مانده است.
وی این وضعیت را نمونهای کوچک از درد هزاران خانواده افغانستان دانست و گفت در تاریخ معاصر افغانستان، بارها در پی حوادث ناگهانی، مردم دار و ندار خود را از دست داده و آواره شدهاند.
سنچارکی هشدار داد که افغانستان کشوری «پر از حادثههای غیرمترقبه» است و گفت در شرایطی که مردم در اوج خوشبینی و اطمینان قرار دارند، ممکن است یک رویداد کوچک به بحرانی گسترده تبدیل شود و همهچیز را تغییر دهد.
او در پایان گفت که به باورش، نشانههای چنین تحولات و بحرانهایی بار دیگر در افغانستان در حال پدیدار شدن است.
۲۴ مرداد/۱۵ آگوست یادآور روزی است که کابل، پایتخت افغانستان بدون هیچگونه درگیری و مقاومتی، به دست طالبان سقوط کرد.
بسیاری از رهبران و چهرههای سیاسی، پس از فرار اشرفغنی، شاهد از هم گسیختن حکومت و فروپاشی پایههای دولت بودند و ناچار به ترک افغانستان شدند. خاطراتی که برای عدهای از رهبران یادآور تلخترین واقعیتهای سیاسی افغانستان است.








