به گزارش ایراف، اهمیت این موضعگیری از آن جهت است که او این سخنان را خطاب به پشتونها مطرح کرده؛ موضوعی که در فضای سیاسی افغانستان، با توجه به مناقشه دیرینه بر سر جایگاه زبان فارسی و سیاستهای زبانی حکومتهای پشتونمحور، مورد توجه قرار گرفته است.
وحید عمر، سخنگوی پیشین ریاستجمهوری افغانستان، جداسازی فارسی و دری را فاقد هرگونه منطق علمی دانسته و از پشتونها خواست از این بحث فاصله بگیرند.
او نوشت: «بحث جدایی فارسی و دری منطق ندارد و به هر نحوی که بیان شود بیربط است. این موضوع زمانی یک تصمیم سیاسی بود که فارسی افغانی را از ایرانی جدا کنیم، اما آن کار هم منطق علمی نداشت.»
عمر در ادامه با اشاره به نمونه زبان انگلیسی افزود که آمریکاییها با وجود آنکه زبان خود را انگلیسی مینامند، انگلیسی محسوب نمیشوند و کشورهای متعددی در جهان زبان مشترکی دارند، بیآنکه هویت ملی آنان یکسان باشد.
او همچنین برای توضیح دیدگاه خود به آثار احمد ظاهر اشاره کرد و پرسید: «اکثر آهنگهای احمد ظاهر بر اساس اشعار شاعران ایران ساخته شده است؛ پس این آثار فارسی است یا دری؟» وی از شعر «مرگ من روزی فرا خواهد رسید» سروده فروغ فرخزاد، شاعر ایرانی که توسط احمد ظاهر، آوازخوان افغانستانی اجرا شده، به عنوان نمونه یاد کرد.
بحث بینتیجه تفاوت فارسی و دری
موضوع نامگذاری زبان فارسی در افغانستان طی دهههای گذشته همواره یکی از مهمترین مناقشههای فرهنگی و هویتی بوده است.
بسیاری از زبانشناسان، فارسی و دری را دو نام برای یک زبان با تفاوتهای گویشی و معیارهای منطقهای میدانند، در حالی که دولتهای مختلف افغانستان، بهویژه از نیمه دوم قرن بیستم، در اسناد رسمی از عنوان «دری» استفاده کردهاند.
در سالهای اخیر نیز همزمان با حاکمیت طالبان، بحث جایگاه زبان فارسی بار دیگر به یکی از موضوعات مورد مناقشه تبدیل شده است. منتقدان، سیاستهای زبانی طالبان را در راستای تقویت انحصار زبانی و تضعیف جایگاه فارسی ارزیابی میکنند؛ هرچند طالبان چنین برداشتی را نمیپذیرند.
حذف زبان فارسی از تابلوها، اسامی خیابانها و همچنین استفاده از واژه پوهنتون به جای دانشگاه، مواردی است که در افغانستان به عنوان پروسه «فارسی ستیزی» از آن یاد میشود.
واکنشها به سخنان وحید عمر
اظهارات وحید عمر به دلیل آنکه از سوی یکی از چهرههای شناختهشده پشتون و مقام پیشین حکومت جمهوری مطرح شده، بازتاب گستردهای در شبکههای اجتماعی داشته است.
شفیق شرق، روزنامهنگار افغانستان، در واکنش به سخنان عمر نوشت که آنچه او مطرح کرده، «امتیاز» نیست، بلکه تأیید یک حق طبیعی است. او در عین حال پیشنهاد کرد اگر نخبگان پشتون به صورت رسمی بپذیرند که جنجال بر سر فارسی و دری پایان یابد و زبان فارسی با نام اصلی خود شناخته شود، فارسیزبانان نیز میتوانند برای تسریع حل اختلافات قومی، درباره برخی نمادهای ملی، از جمله پذیرش پرچم سهرنگ دوران جمهوری، به توافق برسند.
در مقابل، بهار مهر این دیدگاه را نقد کرد و نوشت زبان فارسی موضوع معامله سیاسی نیست. او تأکید کرد فارسی طی قرنها از بالکان تا بنگال زبان مشترک فرهنگی، علمی، ادبی و دیوانی بوده و هیچ قوم یا دولت امروزی نمیتواند آن را در انحصار خود بداند. به گفته او، فارسی زبان ملی همه اقوام افغانستان است و در کنار آن سایر زبانها نیز میتوانند از جایگاه زبانهای رسمی برخوردار باشند.
در همین حال، پایگاه خبری تحلیلی «روایت» نیز در یادداشتی تحلیلی، تأکید کرد اهمیت این موضعگیری در عبور از تعصب قومی است. این رسانه نوشت جداسازی فارسی و دری بیش از آنکه یک نظریه علمی باشد، محصول یک تصمیم سیاسی و هویتی بوده و پذیرش نبود مبنای علمی آن از سوی یک سیاستمدار پشتونتبار، نشانه ترجیح حقیقت بر تعصب قومی است.
در این یادداشت همچنین آمده است که افغانستان علاوه بر بحرانهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی، با بحران عمیق تعصب قومی نیز روبهرو است و همین تعصب در دهههای گذشته به فارسیستیزی، حذف سیاسی و انحصار قدرت دامن زده است. نویسنده نتیجه گرفته است که هر گامی در جهت پذیرش واقعیتهای علمی و فاصله گرفتن از روایتهای قومی، میتواند به کاهش شکافهای اجتماعی کمک کند.
در این خصوص، عزیزاحمد حنیف، فعال فرهنگی مینویسد که زبان فارسی در افغانستان به یک قوم خاص، از جمله تاجیکها، تعلق ندارد، بلکه زبان مشترک اقوام مختلف کشور است. به گفته او، در افغانستان فارسیزبانانی وجود دارند که تاجیک نیستند و در مقابل، برخی تاجیکها نیز به پشتو سخن میگویند. همچنین بسیاری از پشتونها، بهویژه در شهرهایی مانند کابل، هرات و فراه، فارسیزبان هستند و حتی زبان دربار و حکومت شاهان پشتون در سه قرن گذشته نیز فارسی بوده است.
او با اشاره به نقش تاریخی و فرهنگی زبان فارسی، تأکید میکند که این زبان همواره عامل پیوند میان اقوام مختلف افغانستان و حلقه ارتباط تاریخی این کشور با بخش بزرگی از منطقه بوده است. به باور او، فارسی زبان مشترک و یکی از مهمترین عوامل وحدت ملی در افغانستان است و تقویت سایر زبانهای محلی نباید با تقابل یا دشمنی با زبان فارسی همراه باشد.
در همین حال، سرور مولایی، پژوهشگر و استاد دانشگاه، درباره این موضوع میگوید: تفاوتی میان فارسی، دری و فارسی دری وجود ندارد، هرکس میان این سه، تفاوتی قائل شود، بر طبل نادانی خود کوفته است. همچنین پرتو نادری، شاعر و نویسنده افغانستانی نیز معتقد است، دو زبان، زمانی دارای تفاوت هستند، که برای فهمیدن آن نیاز به ترجمه باشد، اما فارسی و دری نیاز به ترجمه ندارد و آنچه در کابل نوشته میشود، در تهران نیز یک معنا دارد، اما ممکن است گویشها متفاوت باشد.
بحث درباره نسبت فارسی و دری، طی دهههای گذشته همواره یکی از حساسترین موضوعات هویتی افغانستان بوده است. گروهی از پژوهشگران و فعالان فرهنگی، «دری» را تنها نام رسمی زبان فارسی در افغانستان میدانند، در حالی که گروه دیگری معتقدند «فارسی» و «دری» دو نام برای یک زبان واحد هستند و تفکیک آنها بیش از آنکه ریشه در زبانشناسی داشته باشد، حاصل ملاحظات سیاسی و هویتی دولتها است.









