به گزارش ایراف، در حالی که منابع رسانهای پاکستان با استناد به ادعای خبرنگار الشرق در واشنگتن از ورود «عماد رودولف هیکل»، فرمانده ارتش لبنان به اسلامآباد برای دیدار با فیلد مارشال سید عاصم منیر خبر میدهند، ناظران سیاسی این تحرک نظامی را فراتر از یک مناسبات دوجانبه سنتی ارزیابی میکنند.
این سفر دقیقاً در بحبوحه رایزنیهای دیپلماتیک پنهان و آشکار برای رفع تحریمها میان تهران و واشنگتن صورت میگیرد؛ جایی که ایالات متحده تلاش دارد با وارد کردن پروندههای منطقهای نظیر موازنه پدافندی در جنوب لبنان، بر روند توافقات چهار مرحلهای احتمالی تأثیر بگذارد.
اهداف چندلایه اسلامآباد در موازنه تهران-واشنگتن
بررسی سوابق دیپلماتیک نشان میدهد که پاکستان به دلیل بحرانهای شدید ساختاری در اقتصاد خود، همواره به دنبال کسب رانتهای امنیتی و منافع مالی از طریق ایفای نقش میانجی میان بلوکهای قدرت در جهان اسلام و ایالات متحده بوده است.
ورود فرمانده ارتش لبنان به پاکستان، در بستر چنین فضایی تحلیل میشود؛ ارتش پاکستان تلاش دارد تا از یک سو با جلب نظر واشنگتن و متحدان عربی آن در شورای همکاری خلیج فارس، به عنوان مهارکننده تنشها ظاهر شود و از سوی دیگر، روابط استراتژیک خود را با تهران حفظ کند.
پیش از این، ممتاز زهرا بلوچ، سخنگوی وزارت خارجه پاکستان صراحتاً اعلام کرده بود که کشورش از همه تلاشها برای تثبیت آتشبس در لبنان حمایت میکند. عاصم افتخار، نماینده دائم پاکستان در سازمان ملل نیز پیشتر در شورای امنیت با محکوم کردن حملات زمینی رژیم صهیونیستی به خاک بیروت، بر همبستگی با دولت لبنان تأکید کرده بود. این مواضع دوجانبه نشاندهنده تلاش اسلامآباد برای ایجاد یک بستر میانه است که در آن، منافع هر دو جبهه ایران و آمریکا تأمین شود، بدون آنکه پاکستان هزینهای مستقیم در تقابلهای نظامی بپردازد.
لفاظیهای سیاسی بیروت و فشار بر دکترین پدافندی ایران
یکی از چالشهای بنیادین در روند گنجانده شدن مسئله لبنان در مذاکرات ایران و آمریکا، اصرار برخی جریانهای ساختار سیاسی بیروت بر مواضع چالشبرانگیز است. لفاظیهای اخیر رئیسجمهور لبنان در گفتوگو با سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران که با محوریت لزوم خلع سلاح مقاومت و اصرار بر دکترینهای یکجانبه غربی صورت گرفت، نشاندهنده وجود یک شکاف جدی در تبیین پدافند غیرعامل منطقه است.
ایالات متحده با استفاده از این فضای دوقطبی در داخل لبنان و پیگیری مواضع جوزف عون، تلاش میکند تا در روی کاغذ مذاکرات، تهران را برای کاهش حمایتهای منطقهای خود تحت فشار بگذارد. با این حال، جمهوری اسلامی ایران همواره اعلام کرده است که آمادگیهای فنی و توافقات رفع تحریمها نباید به ابزاری برای تضعیف حاکمیت ملی کشورهای محور مقاومت تبدیل شود و هرگونه آتشبس یا تفاهمی در لبنان، صرفاً باید متضمن کرامت انسانی و دفع تجاوزات صهیونیستها باشد.
پیامدهای پسابحران بر کریدورهای دیپلماتیک
اعزام فرستادگان ترامپ به مراکز هستهای ایالات متحده برای بررسی آمادگیهای تفاهمنامه احتمالی و تکاپوی دیپلماتیک موازی در اسلامآباد، اثبات میکند که پرونده لبنان اکنون به یکی از متغیرهای اصلی در تعیین سرنوشت توافقات ایران و آمریکا تبدیل شده است. واشنگتن تلاش میکند تا از طریق ابزارهای چندلایه نظیر اعمال محدودیتهای ورزشی، کارشکنی در صدور روادید و بیانیههای آژانس بینالمللی انرژی اتمی، دست برتر را در مذاکرات حفظ کند.
در مقابل، پایداری ساختار دفاعی ایران در پهنه خلیج فارس و صیانت از خطوط انرژی، به طرف غربی تفهیم کرده است که نادیده گرفتن واقعیتهای میدانی غرب آسیا و تکیه بر لفاظیهای جریانهای وابسته در بیروت، نمیتواند موازنه استراتژیک را به نفع کاخ سفید تغییر دهد. سفر فرمانده ارتش لبنان به پاکستان، در این چارچوب، یک تست کلیدی برای ارزیابی میزان کارآمدی کانالهای فرعی در حل پیچیدهترین بحران ژئوپلیتیک معاصر است.





