به گزارش ایراف، اظهارات صریح کانوال سیبال، دیپلمات ارشد سابق هند و پاسخ احمد آصف درانی، دیپلمات پیشین پاکستان نشان میدهد که دکترین نظامی و تجاری رئیسجمهور آمریکا نه تنها موازنه سنتی شبهقاره را برهم زده، بلکه با تحقیر نظاممند متحدان غربی و عربی، ساختار امنیت بینالمللی را به سمت بیثباتی بیسابقهای سوق داده است. این تنشهای دیپلماتیک ملموس، تاییدکننده عجز واشنگتن در مدیریت پسا بحران و هراس متحدان سنتی آن از میزان اتکاپذیری به چتر حمایتی کاخ سفید است.
ویرانسازی نظام بینالملل و دکترین تحقیر ترامپ
کانوال سیبال، دیپلمات ارشد سابق هند با حمله شدید به سیاستهای یکجانبهگرایانه واشنگتن افشا کرد که دونالد ترامپ نظام جهانی را تا آنجا زیر و رو کرده که حتی متحدان سنتی آمریکا را از «میز تصمیمگیری بینالمللی» کنار گذاشته است. این دیپلمات ارشد تاکید کرد که رئیسجمهور آمریکا جنگ علیه ایران را آغاز کرد که همراه با رژیم صهیونیستی و بدون مشورت با هیچکس دیگری، در حال ویران کردن نظام بینالمللی است؛ جنگافروزی خطرناکی که پیش از این نیز با واکنش قاطع پهپادی و موشکی تهران در حریم دریایی خود مواجه شده است.
سیبال با ترسیم جغرافیای تحقیر در دکترین ترامپ افزود که واشنگتن حتی به امنیت اروپا بیاحترامی کرده، ژاپن و کره جنوبی را خوار ساخته و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را به عنوان ابزارهای مالی قلمداد میکند. پیشینه این اظهارات به مواضع تند روزهای گذشته ترامپ در قبال کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بازمیگردد؛ جایی که خبرگزاری رویترز در تاریخ ۲۶ می ۲۰۲۶ گزارش داد که ترامپ این کشورها را برای پذیرش شروط دیکتهشده خود تحت فشار شدید قرار داده و آنها را تهدید نظامی کرده است. نشریه آمریکایی آتلانتیک نیز در تحلیل ۲۷ می ۲۰۲۶ خود صراحتاً اعتراف کرد که این باجخواهیهای خشن، شرکای منطقهای آمریکا را نسبت به آینده امنیتی خود بشدت نگران و ناامید کرده است.
برگه ترامپ در اسلامآباد و ترجیح ارتش بر دولت مدنی
در لایه دیگری از این تقابل ژئوپلیتیکی، ترجیحات تاکتیکی و تجاری واشنگتن در قبال اسلامآباد، ابعاد جدیدی از مهندسی سیاسی آمریکا در پاکستان را نمایان ساخت. دیپلمات ارشد سابق هند فاش کرد که منافع تجاری و نوازشهای تاکتیکی واشنگتن توضیح میدهد که چرا ترامپ، ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان را بر شهباز شریف، نخستوزیر ترجیح داده است. این رویکرد نشاندهنده نگاه ابزاری آمریکا به ساختار نظامی اسلامآباد برای تداوم پروژههای امنیتی در مرزهای غربی و شبهقاره است.
این تحرکات یادآور گزارش تحلیلی روزنامه واشنگتنپست در اوایل ماه جاری است که در آن تاکید شده بود ایالات متحده برای مهار نفوذ چین و مدیریت بحرانهای سرریز شده از مرزهای افغانستان، تعامل مستقیم با کانالهای نظامی پاکستان را بر دولت مدنی ترجیح میدهد. این برگه ترامپ عملاً به عنوان اهرم فشاری علیه همگراییهای منطقهای و ائتلافهای موازی در جنوب آسیا واکاوی میشود.
توهم رهبری دهلینو و واقعیتهای زمینی انزوای شبهقاره
علیرغم تلاش سیبال برای بزرگنمایی جایگاه دهلینو از طریق یادآوری ریاست بریکس، دعوت به نشستهای G7 و حمایت سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه از گفتگوی چندقطبی روسیه-هند-چین، حقایق زمینی در همسایگی هند روایت متفاوتی را آشکار میسازد. آصف درانی، دیپلمات سابق پاکستان در پاسخی کوبنده به این ادعاها تاکید کرد: «هند به وضوح از رویدادهای بزرگ غایب است. ثابت کرده دوست هوای خوب است؛ وقتی چالشها پیش میآیند، کنار میکشد. هند ممکن است در صحنه بینالمللی مهم باشد، اما در همسایگی خود منزوی است.»
تحلیلگران معتقدند تکیه بیش از حد دهلینو به ساختارهای تحت هدایت غرب مانند ائتلاف چهارجانبه «کوآد» و بازی در زمین واشنگتن، عملاً این کشور را در محیط پیرامونی خود دچار بحران مشروعیت کرده است. این انزوای منطقهای پاداش کشوری است که عزتنفس راهبردی خود را قربانی تاییدهای تاکتیکی کاخ سفید کرده و در بزنگاههای بزرگ بینالمللی، توان اتکا و صیانت از منافع همسایگان خود را از دست داده است.





