به گزارش ایراف، روزنامه نیویورکتایمز در گزارشی تحقیقی که روز سهشنبه، ۲۲ ثور (اردیبهشت) ۱۴۰۵ منتشر شد، فاش کرد که جمهوری اسلامی ایران همچنان به ۳۰ سکوی موشکی از مجموع ۳۳ سکوی خود در حاشیه خلیج فارس دسترسی کامل دارد. این افشاگری در حالی صورت میگیرد که ارتش آمریکا و کاخ سفید در جریان نبردهای اخیر، مدعی نابودی بخش عمده زیرساختهای دفاعی ایران شده بودند. تحلیلگران معتقدند این پایداری عملیاتی، نشاندهنده لایهبندی پیچیده پدافندی و بهرهگیری هوشمندانه از استراتژی «شهرهای موشکی» است که عملاً توان ضربه اول متجاوز را با چالش مواجه کرده است.
واکنش عصبی ترامپ؛ فرار رو به جلو با برچسب «فیک نیوز»
دونالد ترامپ که همزمان با انتشار این گزارش راهی پکن شده بود، در واکنشی تند که نشاندهنده آشفتگی محاسباتی واشینگتن است، گزارشهای مربوط به حفظ توان نظامی ایران را «اخبار جعلی» و «خیانت» توصیف کرد. وی با ادعایی گزاف مدعی شد که تمامی ۱۵۹ شناور نظامی ایران در کف دریا قرار دارند و نیروی هوایی و فناوریهای نظامی تهران «کاملاً نابود شدهاند». با این حال، کارشناسان مسائل استراتژیک معتقدند لحن پرخاشگرانه ترامپ و متهم کردن رسانههای داخلی آمریکا به خیانت، تلاشی برای سرپوش گذاشتن بر ناکامی در دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده در جنگ علیه ایران است.
فرسایش روایت جنگی واشینگتن در بنبست هرمز
تضاد میان گزارشهای فنی رسانههای آمریکایی و بیانیههای سیاسی کاخ سفید، حکایت از یک «بحران اعتبار» در بدنه فرماندهی ایالات متحده دارد. پیش از این نیز گزارشهای متعددی از حفظ توان پهپادی و موشکی ایران بازتاب گستردهای یافته بود که با اعتراف اخیر پنتاگون مبنی بر از دست دادن ۳۹ فروند هواپیما همخوانی دارد. این دادهها نشان میدهند که راهبرد «فشار حداکثری نظامی» نه تنها منجر به فروپاشی توان دفاعی ایران نشده، بلکه بازدارندگی تهران را به سطحی رسانده است که اکنون واشینگتن برای حفظ پرستیژ خود، ناچار به انکار واقعیتهای میدانی متوسل شده است.
پیام استراتژیک پایداری سکوها
حفظ ۳۰ سکوی موشکی در حساسترین نقطه جغرافیایی جهان، پیامی روشن به بازیگران فرامنطقهای و ائتلافهای تصنعی در خلیج فارس است. این پایداری به معنای حفظ اشراف کامل بر گلوگاه انرژی جهان و توانایی پاسخ متقابل به هرگونه ماجراجویی جدید است. در شرایطی که ترامپ سعی دارد با «امید واهی» خواندن این گزارشها، روحیه نیروهای خود را حفظ کند، واقعیتهای جغرافیایی و نظامی حاکی از آن است که ماشین جنگی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی در برخورد با سد دفاعی ایران، دچار فرسودگی ساختاری شده و قادر به تغییر موازنه قوا به نفع خود نبوده است.









