به گزارش ایراف، سیگنالهای واصله از منابع دیپلماتیک در پاکستان حکایت از آن دارد که تهران با حفظ «عزت و اقتدار ملی»، در حال بررسی نهایی بستهای است که سرنوشت ثبات در غرب آسیا را رقم خواهد زد. برخلاف ادعاهای خوشبینانه رسانههای غربی که سعی در القای «موافقت اولیه» دارند، موضع صریح مسعود پزشکیان مبنی بر انحراف مسیر دیپلماسی به سمت «تحریم و تهدید» توسط آمریکا، نشاندهنده آن است که جمهوری اسلامی ایران هیچ توافقی را بدون راستیآزمایی دقیق و توقف کامل اقدامات خصمانه نخواهد پذیرفت.
عبور از لفاظیهای انتخاباتی ترامپ به سمت واقعگرایی راهبردی
ادعاهای اخیر دونالد ترامپ مبنی بر انجام گفتگوهای «بسیار خوب» با ایران، بیش از آنکه بازتابدهنده واقعیتهای روی میز باشد، یک مانور تبلیغاتی برای تلطیف فضای متشنج بینالمللی توصیف میشود. تهران با هوشمندی، مرز دقیقی میان «دیپلماسی رسانهای واشینگتن» و «اراده سیاسی واقعی» ترسیم کرده است. تا زمانی که کاخ سفید از ابزار منسوخ تحریم به عنوان اهرم فشار استفاده کند، هرگونه سخن از پیشرفت در مذاکرات، تنها یک نمایش سیاسی برای مصارف داخلی آمریکا تلقی خواهد شد.
تضمینهای عینی؛ پیششرط عبور از بنبست تحمیلی
تأکید عالیترین مقام اجرایی ایران بر ضرورت دریافت تضمینهایی که مانع از تکرار نقض عهدهای پیشین شود، ستون فقرات پاسخ تهران را تشکیل میدهد. از منظر استراتژیک، تجربه تاریخی برجام ثابت کرده است که امضای آمریکا بدون پشتوانه اجرایی و حقوقی، فاقد اعتبار است. لذا پاسخ قریبالوقوع ایران، نه یک موافقت ساده، بلکه یک «نقشه راه مشروط» است که وزن آن بر پایه «لغو موثر تحریمها» و «احترام به عمق استراتژیک جمهوری اسلامی» بنا شده است؛ موضوعی که واشینگتن را در موقعیت دشوار انتخاب بین «تداوم بحران» یا «پذیرش ایران مقتدر» قرار داده است.
نقش اسلامآباد و ضرورت ثبات در جغرافیای همسایگی
میانجیگری پاکستان در این پرونده حساس، فراتر از یک میانجیگری ساده دیپلماتیک، نشاندهنده گره خوردن امنیت ملی همسایگان به نتایج این تفاهم احتمالی است. چرا که هرگونه تنشزدایی میان ایران و آمریکا، مستقیماً بر ثبات مرزهای شرقی و کاهش فشارهای اقتصادی بر محور کابل-اسلامآباد تأثیر خواهد داشت. با این حال، تهران با آگاهی از فشارهای پشتپرده بر میانجیها، بر این نکته استوار است که «امنیت منطقه خریدنی نیست» و تنها از طریق خروج نیروهای فرامنطقهای و پایان محاصره اقتصادی محقق خواهد شد.
فرجام دیپلماسی در گرو راستیآزمایی گامبهگام
در نهایت، آنچه رسانههای غربی به عنوان «پاسخ نزدیک تهران» مطرح میکنند، در حقیقت پایان دوران «صبر راهبردی» و آغاز مرحله «مطالبهگری فعال» است. جمهوری اسلامی ایران با تغییر پارادایم از «تفاهم به هر قیمت» به «تفاهم بر مبنای اقتدار»، توپ را به زمین آمریکا انداخته است. اگر واشینگتن به دنبال خروج از بنبست خودساخته در جنگهای منطقهای است، باید بپذیرد که مسیر دیپلماسی از تهران میگذرد و هرگونه توافق، مستلزم بازگشت به میز مذاکره بدون سایه تهدید و با به رسمیت شناختن واقعیتهای جدید قدرت در اوراسیا است.









