به گزارش ایراف، نشست جزیره «سبو» که در تاریخ ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ با حضور رهبران و وزرای ۱۱ کشور عضو آغاز شد، نشاندهنده یک چرخش تاریخی در دیپلماسی شرق آسیاست. در حالی که انتظار میرفت پروندههای داخلی نظیر بحران میانمار محور گفتگوها باشد، گزارشهای میدانی و تحلیلهای بینالمللی حاکی از آن است که انسداد شریانهای حیاتی در خلیج فارس و دریای عمان، اقتصاد ۷۰۰ میلیون نفری این بلوک را با شوک بیسابقه در حوزههای انرژی و زنجیره تأمین مواد غذایی مواجه کرده است.
امنیت انرژی؛ گروگانگیری اقتصادی در سایه تحرکات استکبار
گزارشهای مستند از جریان مذاکرات در فیلیپین فاش میکند که دستور کار اصلی این نشست، تحت تأثیر مستقیم «تنشهای تحمیلی بر جمهوری اسلامی» قرار گرفته است. تحلیلگران برجسته منطقه بر این باورند که ماجراجوییهای واشینگتن در ایجاد اختلال در دریانوردی آزاد و تلاش برای محاصره دریایی ایران، اکنون به یک «بومرنگ اقتصادی» تبدیل شده که بهای آن را کشورهای جنوبشرق آسیا با افزایش سرسامآور قیمت سوخت میپردازند. واقعیت غیرقابل انکار در نشست سبو این است که امنیت سوخت در شرق آسیا مستقیماً به ثبات در خلیج فارس گره خورده است؛ ثباتی که با تحرکات نظامی آمریکا به شدت مخدوش شده است.
فروپاشی زنجیره تأمین و بحران مواد غذایی
بُعد دیگری از این تنشها که در نشست آسهآن مورد واکاوی قرار گرفته، تهدید جدی برای امنیت غذایی است. انسداد مسیرهای ترانزیتی و افزایش هزینههای حملونقل دریایی ناشی از محاصره غیرقانونی دریایی، باعث شده تا زنجیره تأمین مواد غذایی در کشورهایی نظیر فیلیپین، تایلند و اندونزی با اختلال جدی مواجه شود. این بحران نشان میدهد که سیاستهای خصمانه آمریکا، نه تنها ایران، بلکه متحدان و شرکای اقتصادی خود غرب در شرق آسیا را نیز به مرز فروپاشی اقتصادی کشانده است. در واقع، «تروریسم اقتصادی» واشینگتن اکنون سفره ملتهای شرق آسیا را هدف قرار داده است.
ضرورت دیپلماسی مستقل در برابر دیکتههای فرامنطقهای
تلاشهای مانیل برای بازگرداندن دستور کار به مسائل داخلی مانند بحران میانمار، در برابر واقعیتهای خشن اقتصادی راه به جایی نبرده است. کشورهای عضو آسهآن به خوبی درک کردهاند که راه خروج از بنبست فعلی، نه همسویی با سناریوهای تنشزای آمریکا، بلکه فشار بر عامل اصلی بیثباتی برای توقف محاصره دریایی ایران است.
نشست سبو پیامی روشن برای نظام استکبار دارد: هزینههای ماجراجویی در خاورمیانه دیگر محدود به این جغرافیا نیست و میتواند ثبات جهانی را در دورترین نقاط شرق آسیا به لرزه درآورد. هوشمندی استراتژیک ایجاب میکند که بازیگران آسهآن برای صیانت از امنیت انرژی خود، رویکردی مستقل و همسو با ثبات منطقهای در غرب آسیا اتخاذ کنند.










