جنگ ایران و آمریکا؛ سناریوهای احتمالی چیست؟

به گزارش ایراف، شرایط جاری نه تنها برای ایران به‌عنوان قربانی تجاوز خارجی مطلوب نیست، بلکه حتی برای آمریکا و همۀ کشورهای جهان نیز بیش از این قابل تحمل نخواهد بود. هزینه‌های ناشی از انسداد تنگۀ هرمز، اقتصاد جهانی را فلج می‌کند و قیمت نفت روزبه‌روز در حال افزایش است. کارشناسان با توجه به وضعیت کنونی، دربارۀ نفت ۲۰۰ دلاری هشدار می‌دهند.

هم‌اکنون نیز هزینه‌های مستقیم و جانبی جنگ بر طیف وسیعی از صنایع، کسب‌وکارها، تولید، تجارت و ترانزیت در ابعاد جهانی اثر گذاشته است. به‌عنوان نمونه، با ادامه انسداد تنگۀ هرمز، هر هفته ۱۰ میلیارد وعده‌ی غذایی در جهان حذف می‌شود؛ زیرا کود شیمیایی مورد نیاز صنعت کشاورزی به موقع و به اندازه کافی تأمین نمی‌شود. یک‌سوم کل کود شیمیایی مصرفی جهان از تنگۀ هرمز عبور می‌کند و این در کنار یک‌چهارم نفت جهان و یک‌پنجم کل تجارت دریایی بین‌المللی، آسیب‌های اقتصادی بسته ماندن تنگۀ هرمز را به طور جبران‌ناپذیری افزایش می‌دهد؛ به‌گونه‌ای که آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، به تازگی هشدار داده است حتی اگر بحران تنگۀ هرمز همین امروز هم به پایان برسد، عوارض و پیامدهای آن سال‌ها ادامه خواهد داشت.

با این‌همه، هیچ چشم‌انداز روشن و قابل اطمینانی برای پایان جنگ ایران وجود ندارد؛ زیرا آمریکا نه می‌تواند شکست کامل خود را بپذیرد و نه قادر به مدیریت پیامدهای وضعیت «نه جنگ، نه صلح» است.

در این میان، پرسش اساسی این است که این جنگ سرانجام چگونه به پایان خواهد رسید؛ پرسشی که امروزه ذهن بسیاری – از صاحبان صنایع و کسب‌وکارها تا کارشناسان مسائل امنیتی و اقتصادی و میلیون‌ها نفر در سراسر جهان – را درگیر خود کرده است.

در این‌جا به چند سناریوی محتمل درباره وضعیت جاری و دورنمای پایانی این جنگ می‌پردازیم:

۱. آغاز دوباره جنگ

اگرچه رئیس‌جمهور جنگ‌افروز آمریکا به طور یک‌جانبه پایان «عملیات نظامی» در ایران را مطرح کرده است، اما این امر هیچ کمکی به برداشتن سایۀ جنگ و خطر بروز دوبارۀ درگیری نخواهد کرد؛ زیرا وضعیت همچنان جنگی است. ایران در اوج آمادگی است. نیروها، ناوها و پایگاه‌های آمریکایی در منطقه همچنان مستقر هستند و چه بسا در حال بازیابی توان آسیب‌دیدۀ خود در جنگ ۴۰ روزه باشند.

از سوی دیگر، هیچ نشانه‌ای از کاهش تنش یا اجتناب حساب‌شده از جنگ دیده نمی‌شود. مقام‌های آمریکایی از جمله ترامپ، امکان تمدید نامحدود آتش‌بس یا پرهیز از بازگشت به جنگ را تأیید نکرده‌اند و به نوعی تلاش می‌کنند از جنگ به‌مثابۀ یک ابزار بازدارنده یا اهرم فشار بر ایران برای تحمیل توافق دلخواه واشنگتن استفاده کنند.

۲. جنگ جدید

نکته اساسی این است که ترامپ و تیم او برای ادامه جنگ با ایران، پس از دو ماه از اطلاع دادن به کنگره، نیازمند مجوز این نهاد هستند؛ در غیر این صورت مجبورند به جنگ پایان دهند. اما هم ترامپ و هم پیت هگست، وزیر جنگ او، تلاش می‌کنند در یک بازی مزورانه قانون را دور بزنند، کنگره را از چرخۀ تصمیم‌گیری خارج کنند و اختیارات رئیس‌جمهور آمریکا را برای استفاده از نیروی نظامی علیه ایران بدون مجوز کنگره حفظ نمایند.

پیت هگست استدلال کرده که با اعلام آتش‌بس، مهلت ۶۰ روزه نیز متوقف شده است؛ بنابراین ترامپ می‌تواند برای تکمیل این مهلت، بار دیگر جنگ را از سر بگیرد. این توجیه با واکنش اعضای دموکرات کنگره روبه‌رو شده و بر تنش سیاسی و حقوقی میان دو جناح بر سر جنگ ایران دامن زده است.

بیشتر بخوانید:  بقائی: پاکستان میانجی رسمی مذاکرات است | نمی‌توان گفت که توافق نزدیک است

ترامپ نیز به صراحت گفته است بسیاری از رؤسای جمهوری پیشین آمریکا از این قانون «فراتر» رفته‌اند و در واقع هیچ‌گاه به آن عمل نکرده‌اند. او به این ترتیب بار دیگر عزم خود را برای تضعیف نهادهای قانونی آمریکا نشان داده است.

از سوی دیگر، ترامپ از تعبیر «عملیات نظامی» علیه ایران استفاده کرده است، نه واژۀ «جنگ»؛ چیزی که احتمالاً تلاشی دیگر برای تعلیق قانون مذکور محسوب می‌شود.

همچنین شاید هدف رئیس‌جمهور آمریکا و تیم امنیتی او از کاربرد «عملیات نظامی»، راه‌اندازی یک جنگ کوتاه و محدود علیه زیرساخت‌های ایران باشد تا با تحمیل فشار اقتصادی بیشتر بر تهران، ایرانی‌ها را به توافق مطلوب خود مجبور کند؛ اما چیزی که این سناریو را با ابهام روبه‌رو می‌کند، واکنش ایران است. سردار سیدمجید موسوی، فرماندۀ نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به صراحت هشدار داده است هرگونه اقدام تجاوزکارانۀ آمریکا علیه ایران – حتی محدود و کوتاه – با پاسخ دردناک و طولانی ایران مواجه خواهد شد.

واقعیت این است که ترامپ به دلیل تأثیر جنگ ایران بر مسابقات جام جهانی (که به میزبانی آمریکا، مکزیک و کانادا برگزار می‌شود)، کاهش شدید محبوبیت خود تا مرز ۳۳ درصد چند ماه پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در ماه نوامبر، و فشارهای فزایندۀ قیمت انرژی، مواد غذایی و… به شدت تحت فشار است. به همین دلیل، خطر درگیری مجدد با ایران با پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی برای منطقه و جهان، توانایی او را برای تحمیل اهداف خود بر ایران بسیار محدود می‌کند.

۳. ادامه محاصرۀ دریایی و تحریم‌های هوایی

ترامپ پس از تلاش‌های دیپلماتیک برای تسلیم ایران و تحمیل توافق مورد نظر خود بر تهران، اقدام به محاصرۀ دریایی کرد و با توجه به تاب‌آوری ایران در برابر سیاست شکست‌خورده «فشار حداکثری»، اکنون از تحریم‌های هوایی اولیه و ثانویه برای منزوی کردن کامل تهران سخن می‌گوید.

هدف او این است که بدون ریسک ورود دوباره به جنگ و با ناکامی در اقدامات دیگر، ایران را به گونه‌ای تحت فشار قرار دهد که از یک سو به تسلیم تهران منجر شود و از سوی دیگر روایت او از «پیروزی» به رسمیت شناخته شود، محبوبیت آسیب‌دیدۀ او، پایگاه «ماگا» و کل اردوگاه جمهوری‌خواهان دوباره احیا گردد، و هزینه‌های ویرانگر جنگ نیز تا حدودی مدیریت شود.

با این حال، واقعیت این است که ایران، پیش از آنکه ترامپ هم به کمک آن برای انسداد تنگۀ هرمز بیاید، خود این تنگه را بسته بود! بنابراین برخلاف ادعای ترامپ که می‌گوید سپاه پاسداران به آمریکا در انسداد تنگۀ هرمز کمک کرده، این آمریکاست که به سپاه کمک می‌کند، و عوارض و پیامدهای این اقدام بر کل شاخص‌های اقتصاد جهانی – از آمریکا و اروپا تا آسیا و خاورمیانه – کاملاً مشهود و قابل محاسبه است.

۴. مذاکرات چندمرحله‌ای ایران یا یک‌مرحله‌ای آمریکا

سناریوی چهارم، مذاکره است؛ اما در شرایط کنونی حتی درباره فرمت این مذاکرات نیز توافقی وجود ندارد. ایران یک طرح سه‌مرحله‌ای ارائه کرده که پایان جنگ، رژیم حقوقی کنترل تنگۀ هرمز و مسئلۀ هسته‌ای را به ترتیب اولویت در دستور کار مذاکره با آمریکا قرار می‌دهد. این طرح اما به وضوح با اهداف و اولویت‌های ترامپ از مذاکره منافات دارد. رئیس‌جمهور آمریکا می‌گوید مذاکرات باید یک مرحله داشته باشد و آن، پایان دادن به صنعت هسته‌ای ایران با خروج ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده است!

بیشتر بخوانید:  شکاف در مواضع ناتو؛ روبیو از پیشرفت در روند تفاهم و عزیمت هیئت پاکستانی به تهران خبر داد

طرح ترامپ همچنین محدود کردن توانایی موشکی ایران، مدیریت مشترک تنگۀ هرمز و برخی شرایط استعماری دیگر را شامل می‌شود تا در نهایت به تضعیف و تسلیم ایران به سبک ونزوئلا منجر شود؛ طرحی که از اساس از سوی تهران مردود خواهد بود.

کارشناسان غربی نیز با استناد به فرایند ۱۸ ماهۀ مذاکرات برجام، منطق ترامپ برای مذاکره و دستیابی به توافق را زیر سؤال برده و گفته‌اند: مسئله‌ای که ده‌ها سال وجود داشته و حل‌وفصل اولیۀ آن ۱۸ ماه زمان برده، چگونه در یک دورۀ مذاکره و با شرایط از پیش تعیین‌شده قابل حل خواهد بود؟

نکتۀ دیگر این است که در طرح تهران، توانمندی‌های موشکی ایران اساساً قابل مذاکره نیست و خلع سلاح یا برچیدن محور مقاومت نیز تحت هیچ شرایطی بخشی از توافق احتمالی با آمریکا نخواهد بود.

اما در این میان، مانع بزرگی وجود دارد: رژیم صهیونیستی. این رژیم که با استفاده از اسناد اپستین، لابی قدرتمند و پرنفوذ خود در آمریکا و اهرم‌های دیگر، ترامپ را به باتلاق جنگ با ایران کشانده و در حال حاضر به شدت در مظان اتهام رسانه‌ها و افکار عمومی آمریکا قرار دارد، یک ایران شکست‌خورده، تسلیم‌شده و ناتوان از بازگشت را می‌خواهد. به همین دلیل، به طور مذبوحانه‌ای در تلاش برای تحریک ترامپ به آغاز مجدد جنگ است و هرگونه مذاکره و سازشی را مردود می‌داند.

۵. نه جنگ، نه صلح

این سناریویی است که در حال حاضر وجود دارد؛ وضعیتی ناپایدار، شکننده، فرسایشی و با پیامدهای زیانبار برای همۀ طرف‌ها و چه بسا کل جامعۀ جهانی.

ایران تصریح کرده است وضعیت «نه جنگ، نه صلح» را نمی‌پذیرد و خواستار پایان کامل، تضمینی و همیشگی بحران یک‌بار برای همیشه، براساس اولویت‌های تهران است.

از سوی دیگر، آمریکا شاید برای اعمال فشار بر ایران در حال حاضر از این گزینه استفاده می‌کند؛ اما در صورت طولانی‌شدن این روند، قادر به مهار هزینه‌ها و پیامدهای آن نیست. نیروهای آمریکایی در منطقه به شدت خسته و مستاصل هستند. آنها برای فرار از مأموریت، دست به ایجاد حوادث عمدی در ناوهای آمریکایی می‌زنند: مانند انسداد سیستم فاضلاب ناو جرالد فورد که با انداختن وسایل شخصی نظامیان انجام شده بود. علاوه بر این، استقرار طولانی‌مدت این حجم از نیرو، ناو و تجهیزات جنگی در یک منطقه، برای آمریکا هزینه سنگینی دارد و امکان‌پذیر نیست. ضمن اینکه نفس‌های اقتصاد جهانی از انسداد تنگۀ هرمز به شماره افتاده و فشارهای فزاینده بر آمریکا برای پایان جنگ و دستیابی به توافق، روزبه‌روز در حال تشدید است.

علاوه بر همۀ اینها، ایران حاضر به پذیرش وضعیت «نه جنگ، نه صلح» نیست و اگر بن‌بست ادامه داشته باشد، امکان عملیات نظامی یک‌جانبه برای شکست محاصرۀ دریایی دشمن توسط ایران محتمل است.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=120946
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
امتیاز مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها
0
دیدگاه های شما برای ما ارزشمند است، لطفا نظر دهید.x