عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با ایراف با اشاره به عملکرد آمریکا در تحولات اخیر منطقه اظهار داشت که واشنگتن «به اهداف اعلامشده خود دست پیدا نکرده» و این مسئله، بهویژه برای قدرتهای جهانی همچون چین، روسیه و حتی برخی کشورهای اروپایی «نشانهای از کاهش هیمنه آمریکا» تلقی میشود.
او میگوید با وجود ادامه تلاشهای آمریکا برای کسب امتیاز در مذاکرات، شکست راهبردی آن آشکار شده و کشورهای عربی نیز هرچند علناً بیان نمیکنند، اما این واقعیت را درک کردهاند.
بخشایش اردستانی همچنین از امکان شکلگیری ائتلافهای جدید منطقهای، نقش سه قدرت ایران، ترکیه و عربستان، وضعیت روابط افغانستان و پاکستان و اهمیت تنگه هرمز در آینده موازنه قدرت سخن گفت و تأکید کرد که ایران در حوزه شرق با چالشی جدی مواجه نخواهد شد.
ناکامی راهبردی آمریکا و تغییر موازنه در منطقه
احمد بخشایش اردستانی در بخش نخست اظهارات خود تأکید میکند که آمریکا از نظر استراتژیک در منطقه به اهداف اعلامی خود دست نیافته است. او میگوید واشنگتن وعدههایی نظیر «تغییر حکومت ایران طی سه روز» یا «هدف قرار دادن رهبری» را مطرح کرده بود، اما هیچیک از این اهداف محقق نشد و این امر نشانهای از شکست در برنامهریزی راهبردی آمریکاست.
به گفته عضوکمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، در ادامه این ناکامی، سیاستهای ایالات متحده به سمت هدفگیری زیرساختها، دانشگاهها و بخشهای غیرنظامی سوق پیدا کرد که از نظر او مصداق رفتارهایی است که در چارچوب اتهامات جنگی مطرح میشود. بخشایش اردستانی تأکید دارد که از دید او قدرتی در اندازه آمریکا نباید به چنین اقداماتی متوسل شود، اما واشنگتن با «رویکردی قلدرمآبانه» توجهی به این ملاحظات نشان نداده است.
بخشایش اردستانی معتقد است آمریکا همچنان در تلاش است با تداوم فشارها، در مذاکرات آینده امتیازاتی کسب کند، اما از منظر استراتژیک جایگاه آن تضعیف شده است.
به گفته او، اگر ایران بتواند این «پیروزی» را در توافقات احتمالی تثبیت کند، موازنه قدرت منطقهای به نفع تهران تغییر خواهد کرد و این مسئله برای برخی کشورها قابل پذیرش نیست، هرچند واقعیت آن را در محاسبات خود لحاظ میکنند.
واکنش کشورهای عربی و تلاش برای حفظ پیوند با آمریکا
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی میگوید کشورهای عربی و حوزه خلیج فارس تمایل ندارند شکست آمریکا را علنی بیان کنند، زیرا همچنان به رابطه با واشنگتن بهعنوان مسیر توسعه نگاه میکنند. او اشاره میکند که نمونههایی از این رویکرد را میتوان در رفتار مقامهای بحرین مشاهده کرد و برخورد تند هیئت ایرانی را پاسخی به همین موضعگیریها میداند.
بخشایش اردستانی توضیح میدهد که کشورهایی مانند عربستان، قطر و کویت معتقدند توسعه اقتصادی آنها نتیجه پیوند با آمریکاست، بنابراین در نزاعهای منطقهای جانبداری علنی از آمریکا را برای منافع خود مفید میبینند. او با این حال تأکید دارد که این کشورها درک کردهاند اولویت نخست واشنگتن اسرائیل است و هزینههای حضور آمریکا در منطقه نیز عمدتاً توسط خود آنها پرداخت میشود.
به گفته او، پس از تحولات غزه و درگیریهای مرتبط، نگاه بسیاری از بازیگران جهانی نسبت به جایگاه آمریکا تغییر کرده است. او میگوید قدرتهایی مانند چین، روسیه، انگلستان و فرانسه نیز این تضعیف را مشاهده کردهاند و کشورهای عربی نیز هرچند ممکن است علناً اعتراف نکنند، اما در ذهن و رویکرد راهبردی خود آن را پذیرفتهاند.
ائتلافهای احتمالی و نقش سه قدرت اصلی منطقه
بخشایش اردستانی احتمال شکلگیری ائتلافهای جدید منطقهای را جدی میداند و میگوید عربستان ممکن است در آینده نزدیک به سمت همکاریهای بیشتر با چین و روسیه حرکت کند. او همچنین از نزدیکتر شدن ترکیه و پاکستان به یکدیگر سخن میگوید و تأکید دارد که هر ائتلافی در منطقه حول سه محور ایران، ترکیه و عربستان شکل خواهد گرفت.
او معتقد است ایران تاکنون دست برتر را در بسیاری از معادلات منطقهای داشته است و ترکیه نیز بهدلیل رفتارهای گذشته خود در پرونده سوریه با چالشهایی روبهرو شده است. بخشایش اردستانی اشاره میکند که روابط ترکیه و اسرائیل نیز در حال تنش است و احتمال میدهد این تنش در آینده افزایش یابد.
به باور او، عربستان سعودی بهواسطه برنامههای اقتصادی خود میتواند جایگاه منطقهایاش را تقویت کند، اما رقابت میان سه قدرت یادشده استمرار خواهد داشت. با وجود این، او میگوید تنشهای میان ایران و اسرائیل در کوتاهمدت ادامه پیدا میکند و گرچه امید به تنشزدایی وجود دارد، اما «دوستی» میان دو طرف در آینده نزدیک قابل انتظار نیست.
روابط ایران با شرق: افغانستان، پاکستان و هند
این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در بخش دیگری از سخنان خود به وضعیت روابط ایران با کشورهای شرقی اشاره میکند. او افغانستان را کشوری میداند که در تعامل با ایران و چین انعطاف نشان میدهد و معتقد است ریشههای مشترک حکومتی در ایران، افغانستان و پاکستان باعث شده این سه کشور در سطحی از قرابت سیاسی و فرهنگی قرار گیرند.
بخشایش اردستانی توضیح میدهد که اختلاف میان افغانستان و پاکستان به دلیل اشتراکات ساختاری در حکومتداری، اختلافی دیرینه و مستمر است، اما این موضوع مانع نزدیکی پاکستان به ایران نمیشود. او یادآور میشود که وجود جامعه شیعه در پاکستان و اشتراکات ادبی و فرهنگی نظیر میراث اقبال لاهوری، زمینههای نزدیکی دو کشور را تقویت میکند.
او همچنین به روابط ایران و هند اشاره کرده و میگوید رابطه بدی میان دو کشور وجود ندارد و هند احتمالاً همکاریهای خود با آمریکا را بیشتر خواهد کرد، در حالی که پاکستان همزمان روابط خود با ایران و عربستان را حفظ و تقویت میکند. از دید او، ایران در حوزه شرقی با چالش خاصی روبهرو نخواهد بود.
اهمیت تنگه هرمز در موازنه آینده
بخشایش اردستانی بر نقش راهبردی تنگه هرمز تأکید میکند و میگوید اگر ایران بتواند حضور و مدیریت مؤثر خود در این تنگه را برای نسلهای آینده حفظ کند، این وضعیت میتواند دست بالای ایران را در پروندههای بینالمللی تقویت کند. او معتقد است امکان دریافت عوارض از تنگه، در صورت تحقق، میتواند فشارهای اقتصادی و تحریمی را کاهش دهد.
او با اشاره به تجربه ایران در حوزه غنیسازی اورانیوم میگوید پیشتر افزایش سطح غنیسازی ابزاری برای مذاکره محسوب میشد، اما در صورت تثبیت موقعیت ایران در تنگه هرمز، موازنه به نفع ایران تغییر خواهد کرد.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در پایان تأکید کرد که چنین وضعیتی میتواند در ده سال آینده نقش مهمی در کاهش فشارهای خارجی داشته باشد و یکی از عوامل اصلی تأثیرگذار بر سیاستهای منطقهای و بینالمللی نسبت به ایران خواهد بود.
بیشتر بخوانید:
پایان آتشبس ایران و آمریکا در سه روز آینده؛ ادامه جنگ یا صلح؟
از رسوایی اپستین تا تحريک نتانیاهو؛ آمریکاییها درباره جنگافروزی ترامپ چه میگویند؟









