اعتراف اندیشکده آمریکایی: ترامپ در تنگه‌ هرمز مغلوب نیروی دریایی ایران شد

به گزارش ایراف به نقل از وطن امروز، اندیشکده هوور در تازه‌ترین تحلیل خود با عنوان «بحران قدرت دریایی آمریکا در تنگه هرمز» به یک تناقض اساسی در استراتژی واشنگتن پرداخته است.
این گزارش که توسط ساموئل هلفونت از کارشناسان گروه خاورمیانه تهیه شده، با صراحت می‌پرسد: اگر ایالات متحده قوی‌ترین نیروی دریایی جهان را در اختیار دارد و می‌تواند از نظر نظامی بر خلیج‌فارس تسلط یابد، چرا ایران که یک «قدرت دریایی درجه دو» محسوب می‌شود، موفق به بستن عملی تنگه هرمز و قطع حدود یک‌پنجم تجارت نفت جهان شده است؟

پاسخ این اندیشکده به این پرسش، فارغ از محاسبات نظامی، به یک ضعف ساختاری عمیق در ایالات متحده بازمی‌گردد: افول «قدرت دریایی» در مقابل «نیروی دریایی».

تفاوت راهبردی؛ از ناوگان تا کشتیرانی ملی

نویسنده این گزارش با استناد به نظریه «آلفرد تایر ماهان» استراتژیست شهیر آمریکایی در قرن نوزدهم، تمایز اساسی بین «نیروی دریایی» و «قدرت دریایی» را یادآور می‌شود. به نوشته هوور، قدرت دریایی فراتر از داشتن ناوهای جنگی است و ستون فقرات آن «کشتیرانی تجاری ملی» است. ماهان تاکید داشته  قدرت دریایی «پیش از آنکه نظامی باشد، تجاری است».

این اندیشکده با استناد به گزارش موسسه بروکینگز هشدار می‌دهد  در ۵۰۰ سال گذشته، هیچ دولتی بدون برخورداری همزمان از نیروی دریایی قوی و ناوگان تجاری قدرتمند نتوانسته به جایگاه یک قدرت جهانی دست یابد.

افول کشتیرانی آمریکا؛ یک انتخاب راهبردی

تحلیل هوور نشان می‌دهد که ایالات متحده برخلاف دوره‌های طلایی خود در جنگ‌های جهانی، از نیمه دوم قرن بیستم به تدریج ناوگان تجاری خود را از دست داده است. گزارش هوور به آمار قابل تاملی اشاره می‌کند:
سال ۱۹۵۵، ناوگان تجاری آمریکا شامل ۱۰۷۵ کشتی بود.
این رقم در سال ۲۰۲۵ به تنها ۱۸۸ کشتی تجاری کاهش یافته است.

سهم ایالات متحده از ظرفیت حمل‌ونقل دریایی جهان به ۰.۵۵ درصد سقوط کرده است.

در حوزه ساخت کشتی، وضعیت به حدی اسفبار است که کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل (آنکتاد) ارزشی برای صنعت کشتی‌سازی تجاری آمریکا ثبت نکرده است.

بیشتر بخوانید:  ترامپ از «نزدیکی به توافق» می‌گوید | تهران شرط اصلی را آتش‌بس لبنان اعلام کرد

این اندیشکده تاکید دارد این افول نتیجه یک «انتخاب» آگاهانه بوده است؛ جایی که شرکت‌های آمریکایی برای کاهش هزینه‌ها، به سمت پرچم‌های مصلحتی (مانند پاناما و لیبریا) و استفاده از خدمه خارجی رو آوردند.

نمونه های تاریخی و عبرت‌های آن برای ایران

نکته جالب توجه، اشاره این اندیشکده به پدیده «محاصره کاغذی» است. نویسنده با ذکر نمونه جنگ ۱۹۷۳ اعراب و اسرائیل می‌نویسد: «مصریان تنگه باب‌المندب را صرفاً با اعلام بسته بودن آن مسدود کردند. آنها توانایی نظامی برای بستن تنگه را نداشتند اما اسرائیلی‌ها معتقد بودند  همین اعلامیه بدون پشتوانه نظامی نیز تهدیدی جدی برای کشتیرانی آنها محسوب می‌شود».

هوور این تجربه را به وضعیت فعلی تنگه هرمز تعمیم می‌دهد و اذعان می‌کند: «اعلام بسته بودن تنگه هرمز از سوی ایران، حتی بدون پشتوانه نظامی مستقیم، می‌تواند برای ملوانان تجاری کافی باشد تا از عبور خودداری کنند».

بحران بیمه؛ شکست سیاست واشنگتن

یکی از جالب‌ترین بخش‌های این گزارش به بحران بیمه کشتی‌ها اختصاص دارد. هوور اعتراف می‌کند بسته‌های استاندارد بیمه، پوشش خسارت‌های جنگی را شامل نمی‌شود و هزینه بیمه جنگی نیز برای شرکت‌های کشتیرانی بسیار سنگین است. تلاش دولت ترامپ برای جایگزینی بازار بیمه لندن (لویدز) با نهادهای مالی آمریکایی، از نظر این اندیشکده یک شکست کامل بوده است. هوور می‌نویسد: «شبکه پیچیده و دانش فنی نهادهایی مانند لویدز را نمی‌توان با یک فرمان اجرایی بازسازی کرد».

نتیجه‌گیری: ایران و افول یک هژمونی

اندیشکده هوور در پایان این تحلیل راهبردی، با زبانی مملو از نگرانی برای آینده نفوذ آمریکا در منطقه، نتیجه‌گیری می‌کند  ایالات متحده برای ماندن در معادلات خاورمیانه چاره‌ای جز بازگشت به مفهوم جامع «قدرت دریایی» و احیای کشتیرانی ملی خود ندارد. این اندیشکده صراحتا اذعان می‌کند  در شرایط فعلی، ایالات متحده صرفاً یک «نیروی دریایی» است، نه یک «قدرت دریایی».

بیشتر بخوانید:  نتایج تکواندوکاران افغانستان در مغولستان | واکنش محسن رضایی به انتقادها

ملاحظات و برداشت های راهبردی از گزارش اندیشکده هوور

۱. تغییر گفتمان در واشنگتن: این تحلیل نشان می‌دهد حتی نهادهای راهبردی نزدیک به جریان راست آمریکا نیز به بن‌بست سیاست‌های مبتنی بر صرف قدرت نظامی در برابر ایران اذعان دارند. این اعتراف هوور که در طول تاریخ محل تجمع مشاوران امنیت ملی جمهوری‌خواهان بوده، نشانه مهمی از تغییر معادلات قدرت در منطقه است.

۲. اهمیت بازدارندگی ترکیبی ایران: جمهوری اسلامی ایران با تلفیق بازدارندگی نظامی در حوزه دریا با اهرم‌های سیاسی و اقتصادی، توانسته ساختارهای قدرت آمریکا را با چالش مواجه کند. ضعف‌های ساختاری که هوور به آنها اشاره می‌کند (افول کشتیرانی تجاری، بحران بیمه و  وابستگی به پرچم‌های خارجی) نشان می‌دهد معماری قدرت آمریکا در منطقه بسیار شکننده‌تر از آن است که در روایت‌های رسمی ارائه می‌شود.

۳. تاکید بر رویکرد منطقه‌ای: این اعتراف صریح اندیشکده هوور، بار دیگر ثابت می‌کند  ثبات و امنیت منطقه بدون احترام به نقش و جایگاه ایران امکان‌پذیر نیست. رویکردهای یک‌جانبه و مبتنی بر فشار، نه تنها کارآمدی خود را از دست داده، بلکه به اعتراف خود استراتژیست‌های آمریکایی، با واقعیات میدانی و ساختاری در تضاد است.

۴. افق پیش رو: این گزارش می‌تواند به عنوان یک سند راهبردی برای تحلیلگران ایرانی حائز اهمیت باشد. افول قدرت دریایی آمریکا در نقطه‌ای حساس مانند تنگه هرمز، نشان می‌دهد جمهوری اسلامی ایران با بهره‌گیری از موقعیت جغرافیایی ممتاز و بازدارندگی هوشمند، توانسته است تعادل جدیدی را در منطقه ایجاد کند که حتی تحلیلگران اندیشکده‌های رقیب نیز ناگزیر به پذیرش آن هستند.


بیشتر بخوانید:

واکنش نیروهای مسلح به هرگونه حمله زمینی دشمن: یک نفر هم نباید زنده‌ برگردد

چهار میراث رهبر شهید در برخورد با شعر و شاعر

پزشکیان در پیام به مردم آمریکا: انتخاب میان تقابل و تعامل، آینده نسل‌ها را رقم می‌زند

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=116736
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
امتیاز مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها
0
دیدگاه های شما برای ما ارزشمند است، لطفا نظر دهید.x