به گزارش ایراف، در پی تشدید سیاستهای اخراج مهاجران افغانستانی از ایران، موجی از مهاجرهراسی و اتهامهای سنگین علیه کل جامعه مهاجر شکل گرفته است. برخی رسانهها و مقامات ایرانی با بزرگنمایی پروندههای معدود مرتبط با اتباع خارجی، تمام مهاجران افغان را به «تهدید امنیتی» متهم میکنند.
حجتالاسلام حسین طهماسبی، رئیس کل دادگستری استان یزد، در نشست شورای معاونین این نهاد اعلام کرد که برخلاف فضاسازیهای رسانهای علیه مهاجران افغانستانی، برخی از این افراد در کشف و ضربه زدن به شبکههای جاسوسی رژیم صهیونیستی همکاری مستقیم داشتهاند.
طهماسبی با اشاره به پروندههای امنیتی اخیر تأکید کرد: «بیشتر افراد دستگیرشده در این پروندهها از اتباع کشورهای آسیای میانه و برخی کشورهای اروپایی بودهاند، نه صرفاً مهاجران افغانستانی.» وی افزود: «بزرگنمایی خطر مهاجران افغانستانی میتواند نگاهها را از عوامل اصلی و پیچیدهتر جاسوسی منحرف کند.»
رئیس دادگستری یزد با بیان اینکه در چندین مورد مشخص، اتباع افغانستانی نقش مؤثری در شناسایی و افشای شبکههای نفوذ داشتهاند، خاطرنشان کرد: «مسئله مهاجرت پدیدهای اجتنابناپذیر است که نیازمند رویکردی هوشمندانه و امنیتمحور است. اگر این رویکرد بهدرستی اجرا شود، میتوان تهدیدهای بالقوه را به فرصتهای اطلاعاتی و امنیتی تبدیل کرد.»
طهماسبی در پایان بر ضرورت بازنگری در نگاه کلی به اتباع خارجی تأکید و تصریح کرد که همکاری مثبت بخشی از مهاجران در پروندههای امنیتی اخیر این موضوع را دوچندان کرده است.
رنگین دادفر سپنتا، وزیر خارجه دولت حامد کرزی نیز گفت، بدون شک که جمهوری اسلامی ایران با مشکلات بسیار روبرو است و ادغام تعداد بزرگی از مهاجران به بازار کار و بافت سیاسی و اجتماعی بسیار دشوار است.
وی افزود، اما اتهام جاسوسی به گروههای بزرگ انسانی و دشمنتراشی قابل توجیه نیست.
اسکندر مومنی، وزیر کشور جمهوری اسلامی ایران در مصاحبهای گفت، ایران اتباعستیز و همسایهستیز نیست و انسانهای شریف زیادی در میان اتباع افغانستان وجود دارند.
اسکندر مومنی گفت بسیاری از افرادی که در این راستا بازداشت شدهاند، اتباع خارجی نبودهاند.
رحمت الله فیضان، معاون نمایندگی وزارت امور خارجه طالبان در هرات در یادداشتی اختصاصی برای ایراف و در پاسخ به نوشته سید رسول موسوی نیز گفت: یادداشت وی بر لزوم رویکردی انسانی و محترمانه در مدیریت اتباع افغانستانی تأکید دارد.
او با برجسته کردن پیوندهای عمیق فرهنگی و تمدنی، افغانها را پاسدار میراث مشترکمان میداند. این نگاه خردمندانه، راهی برای مدیریت عقلانی چالشهای مهاجرتی و حفظ ارزشهای اصیل انسانی در منطقه ارائه میدهد.
سیدرسول موسوی، مدیرکل پیشین آسیای جنوبی پیش تر در یادداشتی اختصاصی برای ایراف، گفته بود: مدیریت مسائل مربوط به اتباع افغانستانی نیازمند رویکردی صبورانه، دقیق و مبتنی بر کرامت انسانی است. با رعایت قوانین، میتوانیم چالشها را با آرامش مدیریت کرده و از ظرفیتهای موجود برای بهبود وضعیت بهرهبرداری کنیم.
همچنین امیرخان متقی سرپرست وزارت خارجه طالبان نیز در دیداری با سرپرست سفارت ایران در کابل خواستار مدیریت بازگشت مهاجرین و بازگشت عزتمندانه پناهجویان به افغانستان شده بود.









3 پاسخ
سلام. چرا افزایش نمی یابید ای رفقا و دوستان؟ ای کسانی که با فضای مجازی و کامنت زدن آشنایی دارید و دوستدار ایران و اسلام هستید چرا اینجا وارد نمی شوید و عنان و اختیار این موضوع را به دست نمی گیرید و فرصت و مجال را از عوامل تفرقه انداز دشمن و یک مشت جاهل بز اخفش که تابع آنها می شوند سلب نمی کنید؟ چرا فرصتها را به نفع ما مصادره نمی کنید؟ ها؟
سلام. آقا، دوست عزیز، مهاجرهراسی که چه عرض کنم، بعضیها حتی به مرض خودی هراسی دچار شده اند! اینها فقط از یک چیز نمی هراسند. نوکری برای اجرای نقشه های امریکا و اسراییل! بالاخره یک چیزی از این نوکری به اینها می ماسد. نه؟ آقا وقتی ما می گوییم اسلام و ایران، یعنی هر ایرانی و هر انسان غیرتمند از این کشورهای اطراف ما که دغدغه دین، فرهنگ و ادب ایرانی دارد. چه می خواهد ایرانی باشد، چه افغانی، چه عراقی، چه پاکستانی و الی آخر. همه یک ملت هستیم. ملت رسول الله. ملت امام زمان. همین و دیگر هیچ. اصلاً قبل از عهد قجر و این مرزبندی های کنونی، ما یک کشور بودیم. نقشه هایش هم موجود است و از دوران دبستان تاکنون ما با آنها آشنایی داریم. استعمار و استکبارها ما را به این روز انداخت. قصه این است. حالا اینکه در این عصر و روزگار بعضی از افغانیها یا عراقی ها و… افراد خوبی نیستند و به ایران آمدند و یک صدمات و ضرباتی به ما می زنند حرفی نیست. ملت ما واقف است نسبت به این موضوع. اما حرف این است که بعضیها بر اساس نقشه اسراییل و منافقان، به همین مطلب مستمسک شدند و مته به خشخاش می گذارند و از کاه کوه می سازند تا اینطوری ایران و ایرانی را به جنگ و درگیری ناخواسته گرفتار کنند و اینطوری ما را مشغول و ضعیف کنند و آب به آسیاب دشمنان ما بریزند. جنگ نیابتی. بیشتر توضیح بدهم آیا؟ مردم، مراقب باشید. دشمن دشمن است. او اگر حتی حرف حق هم بزند باید توی دهنش بزنیم. چرا؟ چون او دشمن است و هر طور شده می خواهد ما را به دام بیندازد. یعنی اگر معاویه و عمرو عاص حتی قرآن بر سر نیزه کنند باید همان قرآن را هدف بگیری. چرا؟ چون پیرو واقعی قرآن ما هستیم، نه او. آن قرآن روی نیزه هم دام است. تله. فهمیدید؟ از من گفتن بود. حالا خود دانید.
آقا توی دهن این چرت و پرت گوها بزنید. یعنی چه که اخراج افغانیها مطالبه و خواست ملّی است؟ کدام مطالبه و خواست ملی؟ آقا مگر این کشور پهناور ایران و این مردم ۹۰_ ۸۰ میلیونی ایران توی جیب جا می گیرند که بعضی احمقها همینطور شکمی عشقی برای کل این مردم و مملکت نسخه می پیچند و یک حرف از خود بیخود در می کنند و ادعا می کنند که این حرف ما مطالبه ملی است؟ کدام مطالبه ملّی؟ یارو راه کرج و شاه عبدالعظیم را هم بلد نیست آنوقت می آید یاوه می بافد که من رفتم از کلّ و یکایک این ملت بزرگ و هنگفت ایران رای گرفتم و مطالبه و خواست شان را کشف کردم! آقا یاوه گویی و لاف زنی تا کی و چقدر؟ لابد اینها هر روز صبح ناشتا شش تا زرافه و اسب آبی قورت می دهند ها؟