به گزارش ایراف، پنجم آبان/عقرب، در تقویم رسمی ایران به نام روز ملی زعفران ثبت شده است؛ روزی برای پاسداشت محصولی که از دیرباز با کشاورزی، فرهنگ و اقتصاد این سرزمین پیوند داشته و در بازارهای جهانی به «طلای سرخ» شهرت یافته است.
اما در کنار مزارع زعفران و کارگاههای فرآوری این محصول، روایت دیگری نیز جریان دارد؛ روایتی که نه در آمار تولید و صادرات، بلکه در خانههای مهاجران و به دست زنان و دختران مهاجر رقم میخورد؛ داستان روزهای پاییزی که با پاککردن زعفران میگذرند و بخشی از زندگی روزمره خانوادههای مهاجر را شکل میدهند.
با آغاز فصل برداشت زعفران، خانههای بسیاری از مهاجران در مشهد رنگوبوی دیگری میگیرند. کیسهها و سبدهای پر از گلهای تازه زعفران به خانهها میآیند و مادران و دختران دور هم مینشینند تا پیش از پژمردهشدن گلها، رشتههای سرخ و ظریف زعفران را از میان گلبرگهای بنفش جدا کنند.
اگرچه در نگاه اول، این کار ساده به نظر میرسد؛ گل را باز میکنند، رشتههای سرخ را با دقت بیرون میآورند و بخشهای اضافی را جدا میکنند. اما وقتی شمار گلها به صدها و هزاران شاخه میرسد، این کار به ساعتها نشستن و تکرار حرکتی ظریف و در عین حال خستهکننده تبدیل میشود. هر گل باید با دقت پاک شود تا رشتههای زعفران آسیب نبینند و محصول نهایی کیفیت خود را حفظ کند. از سوی دیگر، هر تار زعفران ارزشمند است و نباید در جریان پاککردن خراب شود یا آسیب ببیند.
مادران و دختران مهاجر با همین کار فصلی بخشی از هزینههای زندگی را تأمین میکنند. دستمزدی که در برابر ساعتها کار پرداخت میشود، چندان چشمگیر نیست؛ با این حال، برای خانوادهای که با اجاره خانه، هزینه خوراک، تحصیل فرزندان و دیگر مخارج روزمره دستوپنجه نرم میکند، همین درآمد اندک نیز میتواند بخشی از بار زندگی را سبکتر کند.
مادر زهرا، یک تن از زنان مهاجر در این باره میگوید: روزانه یک کیلو زعفران پاک میکنم، البته هر خانواده نهایتا دو کیلو میتواند از صاحب زعفران بگیرد، چون جمعیت زیاد است و به همه نمیرسد. زعفران پاک کردن کار سختی است، چون ساعتها باید یکجا بنشینی و دانه دانه گلها را پاک کنی. او میگوید بیشتر کسانیکه زعفران پاک میکنند مهاجر هستند و به همین دستمزد پایین قانع.
این فعالیت، بیش از آنکه شغلی پایدار با درآمد مشخص باشد، فرصتی فصلی برای کسب درآمد است؛ فرصتی که با رسیدن گلهای زعفران آغاز میشود و با پایان فصل برداشت، بهتدریج از رونق میافتد. زنان و دخترانی که در این مدت مشغول پاککردن گلها هستند، پس از تحویل زعفران پاکشده، دستمزد خود را دریافت میکنند. زعفرانها نیز پس از پاکشدن برای فرآوری و بستهبندی وارد مرحله بعد میشوند.
بتول رضوانی، مادر مهاجر دیگری که زعفران پاک میکند، میگوید: پول اندکی که از این کار میگیرم، خرج مصارف خانه نمیکنم. این پولها را برای خرید لباس بچها کنار میگذارم یا پسانداز میکنم. هر سال در این فصل چند میلیون تومان کار میکنم و همین برای خرید لباس و پوشاک کفایت میکند.
در این فصل، خانههای مهاجران به محل کار تبدیل میشوند و اعضای خانواده میتوانند در کنار رسیدگی به امور روزمره، بخشی از وقت خود را به پاککردن زعفران اختصاص دهند. برای برخی از زنان مهاجر، این کار امکان درآمدزایی در کنار مسئولیتهای خانوادگی را فراهم میکند؛ هرچند دستمزد آنقدر نیست که بتواند تغییر چشمگیری در وضعیت اقتصادی خانواده ایجاد کند.
بخشی از فضای خانه با سبدها و ظرفهای پر از گل زعفران اشغال میشود و اعضای خانواده تلاش میکنند پیش از پژمردهشدن گلها، کار پاککردن را به پایان برسانند. در این روزها، گفتوگوهای خانوادگی با حرکت پیوسته دستها همراه است؛ گلها یکی پس از دیگری باز میشوند و رشتههای سرخ زعفران در ظرفهای جداگانه جمع میشوند. گاهی این کار تا ساعتها ادامه پیدا میکند و خستگی دستها و چشمها، بخشی از تجربه روزانه زنان و دخترانی میشود که در این فصل مشغول کار هستند.
مرضیه موسوی، زن مهاجر دیگری نیز میگوید: زعفران بهانهای است برای اینکه دور هم بنشینیم و صحبت کنیم. نسبت به زحمتی که دارد، دستمزد خیلی پایین است، ولی چون جمعیت زنان زیاد است، همین هم به سختی گیر میآید. صاحبکارها باید دستمزد را بیشتر کنند چون زحمت اصلی را همین زنهای مهاجر میکشند.
کار گل زعفران طوری است که اگر سر وقت انجام نشود، دیگر زعفران از بین میرود، برای همین سختی خودش را دارد و بایستی قبل از پژمردن، پاک شوند. از طرفی باید مراقب مال مردم باشیم، وگرنه ممکن است تارهای زعفران میان زبالهها دور ریخته شود.
برای بسیاری از این زنان، پاککردن زعفران کاری است که باید در فاصله میان دیگر مسئولیتهای زندگی انجام شود. رسیدگی به فرزندان، آمادهکردن غذا و انجام امور خانه همچنان ادامه دارد، اما گلهای زعفران نیز منتظر نمیمانند. از همین رو، زنان ناچارند زمان خود را میان کار خانگی و این فعالیت فصلی تقسیم کنند. گاهی دیگر اعضای خانواده نیز در کنار آنان مینشینند تا گلها زودتر پاک شوند.
زعفران پس از طی مراحل فرآوری و بستهبندی، به محصولی ارزشمند در بازار تبدیل میشود؛ اما زنانی که بخشی از این مسیر را با دستان خود پیش میبرند، معمولاً سهم بسیار کمی از ارزش اقتصادی آن دریافت میکنند.
در روز زعفران در کنار تجلیل از صادرکنندگان و تولیدکنندگان برتر، چه نیکوست که از زنان و دخترانی یاد شود که ساعتهای متمادی، با دقت و حوصله، رشتههای سرخ زعفران را از میان گلبرگهای بنفش جدا میکنند.








