به گزارش ایراف، کودکان افغانستان همچنان با بحرانهای پیوستهای از محرومیت آموزشی و فقر تا کار اجباری، ازدواج زودهنگام و سوءتغذیه حاد مواجهاند؛ بحرانی که برای دختران ابعاد گستردهتری یافته و آینده میلیونها کودک را تهدید میکند.
بر اساس برآوردهای بینالمللی سال ۲۰۲۶، حدود ۲۱.۹ میلیون نفر در افغانستان، یعنی نزدیک به نیمی از جمعیت کشور، به کمکهای بشردوستانه نیاز شدید دارند که از این میان بیش از ۱۱.۶ میلیون نفر کودکان هستند.
بحران آموزش: میلیونها کودک بیرون از کلاس درس
بر اساس گزارشهای اخیر یونیسف، حدود ۷.۱ میلیون کودک در افغانستان در سال ۲۰۲۶ به کمکهای اضطراری آموزشی نیاز دارند. کمبود مدارس، بهویژه در مناطق روستایی و دورافتاده، کمبود معلم و امکانات آموزشی و مشکلات اقتصادی خانوادهها از مهمترین عواملی است که دسترسی کودکان به آموزش را دشوار کرده است.
مشکل آموزش برای دختران افغانستان ابعاد گستردهتری دارد. افغانستان تنها کشوری در جهان است که آموزش متوسطه و عالی بهطور رسمی برای دختران و زنان ممنوع شده است.
بیش از ۲.۶ میلیون دختر از زمان اعمال ممنوعیت آموزش بالاتر از پایه ششم از تحصیل متوسطه محروم شدهاند. این محدودیتها ورود آنان به دانشگاه، جامعه و بازار کار را نیز مسدود کرده است.
تحلیل یونیسف در آوریل ۲۰۲۶ نشان میدهد که افغانستان در خطر از دست دادن تا ۲۰ هزار معلم زن و ۵۴۰۰ کارمند بهداشتی زن تا سال ۲۰۳۰ است. همچنین، محدودیتهای آموزشی و اشتغال زنان سالانه حدود ۸۴ میلیون دلار از تولید اقتصادی افغانستان میکاهد.
کودکان کار: پیامد مستقیم فقر
محرومیت از مدرسه در بسیاری از موارد با فقر اقتصادی خانوادهها ارتباط مستقیم دارد. بر اساس دادههای سازمان بینالمللی کار، در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۳.۳ درصد کودکان ۵ تا ۱۷ ساله افغانستان در فعالیتهای اقتصادی مشارکت داشتهاند. همچنین یونیسف اعلام کرده که نزدیک به یکسوم کودکان افغانستان درگیر کار هستند.
کودکان افغانستان در حالی مشغول به کارهای سخت هستند که خشکسالیهای پیدرپی این وضعیت را تشدید کرده است. ارزیابی سازمان «Save the Children» در مارس ۲۰۲۶ نشان داد که نزدیک به دو سوم خانوادهها در استانهای متأثر از خشکسالی شدید در شمال افغانستان، افزایش کار کودکان را گزارش کردهاند و تنها حدود یکپنجم کودکان به مدرسه میروند.
کار کودکان در افغانستان شکلهای مختلفی دارد؛ از دستفروشی و تکدیگری در خیابان گرفته تا کار در کشاورزی، قالیبافی، کورههای آجرپزی، معدن، ساختمانسازی و کارگاهها. در برخی موارد، کودکان ساعتهای طولانی در محیطهای سخت و خطرناک کار میکنند و همین مسئله موجب میشود از تحصیل بازبمانند.
ازدواج زودهنگام و فروش کودکان
ازدواج زودهنگام یکی دیگر از چالشهای بحرانی کودکان در افغانستان است. بر اساس گزارش نهادهای سازمان ملل، خطر ازدواج کودکان در بازه ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۶ حدود ۲۵ درصد افزایش یافته و ۳۷.۵ درصد دختران افغان در معرض خطر ازدواج زودهنگام قرار دارند. محدودیت دسترسی دختران به آموزش، فقر و فشارهای اجتماعی از عواملی هستند که این خطر را تشدید میکنند.
گزارشها حاکی از آن است که در یک بیمارستان دولتی در شمال افغانستان، ۴۲ دختر زیر سن قانونی تنها در پنج ماه نخست سال ۲۰۲۶ زایمان کردهاند. شش نفر از آنان برای دومین بار باردار شده بودند و دو نفر از آنها حین یا پس از زایمان جان باختهاند.
«فروش کودک» از تلخترین پیامدهای فقر در افغانستان است. برخی خانوادههای بسیار فقیر، بهویژه در شرایط بدهی یا بحران معیشتی، کودکان خود را در برابر دریافت پول یا برای تسویه بدهی واگذار میکنند. در برخی موارد، دختران در سن پایین به ازدواج داده میشوند تا فشار اقتصادی خانواده کاهش یابد. یک معلم تخمین زده که حدود ۷۰ درصد دخترانی که از مدرسه بیرون رانده شدهاند، به ازدواج اجباری سوق داده شدهاند.
سوءتغذیه: بحرانی که جان کودکان را تهدید میکند
بر اساس اعلام یونیسف در اوت ۲۰۲۶، حدود ۳.۷ میلیون کودک در افغانستان از سوءتغذیه حاد رنج میبرند که از این میان حدود یک میلیون نفر با سوءتغذیه حاد شدید و تهدیدکننده زندگی مواجهاند.
در بخشهایی از جنوب افغانستان، برخی بیمارستانها برای هر تخت در دسترس، سه یا چهار کودک مبتلا به سوءتغذیه شدید را پذیرش میکنند.
نیمی از کودکان افغانستان در فقر شدید غذایی زندگی میکنند؛ به این معنا که روزانه از تنها دو گروه غذایی یا کمتر تغذیه میکنند. کودکان زیر دو سال ۸۳ درصد موارد سوءتغذیه حاد شدید را تشکیل میدهند و نزدیک به ۴۰ درصد کودکان بستریشده با سوءتغذیه شدید، نوزادان زیر شش ماه هستند.
همزمان با این موارد، کاهش کمکهای بشردوستانه فشار مضاعفی بر نظام بهداشتی وارد کرده است. کمکهای بشردوستانه به افغانستان در چهار سال گذشته نزدیک به ۷۰ درصد کاهش یافته و حدود ۶۰۰ مرکز بهداشتی تعطیل شده است.
تهدیدات امنیتی و پیامدهای جنگ
کودکان افغانستان همچنین قربانی پیامدهای چند دهه جنگ هستند. بر اساس گزارش دفتر حقوق بشر سازمان ملل، مواد منفجره از جمله مهمات منفجرنشده همچنان عامل اصلی تلفات کودکان است.
با وجود گذشت سالها، در بسیاری از نقاط افغانستان مینهای عملنکرده و مهمات منفجرنشده وجود دارند که هر از گاهی باعث مرگ یا نقص عضو کودکان افغانستان میشوند.
بحران سلامت روان
کودکان افغانستان علاوه بر تهدیدات فیزیکی، با بحران سلامت روان نیز دستوپنجه نرم میکنند. ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور افغانستان، اعلام کرده که تقریباً هر کودک و خانوادهای که برای گزارش مورد مصاحبه قرار گرفته، از مشکلات عاطفی یا روانی از جمله افسردگی، اضطراب، تروما و ترس مداوم سخن گفته است.
نهادهای سازمان ملل هشدار دادهاند که محدودیتهای بیسابقه علیه زنان و دختران، بحران سلامت روانی را تشدید کرده است. نیمی از زنان افغان مورد مصاحبه قرار گرفته، به دلیل محدودیتهای شدید بر حرکت و دسترسی به فضاهای عمومی، تنها یک یا دو بار در ماه از خانه خارج میشوند.
این شرایط به دلیل قوانین سختگیرانهای است که طالبان وضع کردهاند و خروج زنان از منزل و سفر کردن آنها بدون همراهی مردان خانواده را ممنوع کردهاند. موج محدودیتهای گسترده علیه زنان باعث شده تا بسیاری از زنانی که در گذشته صاحب شغل و درآمد بودهاند، دچار افسردگی و اضطراب شوند.
بازگشت مهاجران و فشار بر زیرساختها
بازگشت گسترده مهاجران افغان از کشورهای همسایه نیز فشار دیگری بر خانوادهها و نظام آموزشی و خدمات اجتماعی افغانستان وارد کرده است. بیش از ۲.۷ میلیون نفر از ایران و پاکستان به افغانستان بازگشتهاند که ۶۰ درصد آنان کودکان و جوانان هستند. تنها در سال ۲۰۲۵، نزدیک به سه میلیون افغان از کشورهای همسایه بازگشتند.
کودکانی که همراه خانوادههای خود بازمیگردند، در بسیاری از موارد با دشواری ثبتنام در مدارس، کمبود امکانات، فقر و نبود سرپناه مناسب مواجه میشوند. یونیسف در سال ۲۰۲۵ بیش از ۸۰۰۰ کودک بدون همراه یا جداشده از خانواده را در میان بازگشتکنندگان از ایران و پاکستان ثبت کرده است.
اغلب کودکانی که از کشورهای همسایه بازمیگردند، نمیتوانند به راحتی با فضای افغانستان ارتباط برقرار کنند. این کودکان بیشترین آسیب را از فرایند بازگشت مهاجران متحمل میشوند. بسیاری از این کودکان هیچ نقشی در مهاجرت و بازگشت نداشتهاند، اما تبعات این موضوع مستقیماً سرنوشت آنها را تحت تأثیر قرار میدهد.
چرخهای که نسل به نسل ادامه مییابد
آنچه وضعیت کودکان افغانستان را پیچیدهتر میکند، ارتباط مستقیم میان این مشکلات است؛ فقر میتواند کودک را به کار وادارد، کار موجب ترک مدرسه شود، ترک تحصیل خطر ازدواج زودهنگام و بهرهکشی را افزایش دهد و ادامه فقر نیز چرخه محرومیت را به نسل بعد منتقل کند. یونیسف هشدار داده که با افزایش نسبت مادران بدون آموزش، خطر تولد با وزن کم، واکسیناسیون ناقص و کوتاهقدی در کودکان آنان نیز افزایش مییابد و فشار بیشتری بر نظام بهداشتی وارد میکند.
حمایت از کودکان افغانستان نیازمند دسترسی آنان به آموزش، تغذیه، خدمات درمانی، امنیت و سازوکارهای مؤثر برای جلوگیری از کار اجباری، قاچاق، فروش و ازدواج زودهنگام است؛ مسائلی که بدون توجه جدی به آنها، بخش بزرگی از نسل آینده افغانستان همچنان در معرض چرخه فقر و محرومیت باقی خواهد ماند.








