دو مقوله مهم و گرانسنگ در بیانیه اخیر رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، و تأثیر آن بر معادلات منطقهای و جهانی، قابل توجه بود.
نقش استقلال
از برکات جمهوری اسلامی ایران، گفتمان «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» بود.
استقلال، متغیر مستقل، دال مرکزی و مظهر آزادی است و جمهوریت مولود آن است.
تا زمانی که استقلال از شاخصههای ذهنی و فکری و پارادایم غالب جامعهای نباشد، دست یافتن به اصول آزادی و آزادگی غیرممکن و ناشدنی است و تا زمانی که جوامع بشری مشتهر و مستظهر به برکت و نعمت آزادی نباشند، جمهوری و جمهوریت، به معنای حکمرانی و در قالب و فرمت «دولت – ملت»، نمیگنجد و خاصیت ماهوی و نقش اصالت و رسالت حقیقی خود را از دست میدهد.
متأسفانه جوامع بشری، با سلطه رسانههای مخرب، هنوز در غبار غوغای موهومات رنگآمیزیشده و تصویرسازیهای جعلی با عناوینی همچون «استبداد دموکراتیک»، «ظلم دموکراتیک»، «جنگ دموکراتیک» و «جنایت و خیانت دموکراتیک» دست و پنجه نرم میکنند.
پدیدهای که امواج آرام اما وحشی جوامع غرب و برخی کشورهای خاورمیانه را درنوردیده است.
هرچند بذرافشانی جمهوری اسلامی ایران توانسته مسیر فلش تاریخ را دگرگون کند، اما هنوز از رویه به یک روند جاری و کاری تبدیل نگردیده است؛ اما میرود که تفاوت ماهوی استقلال و مؤلفههای ناشی از قدرت آن و الگوی مردم ایران، مرزهای منطقهای و جهانی را درنوردیده و در قالب تمدن نوین اسلامی به پدیدهای تاریخساز تبدیل شود.
منبع مشروعیت و استقلال دولتهای مستعمره در وابستگی ساختاری به قدرت جهانی آمریکا و تفاوت استقلال ظاهری و وابستگی عملی با استقلال مبتنی بر خودکفایی و مشروعیت داخلی، ایدئولوژیک و تمرکز بر عدم وابستگی، مجملی از چالشهای جوامع بشری است. اما تاریخ، به تأسی از برکت انقلاب اسلامی، در مسیر دوربرگردان و پیچ سرنوشتساز قرار گرفته است.
به برکت پیچ تاریخ و ماهیت انقلاب اسلامی، ماهیت قدرتهای منتقلشونده (Power Transferred) و ابزارهای نظامی و سیاسی تأمینشده از بیگانه، به قدرت خودجوش (Organic Power) در جمهوری اسلامی ایران و برخی کشورهای منطقه، از استراتژیهای دفاعی و پیمانهای امنیتی خارجی و تسلیحات پیشرفته وارداتی، بر دکترین دفاع غیرمتعارف و بازدارندگی نامتقارن (Asymmetric Deterrence) تبدیل گردیده است.
این رهیافتها و راهبردهای نوین قادر است دامنه نفوذ محدود در روابط دیپلماتیک رسمی و تحت نظارت قدرتهای سلطهگر و بزرگ را به نفوذ فرامرزی و از طریق بازوی سخت «قدرت نظامی» به بازوی نرم (نقش مذهب، فرهنگ و ایدئولوژی) تغییر دهد و این همان تمدن نوین اسلامی است که نوید آن را سیدالشهدای انقلاب، حضرت امام خامنهای(ره) داده است.
در چنین شرایطی است که با گردیسی دامنه پارادایمها و تغییر فلش مسیر تاریخ، تأثیر آن بر محاسبات و معادلات منطقه رخنمایی میکند.
و این تغییر از یک «اردوگاه امنیتی خارجی» به پایگاههای مستقل و فعال است که با ظرفیتهای بومی خود میتواند معادلات منطقهای را به شکل بنیادی تغییر دهد.
در راستای چنین راهبردی، شایسته است که قادر باشد موجبات تغییر از ثبات تحت نظارت به عرصه رقابت واقعی بین قدرتها را فراهم کند و رقابت قدرتها را به رقابت واقعی بین قدرتهای بومی تبدیل نماید.
آغاز این روند، که هنوز در میانههای راه تاریخ است، توانسته فرضیه مقاومت را به نظریه مقاومت تبدیل نماید.
از زاویه همین نگاه است که با شروع انقلاب اسلامی و سقوط دیکتاتوری شاهنشاهی در ایران، استقلال به مفهوم حقیقی آن منجر به تولید و ظهور شبکهای از متحدان، گروهها و هستههای خودجوش غیردولتی شد و برخلاف مدلها و الگوهای قدیمی، نه بر پایه قراردادهای ننگین رسمی، بلکه بر پایه همگرایی استراتژیک عمل نمود.
این رهیافت در حکم بازدارندگی منطقهای، از خاورمیانه به فراتر از مرزهای جغرافیایی رهنمون شد.
با سرعت رشد و تحقق این رهیافت، نقش دکترین پلیس منطقهای آمریکا و اذناب او تضعیف و ناکارآمد میشود.
مدل و الگوی توسعه استقلال جمهوری اسلامی ایران، تلاش برای تبدیل شدن خاورمیانه به منطقهای بدون حضور قدرتهای فرامنطقهای را از شعار به استراتژی عملی و عملیاتی تبدیل میکند و موازنه قدرت را برای متحدان سنتی آمریکا دشوار مینماید.
در سطح جهانی، استقلال و گفتمان آزادیبخش انقلاب اسلامی ایران، کشورهای همسو را به چالش کشیدن سیاستها و پارادایم سنتی روابط بینالملل سوق میدهد و همین چالش موجب زمینگیر شدن، توقف و سقوط قطار آمریکا در پیچ تند تاریخ میشود و این همان گذر از نظم ظالمانه جهان تکقطبی به رهبری آمریکاست.
تغییر در آرایش قدرتهای بزرگ
استقلال جمهوری اسلامی ایران و اتکای آن به قدرت بومی خود، ضمن بر هم ریختن نظام تکقطبی، سبب گردیده تا قدرتهای نوظهور همچون روسیه و چین فرصت بیشتری برای تعامل با یک بازیگر مستقل همچون ایران در نقطه ژئواستراتژیک جهان پیدا کنند.
معالوصف، قدرت جمهوری اسلامی ایران قدرتی نیست که از توازن سنتی (بخوانید تجهیزات وارداتی) نشأت بگیرد، بلکه قدرتی است که از «استقلال در تصمیمگیری» و «توانمندی در مدیریت پیچیدگیها» نظیر مدیریت تحریمها و نفوذ غیرمتعارف توانمند است و این یعنی از یک «مصرفکننده و خریدار امنیت» به یک «تولیدکننده عدم قطعیت استراتژیک و هدیهکننده امنیت» برای رقبا تبدیل شده است.
این قدرت، برگرفته از روحیه ملی، اتحاد و همدلی ملت ایران است.




