محمد عارف رحمانی، نماینده پیشین پارلمان افغانستان، در گفتوگو با ایراف با اشاره به نقش زلمی خلیلزاد در مراسم امضای قرارداد نفت و گاز شرکت سعودی «دلتا» با طالبان، گفت حضور خلیلزاد در این روند را نمیتوان صرفاً یک حمایت اقتصادی دانست و تأکید کرد که مردم افغانستان حق دارند بدانند چه کسانی از منابع طبیعی کشورشان سود میبرند.
خلیلزاد فقط در مراسم امضای قرارداد حاضر نشد
رحمانی با اشاره به حضور خلیلزاد در قرارداد نفت و گاز شرکت سعودی دلتا با طالبان گفت این حضور را نباید صرفاً حمایت از یک قرارداد اقتصادی تلقی کرد؛ چراکه خلیلزاد تنها در مراسم امضای قرارداد حاضر نشده، بلکه پیش از آن نیز در نشستها و گفتوگوهای مرتبط با سرمایهگذاری در حوزه انرژی و گاز با طالبان مشارکت داشته است.
به گفته وی، سابقه طولانی خلیلزاد در موضوعات مرتبط با انرژی افغانستان و ارتباطاتی که او با طالبان داشته، این پرسش جدی را ایجاد میکند که آیا وی اکنون به نوعی واسطه یا تسهیلگر برای اتصال طالبان به سرمایههای منطقهای و شبکههای اقتصادی تبدیل شده است.
رحمانی افزود موضوع صرفاً یک قرارداد نفت و گاز نیست؛ طالبان تلاش میکند از مسیر اقتصاد، سرمایهگذاری و گسترش روابط منطقهای، ظرفیت مالی و جایگاه خود را افزایش دهد. بنابراین، هر فردی که در تسهیل ارتباط طالبان با سرمایهگذاران و شبکههای اقتصادی نقش داشته باشد، باید مورد بررسی و توجه قرار گیرد.
از میانجی سیاسی تا تسهیلگر اقتصادی
نماینده پیشین پارلمان افغانستان با اشاره به سابقه خلیلزاد گفت نشانههایی وجود دارد که نشان میدهد نقش او از یک میانجی سیاسی به سمت تسهیلگری در تعاملات اقتصادی حرکت کرده است.
رحمانی توضیح داد خلیلزاد در گذشته دیپلمات رسمی آمریکا و مذاکرهکننده این کشور با طالبان بود، اما اکنون بدون داشتن یک سمت رسمی دولتی، در مواردی در ارتباط دادن طالبان با سرمایهگذاران و بازیگران اقتصادی منطقهای دیده میشود.
رحمانی تأکید کرد ماهیت اقتصادی یک قرارداد نباید موجب شود ماهیت سیاسی طالبان، عملکرد این گروه و سابقه آن نادیده گرفته شود. به اعتقاد وی، سرمایهگذاری اقتصادی در افغانستان، بهویژه در حوزه منابع طبیعی، نمیتواند کاملاً جدا از ساختار سیاسی حاکم بر این کشور مورد بررسی قرار گیرد.
با این حال، وی تصریح کرد که بدون ارائه شواهد نمیتوان مدعی شد خلیلزاد اکنون نماینده رسمی دولت آمریکا یا مأمور طالبان است. رحمانی گفت چنین ادعاهایی نیازمند سند و شواهد روشن است؛ اما سابقه طولانی خلیلزاد در سیاست خارجی آمریکا و ارتباطات کنونی او این پرسش را ایجاد میکند که آیا بخشی از فعالیتهای او میتواند با منافع راهبردی آمریکا و برخی بازیگران منطقهای همراستا باشد.
منفعت مالی خلیلزاد
رحمانی درباره احتمال وجود منفعت مالی برای خلیلزاد از قرارداد دلتا نیز با احتیاط سخن گفت و تأکید کرد تاکنون سند قابل اتکایی وجود ندارد که نشان دهد وی در این پروژه سهم مالی دارد یا مستقیماً از قرارداد منتفع میشود.
وی تأکید کرد نباید بدون ارائه مدرک، ادعای داشتن منفعت مالی یا اقتصادی را بهعنوان واقعیت مطرح کرد؛ با این حال، شفافیت درباره روابط و منافع احتمالی خلیلزاد همچنان یک پرسش اساسی است.
به گفته محمدعارف رحمانی، خلیلزاد سابقه فعالیت و ارتباط با موضوعات اقتصادی و انرژی افغانستان را دارد و پس از پایان مسئولیتهای دولتی نیز در حوزههای اقتصادی فعال بوده است. اکنون نیز حضور او در ارتباط میان طالبان و سرمایهگذاران، ضرورت روشن شدن روابط و منافع احتمالی این تعاملات را بیشتر میکند.
این فعال سیاسی افغانستان گفت اگر خلیلزاد هیچ منفعت مالی یا اقتصادی از این پروژه ندارد، بهتر است این موضوع به شکل شفاف اعلام شود و اگر چنین منفعتی وجود دارد، مردم افغانستان حق دارند بدانند چه کسانی از منابع طبیعی کشورشان سود میبرند و چه افراد یا مجموعههایی پشت این قراردادها قرار دارند.
حمایت خلیلزاد و هشدار آمریکا؛ دو روایت متفاوت
نماینده پیشین پارلمان افغانستان در ادامه به تفاوت میان فعالیتهای خلیلزاد و موضع رسمی دولت آمریکا درباره تعامل اقتصادی با طالبان اشاره کرد.
به گفته رحمانی، باید میان فعالیتهای شخصی خلیلزاد و مواضع رسمی دولت آمریکا تفاوت قائل شد؛ چراکه خلیلزاد در شرایط کنونی نماینده رسمی دولت ایالات متحده نیست و اظهارات و اقدامات او را نمیتوان بهصورت خودکار موضع رسمی واشنگتن دانست.
با این حال، رحمانی معتقد است سابقه طولانی و نقش مهم خلیلزاد در سیاست خارجی آمریکا باعث میشود فعالیتهای کنونی او را نتوان کاملاً جدا از تحولات و منافع راهبردی آمریکا در منطقه تصور کرد.
وی افزود هشدار آمریکا درباره گسترش تعاملات اقتصادی با طالبان نیز از این منظر قابل توجه است؛ زیرا سرمایهگذاریهای بزرگ در افغانستان، اگر بدون شفافیت و بدون توجه به ساختار سیاسی حاکم بر این کشور انجام شوند، میتوانند منابع مالی طالبان را افزایش داده و ظرفیت سیاسی و اقتصادی این گروه را تقویت کنند.
رحمانی تأکید کرد نگرانی اصلی این است که منابع طبیعی افغانستان به جای آنکه در خدمت مردم این کشور قرار گیرد، به منبع درآمدی برای تقویت ساختار طالبان و تداوم حاکمیت این گروه تبدیل شود.
وی گفت افغانستان دارای منابع قابل توجه طبیعی و انرژی است و قراردادهای مربوط به این منابع باید با شفافیت، نظارت عمومی و در نظر گرفتن منافع مردم افغانستان دنبال شود؛ چراکه در غیر این صورت، سرمایهگذاری اقتصادی میتواند به تقویت ساختاری سیاسی منجر شود که بخش بزرگی از جامعه افغانستان از حقوق و مشارکت سیاسی محروم است.
پرسشهای بیپاسخ
محمدعارف رحمانی معتقد است حضور زلمی خلیلزاد در روند قرارداد شرکت سعودی دلتا را باید فراتر از یک حمایت ساده از سرمایهگذاری اقتصادی بررسی کرد. از نگاه او، سابقه خلیلزاد در سیاست افغانستان، ارتباطات او با طالبان و حضورش در تعاملات مرتبط با سرمایهگذاری انرژی، این پرسش را مطرح میکند که آیا نقش وی از میانجیگری سیاسی به تسهیلگری اقتصادی تغییر کرده است.
در عین حال، رحمانی از طرح ادعاهای فاقد سند درباره منافع مالی خلیلزاد یا ارتباط رسمی فعلی او با دولت آمریکا پرهیز میکند و بر ضرورت شفافیت درباره روابط، منافع و پشتوانه قراردادهای منابع طبیعی افغانستان تأکید دارد.
بر اساس این دیدگاه، مسئله اصلی تنها این نیست که چه شرکتی در افغانستان سرمایهگذاری میکند؛ بلکه باید روشن شود چه بازیگرانی این سرمایهگذاریها را تسهیل میکنند، چه منافعی در پس آنها قرار دارد و درآمد حاصل از منابع طبیعی افغانستان در نهایت به چه کسانی و برای چه هدفی خواهد رسید.
زلمی خلیلزاد، دیپلمات و سیاستمدار افغانتبار آمریکایی، از چهرههای بحثبرانگیز آمریکایی در حوزه افغانستان و منطقه بوده است. او در دورههای مختلف مسئولیتهای دیپلماتیک به نمایندگی آمریکا را برعهده داشت و در روند مذاکرات واشنگتن با طالبان نیز نقش محوری ایفا کرد. پس از پایان مسئولیت رسمی، فعالیتها و ارتباطات او در موضوعات مرتبط با افغانستان همچنان مورد توجه قرار داشته است.
در همین چارچوب، حضور خلیلزاد در روند امضای قرارداد نفت و گاز شرکت سعودی دلتا با طالبان، بحثهایی را درباره ابعاد اقتصادی و سیاسی این سرمایهگذاریها ایجاد کرده است. اهمیت این موضوع از آنجا ناشی میشود که منابع طبیعی افغانستان، علاوه بر ارزش اقتصادی، میتوانند بر موازنه قدرت و منابع مالی حکومت مستقر در این کشور نیز تأثیر بگذارند.
از این منظر، پرسش درباره نقش بازیگران خارجی و واسطههای اقتصادی در قراردادهای منابع طبیعی افغانستان، تنها به میزان سرمایهگذاری محدود نمیشود و موضوعاتی مانند شفافیت قراردادها، منافع طرفهای دخیل، سهم مردم افغانستان از منابع و پیامدهای سیاسی و امنیتی این تعاملات را نیز دربر میگیرد.




