رضا مجیدزاده، اقتصاددان در گفتگو با ایراف، با تأکید بر اهمیت اتصال ایران به شبکههای ترانزیتی منطقه، این پروژه را از منظر جریان کالا و خدمات، تأمین مالی، مشارکت بخش خصوصی و جایگاه ایران در کریدورهای منطقهای بررسی کرد.
رضا مجیدزاده، با اشاره به اهمیت راهآهن هرات-مزارشریف برای اتصال ایران و افغانستان به شبکههای منطقهای تجارت گفت: توسعه این مسیر میتواند با ایجاد جریان جدید کالا و خدمات، کاهش هزینههای ترانزیتی و اتصال ایران به بازارهای افغانستان و آسیای مرکزی، جایگاه کشور را در کریدورهای اقتصادی منطقه تقویت کند.
اتصال به شبکههای منطقهای؛ ضرورت حفظ جریان تجارت
مجیدزاده با اشاره به تحولات جدید در محیط بینالمللی گفت: مهمترین مزیتی که برای ایران در شرایط کنونی وجود دارد این است که کشور یا باید در مرکز کریدورها و شبکههای اقتصادی قرار بگیرد یا دستکم بتواند خود را به این شبکهها متصل کند.
وی افزود: ایران باید تا جایی که فضای منطقهای اجازه میدهد، به شبکههای موجود متصل شود تا بتواند از جریان کالا و خدمات استفاده کند و از «فضای جریان» عقب نماند.
این اقتصاددان توضیح داد: زمانی که جریان کالا و خدمات شکل میگیرد، فرصتهای تجاری و منافع متقابل نیز ایجاد میشود و کشورهایی که در این شبکه قرار دارند، میتوانند از مزایای اقتصادی آن بهرهمند شوند.
مجیدزاده ادامه داد: اگر ایران نتواند خود را به این جریانها متصل کند، از فضای فرصتهای اقتصادی عقب میماند و این مسئله میتواند بر رشد اقتصادی، اشتغال و رفاه عمومی اثر منفی بگذارد.
وی با اشاره به شرایط مسیرهای جنوبی کشور گفت: محدودیتهای موجود در جنوب باعث شده اهمیت توسعه مسیرهای جایگزین بیشتر شود. ترکیب شبکههای زمینی و دریایی میتواند بخشی از کاهش جریان کالا از مسیرهای جنوبی را جبران کند.
توسعه مسیرهای شمالی؛ تقویت تجارت و تابآوری اقتصادی
مجیدزاده با اشاره به وضعیت بندر شهید رجایی اظهار کرد: در شرایط فعلی، بندر شهید رجایی تا حد زیادی کارکرد انتقالی خود را از دست داده و به دلیل محدودیتهای اقتصادی و شرایط موجود، نمیتوان مانند گذشته با اطمینان بالا روی جریان کالا از مسیرهای جنوبی حساب کرد. به همین دلیل، توسعه کریدورهایی که در مناطق کمتر تحت تأثیر آمریکا و متحدان آن قرار دارند، بهخصوص در شمال و شمالشرق کشور، میتواند به ایران کمک کند تا از جریان کالا محروم نشود.
این اقتصاددان تأکید کرد: این موضوع فقط منفعت ایران نیست؛ همه کشورهایی که در یک کریدور قرار میگیرند، از شکلگیری جریان کالا و خدمات در آن مسیر منتفع میشوند.
وی گفت: توسعه این شبکهها علاوه بر آثار مستقیم تجاری، میتواند بر انتظارات مردم نسبت به آینده نیز اثر بگذارد. هرچه دسترسی کشور به جریانهای اقتصادی بیشتر باشد، فرصتهای فعالیت اقتصادی افزایش پیدا میکند.
مجیدزاده ادامه داد: در مقابل، محدود شدن دسترسی به جریان کالا میتواند تابآوری روانی و در نهایت تابآوری ملی را کاهش دهد. بنابراین، حفظ جریان تجارت فقط مسئلهای اقتصادی نیست، بلکه میتواند به تقویت قدرت و تابآوری ملی نیز کمک کند.
تأمین مالی؛ ضرورت استفاده از ظرفیت بخش خصوصی
مجیدزاده درباره نحوه تأمین مالی پروژه راهآهن هرات-مزارشریف با توجه به محدودیت منابع هم گفت: ایران باید به سمت مدلهایی حرکت کند که بخش خصوصی در کنار دولت وارد تأمین مالی و اجرای پروژههای زیرساختی شود.
وی افزود: در ایران به دلیل وزن بالای دولت و برخی ملاحظات، همه ظرفیت مدلهای مشارکت عمومی-خصوصی یا PPP به طور کامل مورد استفاده قرار نگرفته است، در حالی که این مدلها میتوانند برای پروژههای بزرگی مانند راهآهن مؤثر باشند.
این اقتصاددان با اشاره به مدلهای BOT و BOO گفت: میتوان مدلهای مختلفی برای تقسیم مسئولیت میان دولت و بخش خصوصی تعریف کرد. برای مثال، دولت میتواند بخش اصلی زیرساخت و ساختار پروژه را تأمین کند و در ادامه مدیریت یا بهرهبرداری پروژه به بخش خصوصی واگذار شود.
وی اظهار کرد: در این مدلها هم دولت میتواند از ظرفیت بخش خصوصی استفاده کند و هم بخش خصوصی از محل بهرهبرداری و درآمدهای پروژه امکان بازگشت سرمایه و کسب منفعت خواهد داشت.
مجیدزاده تأکید کرد: لازم است بخش خصوصی در تأمین مالی پروژههای ریلی وارد شود و از مدلهای متنوع مشارکت عمومی-خصوصی استفاده شود.
وی افزود: با توجه به محدودیتهایی که دولت ایران به دلیل تحریمها با آن مواجه است، استفاده از ظرفیت بخش خصوصی میتواند فضای مانور بیشتری برای تأمین مالی و اجرای پروژههای زیرساختی ایجاد کند.
هرات-مزارشریف؛ مسیر تازه برای اتصال ایران به آسیای مرکزی
این اقتصاددان درباره نقش راهآهن هرات-مزارشریف در کاهش وابستگی ایران و افغانستان به مسیرهای رقیب، بهویژه مسیرهای عبوری از ترکمنستان، گفت: مسیر ترکمنستان نیز با چالشهایی مواجه است و با توجه به تحولات بینالمللی، امکان ایجاد محدودیت در برخی مسیرها وجود دارد؛ بنابراین داشتن مسیر جایگزین اهمیت زیادی پیدا میکند.
وی افزود: مسیر ایران و افغانستان میتواند هر دو کشور را به جریان کالا متصل کند و در عین حال امکان اتصال کشورهای دیگر به این مسیر را نیز فراهم آورد.
مجیدزاده ادامه داد: ایجاد مسیرهای مستقیمتر میتواند هزینههای حملونقل و تجارت را کاهش دهد و زمینه استفاده بیشتر کشورها از این مسیر را فراهم کند.
وی راهآهن هرات-مزارشریف را از این منظر یادآور مسیر تاریخی جاده ابریشم دانست و گفت: هرچه مسیر مستقیمتر باشد، بسیاری از هزینههایی که به دلیل استفاده از مسیرهای غیرمستقیم ایجاد میشود، کاهش پیدا میکند.
این اقتصاددان با اشاره به موقعیت جغرافیایی افغانستان و ارتباط آن با چین و هند گفت: این موقعیت میتواند اهمیت مسیر هرات-مزارشریف را افزایش دهد و در صورت ایجاد شرایط مناسب، زمینه شکلگیری یک مسیر مهم منطقهای را فراهم کند.
مسیرهای جایگزین؛ کاهش هزینه و افزایش انعطاف تجاری
مجیدزاده با اشاره به شرایط سایر مسیرهای منطقه گفت: مسیر ترکمنستان نیز از تحولات منطقهای و بینالمللی تأثیر میپذیرد و تشدید جنگ روسیه و اوکراین میتواند بر ریسک استفاده از برخی مسیرهای شمالی اثر بگذارد.
وی افزود: مسیرهای جنوبی نیز در صورت تشدید درگیریهای منطقهای میتوانند با افزایش هزینه و محدودیت مواجه شوند. بنابراین داشتن مسیرهای جایگزین برای تجارت ایران و افغانستان اهمیت زیادی دارد.
به گفته وی، راهآهن هرات-مزارشریف میتواند در صورت اتصال مناسب به شبکههای منطقهای، مسیر کوتاهتر و کمهزینهتری برای انتقال کالا ایجاد کند و مزایای آن نیز به ایران و افغانستان محدود نخواهد شد.
مجیدزاده تأکید کرد: هرچه مسیرهای تجاری متنوعتر باشند، وابستگی کشورها به یک مسیر مشخص کاهش پیدا میکند و در زمان بروز بحرانهای اقتصادی، سیاسی یا امنیتی، امکان استفاده از مسیرهای جایگزین افزایش مییابد.
وی ادامه داد: به همین دلیل، راهآهن هرات-مزارشریف را باید نه به عنوان یک پروژه صرفاً دوجانبه، بلکه به عنوان بخشی از یک شبکه گستردهتر حملونقل و تجارت منطقهای مورد توجه قرار داد.
آینده افغانستان؛ متغیری مهم در موفقیت پروژه
مجیدزاده در عین حال درباره چالشهای پیش روی این پروژه گفت: مهمترین مسئلهای که باید در کنار ملاحظات اقتصادی مورد توجه قرار گیرد، ریسک سیاسی و تحولات آینده افغانستان است.
وی با اشاره به تحرکات آمریکا در افغانستان اظهار کرد: آمریکا به دنبال بازگشت به افغانستان است و موضوعاتی مانند بازگشت به بگرام میتواند بر معادلات آینده این کشور اثرگذار باشد.
این اقتصاددان افزود: تحولات ژئوپلیتیکی افغانستان ممکن است بر مسیرهای اقتصادی و ترانزیتی نیز تأثیر بگذارد. از این رو، پروژههای زیرساختی این کشور را نمیتوان کاملاً جدا از رقابتهای منطقهای و فرامنطقهای بررسی کرد.
وی با اشاره به رقابت بر سر کریدورهای مرتبط با چین گفت: ممکن است آمریکا به دنبال ایجاد نوعی «قیچی» یا فشار پیرامون مسیرهای مرتبط با جاده ابریشم چین باشد؛ مسیرهایی که از افغانستان، پاکستان و ترکمنستان عبور میکنند و میتوانند به شبکههای گستردهتری در جنوب آسیا و غرب آسیا متصل شوند.
مجیدزاده ادامه داد: این تحولات میتواند بر آینده کریدورهای منطقهای اثرگذار باشد و به همین دلیل، ایران باید تحولات سیاسی افغانستان را در محاسبات اقتصادی پروژههای خود وارد کند.
تجربه خط لوله صلح؛ اهمیت تضمینهای سیاسی
این اقتصاددان برای تشریح اهمیت این موضوع به تجربه خط لوله صلح اشاره کرد و گفت: پروژه خط لوله صلح که قرار بود گاز ایران را به پاکستان و هند منتقل کند، نمونهای است که نشان میدهد عوامل سیاسی میتوانند بر سرنوشت یک پروژه اقتصادی و زیرساختی تأثیر تعیینکننده داشته باشند.
وی افزود: در چنین پروژههایی معمولاً ریسکهای مالی، زیرساختی و اجتماعی مورد توجه قرار میگیرند، اما گاهی یک تحول سیاسی میتواند اثر بسیار بزرگتری بر پروژه داشته باشد.
مجیدزاده تأکید کرد: بنابراین درباره راهآهن هرات-مزارشریف نیز نباید فقط میزان سرمایهگذاری، بازگشت سرمایه، حجم ترانزیت و هزینه ساخت مورد توجه قرار گیرد؛ بلکه آینده سیاسی افغانستان و نقش بازیگران خارجی در این کشور نیز باید در محاسبات پروژه لحاظ شود.
وی گفت: حتی اگر در آینده افغانستان بخشی از فضای خود را برای حضور آمریکا باز کند، ایران باید این احتمال را در ارزیابیهای خود در نظر بگیرد و برای آن سازوکارهای لازم را پیشبینی کند.
مجیدزاده تصریح کرد: پیش از ورود جدی ایران به پروژه، لازم است درباره تحولات سیاسی آینده افغانستان و استمرار فعالیت مسیر، تضمینهای لازم دریافت شود تا سرمایهگذاری انجامشده تحت تأثیر تغییرات سیاسی قرار نگیرد.
راهآهن هرات-مزارشریف؛ گامی برای تقویت نقش ایران در تجارت منطقهای
مجیدزاده در مجموع راهآهن هرات-مزارشریف را فرصتی مهم برای تقویت اتصال ایران به شبکههای منطقهای دانست و گفت: این مسیر میتواند جریان جدیدی از کالا و خدمات ایجاد کند، هزینههای تجارت را کاهش دهد و امکان دسترسی ایران و افغانستان به بازارهای گستردهتر را فراهم کند.
وی افزود: استفاده از ظرفیت بخش خصوصی، مدلهای مشارکت عمومی-خصوصی و طراحی سازوکارهای مناسب برای بازگشت سرمایه میتواند به تأمین مالی پروژه کمک کند.
این اقتصاددان تأکید کرد: مزیت اصلی این پروژه زمانی آشکار خواهد شد که راهآهن هرات-مزارشریف در قالب یک شبکه بزرگتر دیده شود و بتواند به مسیرهای ایران، آسیای مرکزی، چین و در نهایت سایر بازارهای منطقه متصل شود.
به گفته وی، تنوعبخشی به مسیرهای ترانزیتی نهتنها هزینه تجارت را کاهش میدهد، بلکه انعطاف اقتصادی کشورها را در برابر بحرانها افزایش میدهد و امکان استمرار جریان کالا را فراهم میکند.
مجیدزاده در پایان خاطرنشان کرد: ایران باید ضمن استفاده از ظرفیت اقتصادی این پروژه، تحولات سیاسی و ژئوپلیتیکی افغانستان را نیز با دقت دنبال کند و پیش از ورود جدی، تضمینهای لازم برای استمرار مسیر و امنیت سرمایهگذاری را به دست آورد.
راهآهن هرات-مزارشریف در صورت تحقق این الزامات میتواند از یک پروژه ریلی دوجانبه فراتر رفته و به یکی از حلقههای مهم اتصال ایران به افغانستان، آسیای مرکزی و شبکههای تجاری منطقه تبدیل شود؛ مسیری که در نهایت میتواند به تقویت جایگاه ایران در معادلات ترانزیتی منطقه کمک کند.




