به گزارش ایراف، وزارت خارجه آمریکا در واکنش به سفر اخیر زلمی خلیلزاد، نماینده پیشین این کشور در امور افغانستان، به کابل اعلام کرده است که او «کارمند دولت ایالات متحده نیست و از این کشور نمایندگی نمیکند».
یک سخنگوی این وزارتخانه، گفته است که «تمام فعالیتهای خلیلزاد بهصورت شخصی انجام میشود و هیچ ارتباطی با دولت آمریکا ندارد.»
این توضیح پس از آن مطرح شد که خلیلزاد طی روزهای گذشته با مقامهای ارشد طالبان، از جمله امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجه این گروه، دیدار کرده و درباره «روابط آمریکا و طالبان» گفتوگو داشته است.
وزارت خارجه طالبان نیز پیشتر این دیدار را تأیید کرده بود.
حضور در مراسم قرارداد نفتی
خلیلزاد روز دوشنبه در مراسم امضای قرارداد نفت و گاز حوزه کشک–تیرپل هرات میان وزارت معادن طالبان و شرکت نفتی دلتا عربستان سعودی نیز حضور یافت؛ مراسمی که عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی طالبان، آن را هدایت میکرد.
این حضور زمانی خبرساز شد؛ که خلیلزاد در کنار مقامهای طالبان، این توافق را «مثبت و امیدوارکننده» توصیف کرد و گفت افغانستان «آماده جذب سرمایهگذاریهای بزرگ بینالمللی» است.
او همچنین با اشاره به موقعیت ژئوپلیتیک افغانستان، این کشور را «پل زمینی میان آسیای مرکزی و جنوبی» خوانده بود.
سایه توافق دوحه بر تحرکات امروز
با وجود این اظهارات، نقش خلیلزاد در تحولات سیاسی افغانستان همچنان محل انتقاد جدی است.
توافق دوحه که او در سال ۲۰۲۰ با طالبان امضا کرد، خروج شتابزده نیروهای آمریکایی را رقم زد و زمینه سقوط دولت پیشین و بازگشت طالبان به قدرت را فراهم آورد.
منتقدان میگویند او اکنون در قامت «لابیگر غیررسمی طالبان» ظاهر شده و تلاش دارد این گروه را در عرصه جهانی تثبیت کند.
هشدارها درباره پیامدهای مذهبی و سیاسی
همزمان با این تحرکات، مولوی حبیبالله حسام، رئیس کمیته علمای جبهه مقاومت ملی افغانستان، نسبت به «پردهٔ پنهان» این حضورها هشدار داده است.
او با لحنی انتقادی گفته است که «مدرسهٔ خاتمالنبیین و رسانههای مرتبط با تشیع، در چارچوب بازی بزرگ و برای جلب رضایت امارات، سعودی و دیگر بازیگران مصادره شدهاند؛ این روند تا نابودسازی مذهب و مراکز مذهبی ادامه پیدا میکند.»
به باور حسام، سیاست طالبان فراتر از یک قرارداد اقتصادی است و پیامدهای سیاسی، اجتماعی و مذهبی عمیقی دارد.
او حضور خلیلزاد در کنار طالبان و شرکت سعودی را بخشی از «معماری جدید قدرت» میداند که میتواند به محدودسازی نهادهای شیعی و تغییر توازن مذهبی در افغانستان منجر شود؛ روندی که به گفته او با «بازی بزرگ منطقهای» و تلاش برای جلب رضایت بازیگران عربی پیوند خورده است.




