پژوهشگر آمریکایی: تعامل با طالبان کافی نیست، مخالفان مسلح را نیز باید دید

به گزارش ایراف، لوک کافی، پژوهشگر ارشد اندیشکده هادسون در آمریکا، در مقاله‌ای منتشرشده در وب‌سایت خبری عرب‌نیوز تأکید کرده است که سیاست‌گذاران بین‌المللی نباید تعامل خود با افغانستان را صرفاً به طالبان محدود کنند و لازم است با گروه‌های مخالف این جریان نیز ارتباط برقرار شود.

او با اشاره به افزایش درگیری‌ها در ولایت بدخشان نوشته است که جبهه مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود و جبهه آزادی افغانستان به رهبری ژنرال یاسین ضیا طی ماه‌های اخیر مواضع طالبان را در این ولایت هدف قرار داده‌اند.

به گفته کافی، علاوه بر این دو جریان، گروه‌های کوچک‌تری همچون «سپاهی میهن» نیز در برابر طالبان فعال‌اند و درگیری‌های اخیر با جمعه‌خان فاتح، فرمانده پیشین طالبان، بر پیچیدگی وضعیت امنیتی این گروه در بدخشان افزوده است.

او می‌نویسد طالبان برای مهار این تحولات ناچار شده‌اند صدها جنگجو را از سایر ولایات به بدخشان منتقل کنند.

اهمیت راهبردی بدخشان

کافی در بخش دیگری از مقاله خود، بدخشان را یکی از نقاط کلیدی افغانستان توصیف کرده و یادآور شده است که این ولایت با تاجیکستان، پاکستان و چین مرز مشترک دارد و دالان واخان تنها گذرگاه رسمی افغانستان به چین در همین منطقه قرار گرفته است.

او معتقد است رویارویی طالبان با مخالفان مسلح در چنین نقطه حساسی، در بستر پیچیده امنیتی آسیای مرکزی و جنوبی، می‌تواند پیامدهای فرامرزی داشته باشد.

این پژوهشگر آمریکایی با هشدار نسبت به پیامدهای بی‌ثباتی در افغانستان نوشته است: «تجربه معاصر نشان داده که بحران در افغانستان به‌ندرت در داخل مرزهای این کشور باقی می‌ماند.»

او تأکید کرده که فهم دقیق تحولات بدخشان و ارزیابی اثرات احتمالی آن بر کشورهای همسایه، برای هر راهبرد منطقه‌ای ضروری است.

بیشتر بخوانید:  بررسی وضعیت افغانستان در شورای امنیت | اختلاف قدرت‌ها بر سر نحوه تعامل با کابل

تهدیدهای تروریستی و خلأ شناخت از مخالفان طالبان

کافی با استناد به گزارش اخیر سازمان ملل درباره تهدید تروریسم در افغانستان، یادآور شده است که فعالیت گروه‌های تروریستی همچنان تهدیدی جدی برای کشورهای منطقه، به‌ویژه در آسیای مرکزی، محسوب می‌شود.

او در ادامه از «شناخت اندک» جامعه جهانی نسبت به مخالفان مسلح طالبان انتقاد کرده و گفته است که انگیزه‌ها، توانایی‌ها و اهداف سیاسی این گروه‌ها هنوز برای بسیاری از سیاست‌گذاران ناشناخته مانده است.

به باور او، اگر جامعه جهانی طالبان را به‌عنوان «حاکمان بالفعل» افغانستان به رسمیت می‌شناسد و با آنان تعامل می‌کند، دلیلی وجود ندارد که با گروه‌هایی مانند جبهه مقاومت ملی و جبهه آزادی افغانستان نیز تماس برقرار نکند.

احتمال بازگشت افغانستان به الگوی دهه ۹۰

کافی در بخش پایانی مقاله خود هشدار داده است که تصور «پایداری نظم سیاسی کنونی افغانستان» می‌تواند خطا باشد.

او معتقد است اگر طالبان همچنان در برابر تشکیل یک حکومت فراگیر مقاومت کنند، کشور ممکن است به‌تدریج به سمت درگیری‌های مسلحانه و چندپارگی سیاسی مشابه دهه ۱۹۹۰ حرکت کند؛ روندی که به گفته او، تحولات جاری در بدخشان می‌تواند مرحله نخست آن باشد.

این پژوهشگر اندیشکده هادسون در پایان نوشته است که پنج سال پس از تسلط طالبان، تمرکز جامعه جهانی عمدتاً بر ایران، غزه و اوکراین قرار دارد؛ اما رخدادهایی که در «روستاها و دره‌های دورافتاده بدخشان» در جریان است، ممکن است پیامدهای ژئوپولیتیکی داشته باشد که بسیاری از سیاست‌گذاران امروز آن را پیش‌بینی نمی‌کنند.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=136250
اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها