به گزارش ایراف، در بیانیه نشست سران شانگهای در بیشکک قرقیزستان بار دیگر، تشکیل دولت فراگیر، حفظ استقلال و بیطرفی افغانستان، مقابله با تروریسم و ایجاد ثبات در این کشور، از جمله موضوعاتی است که همانند سالهای گذشته دربارهٔ افغانستان تکرار شده است.
در همین زمینه، اکرم عارفی، کارشناس سیاسی در افغانستان، در گفتوگو با ایراف معتقد است بیانیهٔ اخیر شانگهای را باید مجموعهای از پیامهای سیاسی و منطقهای به حکومت طالبان دانست؛ پیامهایی که از یک سو بر ضرورت اصلاحات در ساختار سیاسی افغانستان تأکید دارد و از سوی دیگر نشان میدهد کشورهای منطقه نمیخواهند با افزایش فشار، افغانستان را به سمت بیثباتی بیشتر یا حتی نزدیکی به غرب سوق دهند.
دولت فراگیر؛ مطالبهٔ چندسالهٔ شانگهای از طالبان
عارفی در ابتدا با اشاره به تأکید سازمان همکاری شانگهای بر مشارکت گروههای قومی و سیاسی در ساختار سیاسی افغانستان میگوید این مسئله، خواستهای چندساله از سوی سازمان شانگهای و کشورهای عضو آن از حکومت طالبان است.
او میگوید یکی از موضوعاتی که همواره در بحث شناسایی حکومت طالبان مورد توجه کشورهای منطقه قرار داشته، مسئلهٔ تشکیل یک دولت فراگیر بوده است؛ دولتی که گروههای مختلف سیاسی و قومی بتوانند در ساختار آن مشارکت داشته باشند.
با این حال، به گفتهٔ این کارشناس سیاسی، به نظر میرسد حکومت طالبان در شرایط فعلی آمادگی حرکت به سمت تشکیل چنین دولتی را ندارد. او دلیل این مسئله را تا حدودی به شرایط داخلی افغانستان مرتبط میداند.
این آگاه امور سیاسی معتقد است که در ماههای اخیر برخی تنشها و درگیریها در داخل افغانستان به وجود آمده که سطح بیاعتمادی میان گروههای سیاسی و قومی را افزایش داده است. از نگاه او، وقتی میزان اعتماد میان گروههای مختلف پایین باشد، تشکیل یک دولت مشارکتی و فراگیر نیز با دشواری بیشتری روبهرو خواهد شد.
عارفی میگوید طالبان تجربهٔ دولت جمهوری و حتی پیش از آن تجربهٔ دولت مجاهدین را دارد و همین تجربه باعث شده است که این گروه نسبت به بازگشت به ساختارهای سیاسی گذشته مقاومت کند.
به گفتهٔ او، طالبان تصور میکند که بخشی از مشکلات و بیثباتیهای گذشتهٔ افغانستان نتیجهٔ همان ساختارهای سیاسی بوده و به همین دلیل حاضر نیست به سادگی به الگویی بازگردد که آن را مشابه وضعیت گذشته میداند.
چرا شانگهای بر دولت فراگیر تأکید دارد؟
دکتر اکرم عارفی در ادامه تأکید میکند که مطالبهٔ دولت فراگیر تنها یک توصیهٔ سیاسی از سوی اعضای شانگهای نیست، بلکه به باور او بخشی از نگرانیهای امنیتی کشورهای منطقه نیز به همین مسئله مربوط میشود.
او توضیح میدهد که گروههای سیاسی و قومی مختلفی که در حال حاضر در ساختار حکومت طالبان حضور ندارند، خواستههای خود را دربارهٔ مشارکت سیاسی به صورت آشکار مطرح کردهاند و این مطالبات پنهانی نیست.
به باور عارفی، بسیاری از این گروههای سیاسی و قومی با کشورهای عضو شانگهای روابط نسبتاً طولانی دارند و در میان این کشورها نیز طرفدارانی دارند. بنابراین طبیعی است که برخی اعضای سازمان نسبت به حذف این گروهها از ساختار سیاسی افغانستان حساس باشند.
او معتقد است که کشورهای عضو شانگهای از وجود یک دولت تکحزبی، تکجناحی یا تکقومی در افغانستان احساس نگرانی میکنند؛ زیرا چنین ساختاری از نگاه آنها میتواند زمینهٔ بیثباتی و ناامنی را افزایش دهد.
عارفی میگوید کشورهای منطقه به دنبال ایجاد دولتی در افغانستان هستند که «کمخطر یا بیخطر» باشد و بتواند نگرانیهای امنیتی آنها را کاهش دهد. از این منظر، دولت فراگیر از نظر شانگهای میتواند یکی از راههای کاهش این نگرانیها باشد.
او تأکید میکند که اگر چنین نگرانیهایی برطرف شود، کشورهای عضو شانگهای نیز آمادگی بیشتری برای گسترش همکاری با افغانستان خواهند داشت.
افغانستان مستقل و بیطرف؛ پیام به قدرتهای خارجی
بخش دیگری از تحلیل عارفی به تأکید بیانیهٔ شانگهای بر «افغانستان مستقل و بیطرف» مربوط است.
او معتقد است این تأکید نشان میدهد که کشورهای منطقه همچنان نگران حضور قدرتهای خارجی در افغانستان هستند؛ نگرانیای که ریشه در چند دههٔ گذشته دارد.
به گفتهٔ عارفی، طی چند دههٔ گذشته قدرتهای بزرگ و کشورهای مختلف در افغانستان دخالت گسترده داشتهاند و حضور استخباراتی قدرتمندی در این کشور ایجاد کردهاند. در برخی مقاطع نیز اختلافات و نزاعهای داخلی تحت تأثیر رقابت قدرتهای خارجی تشدید شده است.
او میگوید هدف برخی از این قدرتها، ایجاد نفوذ در افغانستان و استفاده از ظرفیتهای این کشور برای پیشبرد منافع خود بوده است.
عارفی معتقد است این نگرانی امروز نیز وجود دارد؛ چه در میان کشورهای منطقه و چه در میان کشورهای غربی. نگرانی اصلی این است که افغانستان به سمت یکی از قطبهای قدرت کشیده شود و به عرصهٔ رقابت کشورهای خارجی تبدیل گردد.
از نگاه او، تأکید شانگهای بر استقلال و بیطرفی افغانستان را میتوان پیامی روشن دانست که کشورهای عضو این سازمان با سیاست مداخلهجویانهٔ قدرتهای خارجی در افغانستان موافق نیستند.
او البته تأکید میکند که این پیام فقط متوجه کشورهای خارجی نیست، بلکه حکومت افغانستان نیز باید به استقلال و بیطرفی کشور توجه جدی داشته باشد.
شانگهای نمیخواهد افغانستان را به سمت غرب سوق دهد
دکتر عارفی در ادامه به چرایی عدم تمایل کشورهای عضو شانگهای به اعمال فشار مستقیم بر طالبان اشاره میکند.
او میگوید کشورهای عضو این سازمان تلاش دارند افغانستان را از طریق تشویق، گفتوگو و مذاکره به نوعی همسویی منطقهای برسانند و این کشور را وارد چارچوب همکاریها، ارزشها و تعهدات منطقهای کنند.
به گفتهٔ او، شانگهای در شرایط کنونی علاقهای به اعمال فشار شدید بر طالبان ندارد؛ زیرا هرگونه فشار بیشتر ممکن است وضعیت داخلی افغانستان را وخیمتر کند.
عارفی تأکید میکند که هرچه وضعیت افغانستان بدتر شود، کشورهای همسایه و اعضای شانگهای نیز بیشتر تحت تأثیر قرار خواهند گرفت. بنابراین از نگاه این کشورها، فشار بیشتر لزوماً دستاوردی برای منطقه نخواهد داشت.
او همچنین هشدار میدهد که افزایش فشار ممکن است روابط افغانستان با کشورهای عضو شانگهای را تضعیف کند و در نتیجه راه را برای گرایش بیشتر افغانستان به سمت غرب باز کند.
به گفتهٔ این کارشناس سیاسی، همین نگرانی یکی از دلایلی است که باعث شده سیاست شانگهای تاکنون بیشتر بر تشویق و گفتوگو استوار باشد تا فشار و تقابل.
طالبان نیز به دنبال حفظ روابط با همسایگان است
عارفی در بخش دیگری از سخنان خود به رفتار حکومت طالبان اشاره میکند و میگوید از سوی افغانستان نیز سیاستی دوستانه نسبت به اعضای شانگهای مشاهده میشود.
او میگوید حکومت طالبان همواره تأکید کرده است که خواهان بدتر شدن شرایط نیست و تلاش دارد در منطقه در صلح و امنیت با همسایگان خود زندگی کند.
به گفتهٔ این آگاه مسایل سیاسی، افغانستان در قبال مسائل کشورهای همسایه، اختلافات منطقهای و منازعات میان آنها تلاش کرده موضع منفی نداشته باشد.
او این رویکرد را نوعی تعامل اقتصادی و بیطرفانه یا به تعبیر رسمیتر، «موازنه در تعامل» میداند.
از نگاه عارفی، کشورهای عضو شانگهای نیز این مسئله را درک کردهاند و به همین دلیل بعید است بخواهند شرایط موجود را به هم بزنند یا زمینهٔ ایجاد بیاعتمادی میان افغانستان و اعضای سازمان را فراهم کنند.
او میگوید در چنین شرایطی، هر دو طرف تلاش میکنند روابط خود را حفظ کنند؛ هرچند اختلافنظرهایی دربارهٔ ساختار سیاسی افغانستان و مسائل امنیتی همچنان وجود دارد.
آیا بیانیهٔ شانگهای به اقدام عملی منجر میشود؟
عارفی در پاسخ به این پرسش که آیا موضع اعضای شانگهای صرفاً یک بیانیهٔ سیاسی است یا میتواند به سیاستهای عملی نسبت به افغانستان و طالبان منجر شود، میگوید احتمال بیشتری وجود دارد که این کشورها همچنان از ابزارهای سیاسی استفاده کنند.
به گفتهٔ او، گفتوگو، مذاکره، تشویق و صدور بیانیههای مشترک، مهمترین ابزارهایی هستند که کشورهای عضو برای ایجاد تغییر در رفتار حکومت طالبان به کار خواهند گرفت.
او میافزاید که در شرایط فعلی، نشانهای از تمایل جدی کشورهای عضو برای اتخاذ اقدامات منفی و مستقیم علیه حکومت طالبان دیده نمیشود.
دلیل این رویکرد نیز از نگاه عارفی، روشن است: ساختار کنونی افغانستان شکننده و وضعیت داخلی این کشور آسیبپذیر است. بنابراین اعضای شانگهای علاقه ندارند افغانستان وارد مرحلهای از بیثباتی شدیدتر شود.
او میگوید سیاست این کشورها بیشتر بر کمک به بهبود شرایط داخلی افغانستان از طریق تعامل و مشوقها متمرکز است.
ظرفیت اقتصادی و امنیتی شانگهای برای تأثیرگذاری بر طالبان
با این حال، عارفی معتقد است که سازمان همکاری شانگهای و اعضای آن ظرفیتهایی دارند که در صورت تصمیم مشترک میتوانند از آنها برای تأثیرگذاری بر سیاستهای طالبان استفاده کنند.
او به ظرفیتهای اقتصادی و امنیتی کشورهای عضو اشاره میکند و میگوید این ظرفیتها بالقوه میتوانند ابزار مهمی برای اثرگذاری بر حکومت طالبان باشند؛ اما نکتهٔ مهم این است که تاکنون چنین ظرفیتی به شکل یک سیاست مشترک و سازمانیافته علیه یا در قبال طالبان مورد استفاده قرار نگرفته است.
به گفتهٔ عارفی، کشورهای عضو شانگهای تاکنون عمدتاً به صورت مستقل و بر اساس منافع ملی خود با حکومت طالبان وارد تعامل شدهاند.
کشورهای آسیای مرکزی، هند، ایران، روسیه و چین هرکدام در سطحی که مناسب دانستهاند، روابط اقتصادی، تجاری و در برخی موارد روابط سیاسی غیررسمی با حکومت طالبان برقرار کردهاند.
او تأکید میکند که هنوز نمیتوان گفت این کشورها در قالب یک سیاست واحد سازمان شانگهای با افغانستان تعامل میکنند.
بیانیههای شانگهای؛ تذکر و یادآوری
عارفی میگوید تاکنون مواضع سازمان همکاری شانگهای دربارهٔ افغانستان بیشتر جنبهٔ تذکر، یادآوری و بیان نگرانی داشته است تا اینکه به یک سیاست اجرایی مشترک تبدیل شود.
او معتقد است میان مواضع کشورهای عضو به صورت انفرادی و موضع سازمان به عنوان یک مجموعه باید تفاوت قائل شد.
به گفتهٔ این آگاه امور سیاسی، ممکن است چین، روسیه، ایران، هند یا کشورهای آسیای مرکزی هرکدام سیاست مشخصی در قبال افغانستان داشته باشند، اما این لزوماً به معنای آن نیست که همان سیاست، موضع رسمی و مشترک سازمان همکاری شانگهای باشد؛ بنابراین، از نگاه او، اهمیت بیانیههای شانگهای بیشتر در این است که مجموعهای از نگرانیهای مشترک کشورهای منطقه را بازتاب میدهد. این نگرانیها عمدتاً در حوزههای ثبات سیاسی، دولت فراگیر، امنیت منطقهای، تروریسم، استقلال افغانستان و جلوگیری از نفوذ قدرتهای خارجی متمرکز است.
نگرانی امنیتی؛ مسئلهٔ مشترک چین، ایران، پاکستان و آسیای مرکزی
یکی از مهمترین بخشهای تحلیل دکتر اکرم عارفی به نگرانیهای امنیتی کشورهای عضو شانگهای مربوط میشود.
او میگوید برخی اعضای این سازمان، بهویژه کشورهایی که با افغانستان مرز مشترک دارند، همچنان نسبت به وضعیت امنیتی این کشور نگرانی جدی دارند.
به گفتهٔ او، انتشار بیانیهها و هشدارهای دورهای دربارهٔ حضور گروههای مسلح و تروریستی در افغانستان نشان میدهد که این مسئله همچنان برای کشورهای منطقه اهمیت بالایی دارد.
عارفی معتقد است که چین، کشورهای آسیای مرکزی، پاکستان و ایران و حتی روسیه، هرکدام از زاویهای نسبت به حضور گروههای مسلح در افغانستان حساس هستند.
او میگوید در گذشته برخی گروههای مسلح در افغانستان حضور داشتهاند و همچنان این احتمال مطرح است که برخی از این گروهها در داخل افغانستان حضور داشته باشند.
از نگاه او، مسئله فقط حضور این گروهها نیست؛ بلکه نگرانی اصلی کشورهای منطقه، امکان فعالیت آنها از خاک افغانستان و انتقال ناامنی به کشورهای همسایه است.
طالبان توانسته بخشی از تهدیدات را کنترل کند؛ اما نگرانی باقی است
عارفی در عین حال میگوید حکومت طالبان تا حد زیادی توانسته است گروههای مسلح را کنترل کند و مانع از انجام فعالیتهای بحرانساز و خطرناک علیه کشورهای همسایه شود. با این حال، او معتقد است که گاه تحرکات محدودی مشاهده میشود که برخی گروهها مسئولیت آنها را برعهده گرفتهاند یا تلاش کردهاند از طریق آن پیام ناامنی را به کشورهای منطقه منتقل کنند.
به گفتهٔ او، همین موارد محدود نیز برای کشورهای عضو شانگهای اهمیت دارد؛ زیرا امنیت افغانستان به صورت مستقیم با امنیت منطقه پیوند خورده است.
او تأکید میکند که بر اساس نگرانیهایی که از سوی اعضای شانگهای مطرح میشود، افغانستان همچنان میتواند بستری برای حضور، شکلگیری و تقویت برخی گروههای مسلح خطرناک باشد. بنابراین انتظار کشورهای منطقه از طالبان این است که کنترل بیشتری بر این گروهها اعمال کند و اجازه ندهد خاک افغانستان به محلی برای فعالیت گروههایی تبدیل شود که امنیت منطقه را تهدید میکنند.
پیام نهایی شانگهای به طالبان چیست؟
دکتر اکرم عارفی، کارشناس مسایل سیاسی افغانستان در پایان گفتگو با ایراف میگوید مجموعه مواضع مطرحشده در بیانیهٔ شانگهای نشان میدهد که این سازمان از حکومت طالبان انتظار دارد در سیاستها و ساختار سیاسی خود اصلاحاتی ایجاد کند.
به گفتهٔ او، یکی از این اصلاحات، نحوهٔ تعامل با گروههای مخالف و اپوزیسیون و فراهم کردن زمینهٔ مشارکت گستردهتر گروههای سیاسی و قومی است.
او همچنین معتقد است حکومت طالبان باید در برابر نگرانیهای امنیتی کشورهای منطقه رویکرد فعالتری اتخاذ کند و در تعامل با همسایگان، سیاستی دوستانهتر و مبتنی بر درک متقابل داشته باشد.
از نگاه عارفی، شانگهای در نهایت میخواهد افغانستان وارد یک مسیر جدید از همکاری منطقهای شود؛ مسیری که در آن این کشور نه به یک قدرت خارجی وابسته باشد و نه به کانون ناامنی برای همسایگان تبدیل گردد.
«تعهد دوطرفه»؛ فرمول پیشنهادی شانگهای برای افغانستان
عارفی در پایان، پیام بیانیهٔ شانگهای را نوعی «تعهد دوطرفه» میان افغانستان و کشورهای عضو این سازمان توصیف کرد و گفت: کشورهای عضو شانگهای از یک سو نسبت به استقلال افغانستان، توسعهٔ اقتصادی و افزایش روابط تجاری با این کشور اعلام تعهد میکنند و از سوی دیگر انتظار دارند حکومت کنونی افغانستان نیز نسبت به نگرانیهای امنیتی و سیاسی اعضای سازمان، تعهدات عملی از خود نشان دهد.
به گفتهٔ او، این تعهد متقابل میتواند مبنای همکاریهای آینده میان افغانستان و کشورهای منطقه باشد.
در این چارچوب، دولت فراگیر، استقلال و بیطرفی افغانستان، مقابله با گروههای تروریستی، کاهش نگرانیهای امنیتی همسایگان و گسترش همکاریهای اقتصادی و منطقهای مهمترین محورهایی هستند که در پیام شانگهای به حکومت طالبان دیده میشود.
سازمان همکاری شانگهای با توجه به همسایگی برخی اعضای خود با افغانستان، تحولات سیاسی و امنیتی این کشور را با حساسیت دنبال میکند. پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، موضوعاتی مانند تشکیل دولت فراگیر، مقابله با تروریسم، حفظ استقلال و بیطرفی افغانستان و گسترش همکاریهای منطقهای در دستور کار این سازمان قرار گرفته است.




