به گزارش ایراف، وحید عمر، مشاور رئیسجمهور پیشین افغانستان، در یادداشتی تحلیلی نوشته است که توقف حملات زمینی و هوایی پاکستان علیه افغانستان به معنای پایان رویارویی میان دو طرف نیست و اسلامآباد تنها شیوه تقابل خود را تغییر داده است.
به گفته او، پاکستان پس از ماهها حملات مستقیم، اکنون راهبرد «ایجاد فشار امنیتی در داخل افغانستان» را جایگزین عملیات نظامی کرده است.
او در این تحلیل که در صفحه فیسبوک خود منتشر کرده، توضیح داده است که پاکستان چند ماه پیش به دلیل نداشتن ابزارهای نیابتی مؤثر در برابر نظام طالبان، ناچار به اقدام مستقیم نظامی شد؛ اقدامی که به گفته او در چهار دهه گذشته بیسابقه بود.
عمر میگوید اسلامآباد برای نخستین بار فاقد گروه نیابتی بود که بتواند از طریق آن بر کابل فشار وارد کند و همین خلأ، پاکستان را به سمت حملات مستقیم سوق داد.
توقف حملات؛ نه بهدلیل بهبود روابط
به باور این مقام پیشین، نزدیک به دو ماه است که پاکستان حملات مستقیم خود را متوقف کرده؛ اما این توقف نه ناشی از بهبود روابط طالبان و پاکستان است، نه نتیجه میانجیگری کشورهای منطقه و نه حاصل کاهش تهدیدهای امنیتی در داخل پاکستان.
او تأکید کرده است که بحران امنیتی در پاکستان همچنان رو به گسترش است و دو ایالت بلوچستان و خیبرپختونخوا به کانونهای اصلی ناامنی تبدیل شدهاند.
عمر مینویسد فعالیت گروههای مسلح بلوچ افزایش یافته و تحریک طالبان پاکستان نیز حوزه فعالیت خود را از مناطق قبایلی و خیبرپختونخوا به بخشهایی از شمال بلوچستان گسترش داده است.
راهبرد تازه اسلامآباد؛ سرگرم نگه داشتن طالبان
وحید عمر در تحلیل خود استدلال میکند که پاکستان به این جمعبندی رسیده است که درگیر نگه داشتن طالبان در داخل افغانستان نسبت به جنگ مستقیم، کمهزینهتر و مؤثرتر است.
به گفته او، هدف این راهبرد ایجاد فشار امنیتی بر حاکمان کابل، فراهم کردن فضای فعالیت برای مخالفان طالبان و شکستن «انحصار امنیتی» این گروه است.
او مدعی است که نشانههای این تغییر راهبرد در ماههای اخیر در افغانستان قابل مشاهده بوده؛ از افزایش ناامنیها در شمالشرق کشور، بهویژه بدخشان، تا فعالیت بیشتر گروههای مخالف طالبان، شورش برخی فرماندهان سابق این گروه و افزایش رویدادهای امنیتی در مناطق شمالی.
نقش عوامل داخلی و منطقهای
عمر در عین حال تأکید میکند که همه این تحولات الزاماً تحت هدایت مستقیم پاکستان نیست و عوامل دیگری همچون داعش خراسان، جبهههای مخالف طالبان، اختلافات محلی، حساسیتهای قومی و نارضایتیهای اجتماعی نیز در آن نقش دارند.
با این حال، او معتقد است که اسلامآباد از شبکههای مخالف موجود و آسیبپذیریهای داخلی طالبان بهعنوان ابزار فشار استفاده میکند.
انسجام نسبی طالبان و شکافهای سیاسی
او با اشاره به وضعیت داخلی طالبان مینویسد که این گروه همچنان از انسجام نسبی در ساختار فرماندهی نظامی برخوردار است و نشانهای از انشعاب گسترده دیده نمیشود.
با وجود این، اختلافات سیاسی و دیدگاههای متفاوت میان حلقات مختلف طالبان پابرجاست و فشارهای امنیتی میتواند این شکافها را عمیقتر کند.
وحید عمر «لجاجت رهبری طالبان» را ضعف اصلی این گروه دانسته و هشدار داده است که اتکای بیش از حد طالبان به ابزارهای امنیتی و نظامی برای مدیریت بحرانها، در صورت همراهی مخالفتهای مسلحانه با نارضایتیهای داخلی و حمایتهای خارجی، نمیتواند بقای حکومت را تضمین کند.
پیشبینی افزایش فشارها
او پیشبینی کرده است که در ماههای آینده فشارهای امنیتی بر طالبان افزایش خواهد یافت و نوع و گستره حملات مخالفان این گروه نیز احتمالاً تغییر خواهد کرد.
هدف نهایی پاکستان؛ نه سرنگونی طالبان، بلکه مهار آن
وحید عمر در پایان نتیجهگیری کرده است که هدف نهایی پاکستان سرنگونی نظام طالبان نیست؛ بلکه ایجاد «یک بنبست امنیتی کنترلشده» در افغانستان است؛ وضعیتی که در آن طالبان در قدرت باقی بمانند، اما آنقدر درگیر چالشهای امنیتی داخلی باشند که نتوانند در برابر اسلامآباد سیاستی کاملاً مستقل اتخاذ کنند.




