کرسی خالی افغانستان در نشست شانگهای؛ از فقدان مشروعیت طالبان تا مانعی به نام پاکستان

الکساندر ونت، نظریه‌پرداز برجسته روابط بین‌الملل، در اثر ماندگار خود «نظریه اجتماعی سیاست بین‌الملل» استدلال می‌کند که مشروعیت بین‌المللی یک بازیگر از پذیرش اجتماعی آن توسط سایر بازیگران نظام بین‌الملل حاصل می‌شود، نه از توان نظامی یا اقتصادی‌اش به تنهایی. این مفهوم امروز در معادلات سازمان همکاری شانگهای به‌شکلی بسیار ملموس خود را نشان می‌دهد؛ طالبان که پنج سال است قدرت را در کابل در دست دارد، هنوز نتوانسته آن پذیرش اجتماعی میان اعضای این سازمان را به دست آورد و همین خلأ مشروعیت است که صندلی افغانستان را در مهم‌ترین نشست امنیتی-اقتصادی اوراسیا خالی نگه می‌دارد.

نشست سران سازمان همکاری شانگهای که قرار است اول سپتامبر ۲۰۲۵ در بیشکک قرقیزستان برگزار شود، برای پنجمین سال متوالی بدون حضور نماینده‌ای از کابل تشکیل می‌شود و این غیبت مکرر، پرسش‌های جدی درباره جایگاه افغانستان در معادلات امنیتی و اقتصادی منطقه را بار دیگر به کانون توجه می‌آورد. این یادداشت می‌کوشد ریشه‌های این غیبت، پیچیدگی‌های درونی سازمان در قبال افغانستان، و پیامدهای راهبردی این وضعیت را برای طالبان و همسایگان آن مورد بررسی قرار دهد.

برای درک این وضعیت، باید از یک واقعیت ساختاری آغاز کرد. افغانستان از سال ۲۰۰۵ عضو ناظر سازمان همکاری شانگهای است، اما آخرین حضور رسمی نمایندگان این کشور در نشست‌های سازمان به سال ۲۰۲۰ برمی‌گردد، یعنی پیش از بازگشت طالبان به قدرت. از آن سال به این سو، افغانستان برای پنجمین بار پشت در بسته نشست سران می‌ماند و این غیبت نه تصادفی، بلکه محصول اجماعی ضمنی میان اعضاست که هر یک دلایل متفاوتی برای آن دارند. مسئله‌ای که سازمان را در دعوت از طالبان با بن‌بست روبه‌رو کرده، به‌رسمیت‌شناختن بین‌المللی است که به معضلی چسبنده در میان اعضا تبدیل شده و به‌رغم تمام مذاکرات پشت‌پرده، همچنان بی‌راه‌حل مانده است.

به جز روسیه، هیچ عضو دیگری از سازمان همکاری شانگهای حکومت طالبان را به‌رسمیت نشناخته و همین شکاف، هرگونه دعوت رسمی را به موضوعی پرهزینه از نظر سیاسی تبدیل می‌کند.

بیشتر بخوانید:  تعیین پاداش چندمیلیون دلاری آمریکا؛ افشای اطلاعات رهبران ارشد داعش خراسان کلید خورد

آنچه این معادله را پیچیده‌تر می‌سازد، شکاف درونی میان اعضای سازمان در قبال طالبان است. بر اساس اظهارات ضمیر کابولوف، فرستاده ویژه رئیس‌جمهور روسیه برای افغانستان، مانع اصلی مشارکت طالبان در سازمان، مخالفت صریح یک عضو است که بر اساس گزارش روزنامه ایزوستیا، پاکستان محتمل‌ترین کشور مخالف شناخته می‌شود. این واقعیت از نظر تحلیلی بسیار قابل ‌توجه است؛ پاکستان که سال‌ها از طالبان حمایت کرده و نزدیک‌ترین پیوند راهبردی را با آن داشته، اکنون در چارچوب یک نهاد چندجانبه به یکی از موانع حضور این گروه تبدیل شده است. این چرخش را باید در بستر تشدید حملات تحریک طالبان پاکستان از خاک افغانستان به داخل پاکستان تحلیل کرد؛ اسلام‌آباد که هزینه‌های امنیتی سنگینی از این حملات پرداخته، دیگر آمادگی ندارد بدون تضمین‌های ملموس امنیتی، راه ورود طالبان به نهادهای بین‌المللی را هموار کند. طالبان همچنین در نشست مشورتی سازمان درباره افغانستان که در دوشنبه در یازدهم و دوازدهم سپتامبر ۲۰۲۵ برگزار شد، حضور نداشت و این غیبت مضاعف، عمق انزوای کابل را بیش از پیش آشکار می‌سازد.

در بُعد اقتصادی، پیامدهای این غیبت برای افغانستان بسیار جدی‌تر از آن است که در نگاه اول به نظر می‌رسد. سازمان همکاری شانگهای در سال‌های اخیر به چارچوبی برای هماهنگی پروژه‌های ترانزیتی، انرژی و تجاری در حوزه اوراسیا تبدیل شده که کشورهای عضو از مزایای آن بهره می‌برند. افغانستانی که از این چارچوب بیرون است، از مذاکرات کریدورهای ترانزیتی، پروژه‌های انرژی منطقه‌ای، و مکانیسم‌های تأمین مالی مشترک نیز بیرون می‌ماند.

معاون دبیرکل سازمان تأکید کرده که افغانستان به دلیل موقعیت جغرافیایی‌اش، همسایه طبیعی کشورهای عضو محسوب می‌شود و نقش مهمی در دستور کار امنیتی سازمان دارد، اما این اهمیت جغرافیایی تا زمانی که به پذیرش سیاسی تبدیل نشود، در عمل هیچ منفعت ملموسی برای کابل به همراه نخواهد داشت.
سازمان در تلاش برای خروج از این بن‌بست، تصمیم گرفته وضعیت‌های «ناظر» و «شریک گفتگو» را در قالب وضعیت جدیدی به نام «شریک سازمان» ادغام کند که بر اساس آن، افغانستان و مغولستان می‌توانند در برخی فعالیت‌ها مشارکت داشته باشند، مشروط بر اینکه کشور میزبان دعوت رسمی صادر کند. این راه‌حل ابتکاری در واقع یک معادله دوگانه است که از یک سو امکان تعامل انعطاف‌پذیرتر با طالبان را فراهم می‌کند بدون آنکه مشروعیت رسمی به آن اعطا شود، و از سوی دیگر این اختیار را به کشور میزبان می‌دهد که بر اساس مصلحت خود تصمیم بگیرد.

بیشتر بخوانید:  مجله آتلانتیک: تهدیدهای جدید واشنگتن تلاش برای خروج از باتلاق جنگ است

این رویکرد، انعکاسی از تنگنایی است که اعضای سازمان در آن گرفتار شده‌اند؛ نه می‌توانند طالبان را کاملاً نادیده بگیرند، چون افغانستان در قلب نگرانی‌های امنیتی منطقه قرار دارد، و نه می‌توانند آن را به‌رسمیت بشناسند، چون هزینه‌های سیاسی این اقدام هنوز برای‌شان قابل تحمل نیست.

خالی ماندن کرسی افغانستان در بیشکک پیامی راهبردی روشن به طالبان دارد. اعضای سازمان در نشست تأکید کردند که تشکیل یک دولت فراگیر، نماینده تمام گروه‌های قومی و سیاسی افغانستان، تنها مسیر ممکن به‌سوی صلح و ثبات پایدار است. طالبان که امیدوار بود از طریق دیپلماسی چندجانبه شکاف مشروعیت خود را پر کند، با این غیبت مکرر درمی‌یابد که مسیر به‌رسمیت‌شناختن بین‌المللی از گذرگاه اصلاحات داخلی می‌گذرد، نه از گذرگاه مانور دیپلماتیک.

این وضعیت برای کشورهای همسایه از جمله ایران نیز حامل پیامی جدی است؛ تعامل با افغانستان در چارچوب‌های منطقه‌ای، تا زمانی که معمای مشروعیت طالبان بی‌پاسخ بماند، همچنان در فضایی از ابهام و بی‌قطعیتی ادامه خواهد یافت که هیچ بازیگر منطقه‌ای نمی‌تواند روی آن برنامه‌ریزی بلندمدت داشته باشد.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=135428
اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها