ضیا بدخش، قاضی پیشین دادگاه تجارتی کابل در گفتوگو با ایراف برکناری محمداسماعیل غزنوی، والی طالبان در بدخشان را در چارچوب تغییرات معمول در ساختار حکومت طالبان ارزیابی کرد، اما گفت نارضایتیها از عملکرد او، اختلافات بر سر معادن، تنشهای داخلی در ساختار طالبان و اعتراضهای اخیر مردم از عوامل مؤثر در این جابهجایی بوده است.
یک جابهجایی معمول یا واکنش به نارضایتیها؟
ضیا بدخش درباره دلایل برکناری محمداسماعیل غزنوی گفت تغییر و تبدیل مقامهای دولتی در افغانستان موضوع تازهای نیست و در دورههای مختلف سیاسی این کشور نیز سابقه داشته است.
او توضیح داد که در ساختار حکومت طالبان نیز میزان اعتماد مقامهای ارشد این گروه به افرادی که در سمتهای مختلف منصوب میشوند، میتواند موجب تغییر جایگاه یا انتقال آنها از یک ولایت به ولایت دیگر شود.
با این حال، به گفته بدخش، درباره غزنوی موضوع تنها به یک جابهجایی معمول اداری محدود نمیشود و در بدخشان نارضایتیهایی از عملکرد او شکل گرفته بود.
او یکی از محورهای این نارضایتیها را مسائل مرتبط با معادن بدخشان و نحوه مدیریت و دخالت والی در این حوزه دانست و گفت در کنار مسائل معدنی، مجموعهای از تنشهای داخلی نیز میان غزنوی و برخی چهرههای بانفوذ طالبان در بدخشان وجود داشته است.
معادن بدخشان و اختلاف میان چهرههای طالبان
بدخش با اشاره به اختلافات موجود میان غزنوی و امانالدین منصور، که او از وی بهعنوان یکی از چهرههای قدرتمند بدخشان در ساختار طالبان یاد کرد، گفت این اختلافات در مقطعی شدت گرفته بود.
به گفته او، موضوع زمانی پیچیدهتر شد که رئیس اطلاعات و فرهنگ بدخشان، که خواهرزاده امانالدین بوده، «از سوی استخبارات طالبان» در بدخشان ترور شد. بدخش این رویداد را یکی از زمینههای شکلگیری و تشدید تنش میان برخی جریانهای داخلی طالبان در این ولایت عنوان کرد.
او معتقد است مجموعه این اختلافات، در کنار نارضایتیهای عمومی از عملکرد والی، میتواند در تصمیم طالبان برای تغییر غزنوی مؤثر بوده باشد.
بدخش همچنین به تحولات اخیر در شهرستانهای درواز اشاره کرد و گفت اعتراضها و نارضایتیهای شکلگرفته در این مناطق نیز نشاندهنده افزایش فاصله میان بخشی از مردم بدخشان و ساختار حاکم طالبان بوده است.
نارضایتی از رویکرد قومی و مسئله زبان فارسی
قاضی پیشین دادگاه تجاری کابل، یکی دیگر از عوامل نارضایتی در بدخشان را نوع برخورد غزنوی و برخی مسئولان منصوبشده از سوی طالبان با ویژگیهای قومی و فرهنگی مردم این ولایت دانست.
او گفت بخشی از مردم بدخشان معتقدند افرادی که از خارج از این ولایت و بهویژه از میان پشتونها به بدخشان فرستاده میشوند، شناخت کافی از فرهنگ بومی، زبان، ساختار اجتماعی و ویژگیهای مردم این منطقه ندارند.
به گفته بدخش، مسئله صرفاً قومیت فرد منصوبشده نیست، بلکه مهم آن است که مقام مسئول بتواند با مردم منطقه ارتباط برقرار کند و با زبان و فرهنگ آنان آشنا باشد.
او در این زمینه تأکید کرد: «بدخشانیان میخواهند حداقل استانداردی داشته باشند که والی و مسئولان، زبان و فرهنگ و محیط بومی آنان را بشناسند و به آن احترام بگذارند.»
بدخش همچنین مسئله زبان فارسی را یکی از چالشهای جدی در ساختار اداری بدخشان دانست و گفت زبان اداری و رایج مردم این ولایت فارسی است، اما برخی مسئولان طالبان که در بدخشان منصوب شدهاند، اشراف کافی بر این زبان ندارند.
او افزود که حتی مکاتبات رسمی و اداری در برخی موارد به زبان پشتو انجام میشود؛ در حالی که به گفته او، بسیاری از مردم بدخشان نه تنها به زبان پشتو صحبت نمیکنند، بلکه توانایی درک مکاتبات اداری به این زبان را نیز ندارند.
از نگاه بدخش، چنین وضعیتی به جای کاهش مشکلات مردم، روند مراجعه آنان به ساختار اداری را دشوارتر کرده و فاصله میان جامعه و حکومت را افزایش میدهد.
آیا رحمتالله نجیب میتواند شرایط را تغییر دهد؟
با برکناری غزنوی، رحمتالله نجیب، معاون وزارت داخله طالبان، بهعنوان والی جدید بدخشان معرفی شده است.
بدخش درباره چرایی این انتخاب گفت ممکن است جایگاه رحمتالله نجیب در وزارت داخله و تجربه او در سطوح بالاتر اداری، از دلایل این انتصاب باشد.
او احتمال داد که نجیب به دلیل موقعیت خود در وزارت داخله و ارتباط با ساختارهای مختلف حکومتی، تجربه بیشتری در تعامل با مقامها و مردم داشته باشد و طالبان نیز بر همین اساس او را برای اداره بدخشان انتخاب کرده باشد.
با این حال، بدخش در پاسخ به این پرسش که آیا والی جدید میتواند اختلافات موجود را سامان دهد، تأکید کرد که تغییر یک فرد، بهتنهایی نمیتواند مشکلات بنیادی بدخشان را حل کند.
او گفت: «من فکر نمیکنم که با تغییر و تبدیل هر چهره، معضل و مشکل مردم بدخشان حل شود.»
به گفته وی، مشکلات مردم این ولایت و افغانستان در سطحی عمیقتر از تغییر مقامهای دولتی قرار دارد و برای حل آنها نیاز به تغییر در سیاستها و رویکردهای کلان وجود دارد.
مطالبات زنان
بدخش در ادامه، مسئله زنان و دختران را از مهمترین مشکلات بنیادی جامعه افغانستان دانست.
او محرومیت دختران از رفتن به مدرسه و محدود شدن جایگاه و نقش زنان در جامعه را از جمله مسائل اساسی دانست که با تغییر والی یا تغییر چند مقام دولتی برطرف نمیشود.
او گفت ممکن است طالبان در کوتاهمدت، برای یک یا دو ماه، اقداماتی محدود برای کاهش نارضایتیها انجام دهند، اما چنین اقداماتی نمیتواند به معنای حل ریشهای مشکلات مردم باشد.
از نگاه این کارشناس، مسئله اصلی این است که مطالبات اجتماعی مردم افغانستان همچنان پابرجاست و تغییرات اداری، بدون تغییر در سیاستهای بنیادی حکومت طالبان، نمیتواند به این مطالبات پاسخ دهد.
چرا بدخشان برای طالبان اهمیت دارد؟
ضیا بدخش اهمیت بدخشان برای طالبان را تا حد زیادی ناشی از موقعیت جغرافیایی و راهبردی این ولایت دانست.
به گفته او، بدخشان از ولایتهای بزرگ افغانستان است و با سه کشور پاکستان، چین و تاجیکستان مرز دارد. همین موقعیت جغرافیایی، در کنار ویژگیهای اجتماعی و سیاسی مردم این ولایت، باعث شده است که بدخشان برای طالبان اهمیت ویژهای داشته باشد.
بدخش معتقد است اگر بدخشان به هر شکلی از کنترل طالبان خارج شود، این اتفاق میتواند تنها به یک تحول محلی محدود نماند و چالش گستردهای را برای طالبان در سایر ولایتهای شمال افغانستان ایجاد کند.
او گفت طالبان با توجه به امکاناتی که در اختیار دارد، توانایی مدیریت یک بحران گسترده در شمال افغانستان را به آسانی نخواهد داشت و به همین دلیل هرگونه تحرک اعتراضی در بدخشان را با حساسیت دنبال میکند.
به گفته او، طالبان تلاش میکند هر اعتراض یا حرکت مخالفی را در همان مراحل ابتدایی کنترل کند تا به یک حرکت گسترده و سازمانیافته تبدیل نشود.
بدخشان؛ نقطهای حساس برای مخالفان طالبان
بدخش در ادامه به سابقه تاریخی بدخشان در تحولات سیاسی افغانستان اشاره کرد و گفت این ولایت از گذشته یکی از خاستگاههای جریانهای مخالف طالبان بوده است.
او به جمعیت اسلامی افغانستان و نقش برهانالدین ربانی اشاره کرد و گفت بدخشان در تحولات سیاسی افغانستان و شکلگیری جریانهای مخالف حکومتهای وقت، جایگاه مهمی داشته است.
به گفته او، سابقه اعتراض به تبعیض، مطالبه عدالت اجتماعی و طرح خواستههای سیاسی و اجتماعی در بدخشان طولانی است و این ویژگی را نمیتوان صرفاً با تغییر چند مقام دولتی یا برخورد امنیتی از میان برد.
او معتقد است آگاهی اجتماعی موجود در میان مردم بدخشان باعث شده است مطالبات عدالتخواهانه در این ولایت ریشهدار باشد.
آینده بدخشان؛ اعتراضها خاموش میشوند؟
قاضی پیشین دادگاه تجارتی کابل در ارزیابی خود از آینده بدخشان گفت سرکوب اعتراضها لزوماً به معنای پایان نارضایتیها نیست.
او تأکید کرد که اگر طالبان در یک نقطه بتواند صدای اعتراض را خاموش کند، احتمال دارد صدای دیگری از نقطهای دیگر بلند شود.
بدخش این وضعیت را به جریان رودخانههایی تشبیه کرد که از درههای بدخشان به سمت رود آمو جریان دارند و گفت مطالبات مردم این ولایت نیز به شکلهای مختلف ادامه پیدا خواهد کرد.
او گفت: «فکر نمیکنم طالبان بتوانند این صداها را خاموش کنند. اگر صدایی در یک جا خاموش شود، صداهای دیگری از جای دیگر بلند میشود.»
به گفته بدخش، آینده بدخشان با «بیداری و بیدارگری» مردم و ادامه ایستادگی آنان در اشکال و چهرههای مختلف رقم خواهد خورد.
او در پایان تأکید کرد که مطالباتی همچون عدالتخواهی، آزادی، ارزشهای انسانی و کرامت بشری و بهویژه حق آموزش زنان همچنان در میان مردم بدخشان مطرح خواهد بود و این خواستهها به آسانی از میان نخواهد رفت.
بدخشان در شمالشرق افغانستان و در مجاورت تاجیکستان، چین و پاکستان قرار دارد و به دلیل موقعیت جغرافیایی، مرزی و معدنی، یکی از ولایتهای مهم این کشور محسوب میشود. این ولایت همچنین از مناطق دارای سابقه طولانی در تحولات سیاسی افغانستان و فعالیت جریانهای مخالف حکومتهای مرکزی بوده است.
در دوره حاکمیت طالبان نیز بدخشان با اعتراضها و نارضایتیهای محلی روبهرو بوده و موضوع مدیریت منابع معدنی و نحوه برخورد مسئولان با مردم از مسائل مورد بحث در این ولایت بوده است. برکناری محمداسماعیل غزنوی و انتصاب رحمتالله نجیب در شرایطی صورت گرفته که طالبان تلاش دارد کنترل خود بر مناطق مختلف افغانستان را حفظ کند؛ با این حال، اظهارات ضیا بدخش نشان میدهد که چالشهای بدخشان فراتر از تغییر یک والی است و به مجموعهای از مطالبات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مردم این ولایت بازمیگردد.




