به گزارش ایراف، گزارش موسسه هوور که بر اساس مصاحبههای پروژه تاریخ شفاهی افغانستان تهیه شده، روایت سه مقام ارشد حکومت پیشین ـ هیبتالله علیزی، سمیع سادات و حمدالله محب ـ را کنار هم قرار داده و تصویری تازه از روز ۲۴ مرداد ۱۴۰۰ ارائه میدهد؛ روزی که اشرف غنی کابل را ترک کرد و ساختار فرماندهی کشور فرو ریخت.
براساس این روایت، هیبتالله علیزی، رئیس ارتش، حوالی بعدازظهر از طریق یکی از دستیارانش مطلع شد که رئیسجمهور فرار کرده است.
او میگوید نخستین واکنشش این بود که ارتش میتواند حکومت نظامی اعلام کند و کنترل اوضاع را به دست بگیرد.
در همان زمان، اسدالله خالد از دبی با سمیع سادات تماس گرفت و خبر خروج غنی را داد.
سادات که تنها چهار روز پیش مسئولیت امنیت کابل را گرفته بود و پس از ماهها جنگ در هلمند زخمی به پایتخت آمده بود، میگوید شنیدن این خبر برایش «مثل حرکت زمین زیر پا» بود.
او به قرارگاه برگشت، حکومت نظامی اعلام کرد و به گفته خودش، اجازه حملات هوایی علیه طالبانِ در حال ورود به کابل را صادر کرد؛ اختیاری که تا آن زمان در صلاحیت رئیسجمهور بود.
درخواست کمک از آمریکا؛ پاسخ سرد و تعیینکننده
علیزی و سادات سپس جداگانه به قرارگاه نیروهای ائتلاف رفتند تا از دریا سالار پیتر وازلی، فرمانده ارشد آمریکایی، کمک بخواهند.
روایت هر دو از پاسخ فرمانده امریکایی تقریباً یکسان است: «رئیسجمهور و حکومت دیگر وجود ندارند؛ برای چه کسی میخواهید بجنگید؟»
سادات نیز نقل کرده که فرمانده آمریکایی به او گفته است: «من از شما دستور نمیگیرم… شما دیگر حکومت ندارید، بنابراین نمیتوانم به شما کمک کنم.»
این بخش از گزارش، نقش تعیینکننده عدمحمایت آمریکا را برجسته میکند؛ لحظهای که دو فرمانده ارتش افغانستان در اوج فروپاشی ساختار سیاسی، انتظار داشتند متحد دیرینهشان حداقل پشتیبانی عملیاتی ارائه کند، اما با در بسته روبهرو شدند.
علیزی میگوید هنگام خروج از قرارگاه، فرمانده آمریکایی از پشت سر به او توصیه کرد «بیدلیل کشته نشود.»
فروپاشی نیروی هوایی و تصمیمهای آخرین لحظه
سادات پس از این دیدار با فرمانده نیروی هوایی تماس گرفت تا بمبافکنها برای عملیات آماده شوند، اما پاسخ شنید که بخش بزرگی از هواپیماها پیشتر به ازبکستان و تاجیکستان منتقل شده و فرماندهی نیروی هوایی عملاً از هم پاشیده است.
علیزی قصد داشت به خط مقدم دارالامان برود و در برابر دوربین حکومت نظامی اعلام کند، اما سادات که پشت فرمان نشسته بود، بهجای دارالامان مسیر فرودگاه کابل را در پیش گرفت؛ جایی که یک هواپیمای C-17 برای خروج آماده بود.
علیزی به دیگران گفت میتوانند بروند، اما خودش نمیرود: «تا آخرین دقیقه میجنگم؛ حتی اگر فقط یک ساعت باقی مانده باشد.»
با وجود فروپاشی خطوط دفاعی، علیزی آن روز کابل را ترک نکرد.
بسمالله محمدی و یک ژنرال دیگر سوار هواپیمای خروج شدند، اما علیزی ترجیح داد بماند و گفت اگر قرار است کشته شود، «طالبان در میدان هوایی(فرودگاه) او را بکشند.»
او همان شب با یک هواپیمای C-130 به قندهار رفت، ۱۲۵ سرباز باقیمانده را به کابل منتقل کرد و تا شب ۳ شهریور در فرودگاه ماند؛ صدها کماندو را تجهیز کرد و دو بار نیز تلاش کرد خود را به پنجشیر برساند.
دو مسیر متفاوت پس از سقوط کابل
سادات نیز چهار روز پس از سقوط کابل در پایتخت ماند و تلاش کرد نیروهایش را به محل امن منتقل کند.
او قصد داشت به هلمند برگردد و جنگ را ادامه دهد، اما نیروهای آمریکایی از دادن سوخت به هواپیمایی که قرار بود او را منتقل کند خودداری کردند؛ زیرا میدانستند قصد او ادامه جنگ است. سادات سرانجام برای درمان به انگلیس رفت.
پنج سال بعد، سمیع سادات بار دیگر با یونیفورم ارتش پیشین و زیر بیرق سهرنگ جمهوری ظاهر شده و «جبهه متحد افغانستان» به رهبری او از آغاز عملیات نظامی علیه طالبان خبر داده است؛ عملیاتی که بهگفته این جبهه، چند حمله در قندهار را نیز شامل میشود.
سادات میگوید مسیر گفتوگو با طالبان پایان یافته و اکنون «زمان نبرد» است.
در مقابل، ژنرال هیبتالله علیزی اکنون در آمریکا زندگی میکند و طی پنج سال گذشته دستکم بهصورت علنی وارد اقدام نظامی یا تشکیلاتی علیه طالبان نشده است.
آرشیوی که روایت سقوط را کاملتر میکند
موسسه هوور میگوید آرشیو تاریخ شفاهی افغانستان بیش از ۴۵۰ ساعت مصاحبه دارد؛ گفتوگوهایی که بین سالهای ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴ با مقامها، نظامیان، دیپلماتها، آموزگاران، قضات، خبرنگاران و دانشجویانی انجام شده که جمهوری افغانستان را از نزدیک تجربه کرده و سقوط آن را دیدهاند.




