به گزارش ایراف، تداوم چالشها و بحران شدید آبی در سیستان و بلوچستان—که بخش عمدهای از آن حاصل عدم رهاسازی حقابه هیرمند و خشکیدن چاهنیمهها در شمال این استان است—مسئولان را به سمت بازطراحی زیرساختها و اجرای پروژههای جایگزین در حوزه مدیریت منابع آب سوق داده است.
انسداد توسعه شهری زاهدان و مدیریت پساب زابل
فرهاد سرگلزایی، مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب سیستان و بلوچستان، یکشنبه (25، مرداد) در نشست خبری با اصحاب رسانه، با اشاره به محدودیتهای شدید منابع آبی در مرکز این استان گفت: «شهر زاهدان ظرفیت توسعه ندارد و حجم فعلی آب پاسخگوی جمعیت موجود نیست؛ بر همین اساس ما تعهدی برای تأمین آب مناطق جدید از جمله منطقه ۱۴ زیباشهر ندادهایم.»
وی با اشاره به وضعیت حوزه شمال استان و فاضلاب زابل افزود: «ارتقای تصفیهخانه فاضلاب زابل از ظرفیت ۲۱ هزار به ۳۲ هزار متر مکعب در شبانهروز در دست پیگیری است تا پساب تولیدی برای مسائل زیستمحیطی، فضای سبز و صنایع منطقهای نظیر معدن مس جانجا استفاده شود.»
جایگزینی آبشیرینکنهای گرانقیمت با ظرفیت سدهای کهیر و زیردان
مدیرعامل آبفای استان در تشریح منطق استمرار پروژههای شیرینسازی آب در ساحل چابهار و چرایی عدم اتکای فوری به سدها اظهار داشت: «در حال حاضر شهر چابهار با نوبتبندی آب مواجه است و منابع موجود پاسخگوی تقاضا نیست. به همین منظور و پیرو دستور رئیسجمهور شهید، ظرفیت آبشیرینکن چابهار ۲۰ هزار متر مکعب افزایش یافت تا در گام اول، پایداری شبکه تامین و نوبتبندی آب برطرف شود.»
سرگلزایی با تاکید بر اینکه آب دریا به دلیل هزینههای بالای فرآیند شیرینسازی بسیار گران است، درباره برنامه بلندمدت استان گفت: «هدفگذاری ما این است که تا پایان سال ۱۴۱۵، با تکمیل خطوط انتقال و شبکههای پاییندست، تامین آب شرب و بهداشت شهرهای چابهار و کنارک به طور کامل از سد کهیر و در صورت نیاز سد زیردان انجام شود. با اتمام قراردادهای سرمایهگذاری شیرینسازی، به تدریج اتکا به آبشیرینکنها کاهش یافته و تامین آب به منابع سدها منتقل میشود.»
اختصاص اعتبار ۲ همتی برای آبرسانی به ۲۱۳ روستای پاییندست سد پیشین
سرگلزایی همچنین از اجرای ۳ پروژه کلان آبرسانی با اعتبار ۲۰۰۰ میلیارد تومان (۲ همت) در جنوب این استان خبر داد و گفت: «این پروژهها شامل احداث ۵۴ کیلومتر خط انتقال از سد پیشین تا بند شیرگواز است که با تکمیل آنها، زمینه تامین آب شرب و پایدار ۲۱۳ روستا با جمعیت ۱۱۳ هزار نفر فراهم میشود و وابستگی منطقه به آبرسانی موقت و سیار خاتمه مییابد.»
با وجود این پروژههای زیرساختی در جنوب، کارشناسان تاکید میکنند که توسعه سدها و آبرسانی در سواحل مکران نمیتواند جایگزین شریان حیاتی هیرمند در شمال این استان باشد و دستیابی به پایداری کامل زیستمحیطی در کلانشهر زاهدان و دشت سیستان، همچنان مستلزم استیفای حقوق آبی ایران از سوی افغانستان است.
ضرورت دیپلماسی قاطعانه در برابر خلف وعده طالبان و سدسازیهای مرزی
با وجود اجرای پروژههای مهار آب و آبرسانی در جنوب این استان، تحلیلگران حوزه دیپلماسی آب تاکید میکنند که گره اصلی بحران زیستمحیطی و انسداد توسعه در شمال سیستان و بلوچستان و کلانشهر زاهدان، بدون رفع موانع هیدرولوژیک در مرزهای شرقی گشوده نخواهد شد.
بررسیهای فنی نشان میدهد که ادعاهای مکرر مقامات طالبان مبنی بر «خشکسالی و کمبود آب در پشت سد کجکی» با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد.
تصاویر ماهوارهای ثبتشده در سالهای اخیر اثبات کرده که حکومت طالبان حتی در زمان طغیانهای فصلی، با انحراف مصنوعی آب از طریق سد کمالخان به سمت گودزره، مانع از ورود جریان طبیعی هیرمند به چاهنیمههای سیستان شده است. تداوم عملیات احداث و تکمیل «سد بخشآباد» روی رودخانه فراه نیز نشاندهنده استراتژی مهار کامل منابع آبی در حوزه غرب افغانستان است.
اگرچه دستگاه دیپلماسی و فنی ایران اقداماتی نظیر اعزام تیمهای بازرسی به ایستگاه دهراوود براساس معاهده ۱۳۵۱، گفتگوهای فشرده با امیرخان متقی و تسریع در اجرای خطوط اضطراری را در دستور کار قرار داده، اما کارشناسان معتقدند حل ریشهای این بحران نیازمند اتخاذ یک «دیپلماسی ابزارگرا و همهجانبه» است.
در همین راستا، الزام کابل به پایبندی به حقوق آبی ایران مستلزم اقدامات فوری زیر است:
مشروطسازی و اهرمسازی تبادلات: گره زدن امتیازات ترانزیتی، تسهیلات مرزی در گذرگاههای میلک و دوغارون، و صادرات انرژی به تمکین عملی طرف افغان در رهاسازی حقابه.
پیگیری حقوقی در ابعاد بینالمللی: فعالسازی مکانیسمهای حکمیت معاهده ۱۳۵۱ و شکایت در نهادهای زیستمحیطی سازمان ملل (مانند UNEP) به دلیل فاجعه زیستمحیطی خشکانده شدن تالاب بینالمللی هامون.
دیپلماسی ریزگردها: اجماعسازی منطقهای با تاکید بر اینکه پیامدهای مخرب ریزگردها و طوفانهای شن حاصل از خشکیدن هیرمند، دامنگیر ولایتهای نیمروز و فراه در خود افغانستان نیز خواهد شد.
شتاببخشی به طرحهای جایگزین: تکمیل خطوط انتقال آب از دریای عمان و توسعه چاههای ژرف تا سلب امکان استفاده ابزاری طالبان از اهرم آب در مناسبات دوجانبه.






