به گزارش ایراف، وحید عمر، مشاور ارشد اشرفغنی، در یادداشتی با عنوان «آخرین مجلس رهبران سیاسی افغانستان در ارگ» به شرح نشست روز ۱۴ آگست ۲۰۲۱ در ارگ ریاستجمهوری پرداخته است؛ نشستی که تنها یک روز پیش از سقوط حکومت جمهوریت برگزار شده بود.
وی در این یادداشت نوشته است که قرار بود این نشست ساعت ۲:۳۰ بعدازظهر برگزار شود، اما در زمان تعیینشده تنها اکرم خپلواک، مسئول هماهنگی جلسه، در قصر چهارچنار حضور داشت و دیگر رهبران سیاسی در سپیدار در حال برگزاری جلسه دیگری بودند.
به گفته او، حدود یک ساعت بعد شماری از رهبران سیاسی و جهادی از جمله حامد کرزی، عبدالله عبدالله، فضلالهادی مسلمیار، یونس قانونی، محمدکریم خلیلی، محمد محقق و باتور دوستم وارد ارگ شدند. حنیف اتمر، وزیر خارجه وقت افغانستان، نیز آنان را همراهی میکرد و میررحمان رحمانی، رییس مجلس نمایندگان، با کمی تأخیر به نشست رسید. به نوشته عمر، برای عبدالرب رسول سیاف نیز کرسی در نظر گرفته شده بود، اما او در جلسه حاضر نشد.
او فضای نشست را «پرتنش» توصیف کرده و نوشته است که چهرههای حاضر عبوس و پریشان بودند و کسی نمیخندید. اشاره عمر به وضعیت روزهایی است که ولایتهای افغانستان یکی پس از دیگری، بدون درگیری و مقاومت به طالبان واگذار میشد.
تغییر موضع رهبران؛ از مقاومت تا جلوگیری از خونریزی
به روایت وحید عمر، پس از تلاوت قرآن، اشرف غنی برخلاف معمول سخنان طولانی نداشت و از عبدالله عبدالله خواست صحبتهای حاضران را بشنود.
عمر میگوید حامد کرزی در این نشست با لحنی عاطفی درباره نگرانی خود از احتمال جنگ و خونریزی در کابل صحبت کرد و با اشاره به حضور خانوادهاش در پایتخت گفت نمیخواهد فرزندان خود را از افغانستان خارج کند و از درد و رنج خانوادههای مردم بیخبر بماند.
به نوشته او، کرزی در ادامه بر ضرورت جلوگیری از خونریزی و ویرانی کابل تأکید کرد.
پس از کرزی، عبدالله عبدالله، کریم خلیلی، محمد محقق و یونس قانونی نیز صحبت کردند و محور سخنان آنان، به گفته عمر، جلوگیری از جنگ و خونریزی در کابل بود.
وحید عمر این تغییر موضع را قابل توجه دانسته و نوشته است که تنها یک روز پیش از آن، در نشست امنیتی ارگ، بحث اصلی بر «مقاومت، ایستادگی و دفاع از کابل» متمرکز بود؛ اما در نشست روز شنبه، دیگر کسی از مقاومت سخن نمیگفت.
او این تغییر را زمانی مهمتر میداند که به گفته وی، رهبران جهادی در هفتههای پیش از سقوط کابل از تواناییهای خود برای دفاع از مناطق مختلف افغانستان سخن گفته و از حکومت برای خیزشهای مردمی و تشکلهای امنیتی، اسلحه، مهمات و امکانات درخواست کرده بودند.
پیشنهاد اعزام هیأت به قطر
به روایت عمر، اشرف غنی پس از شنیدن سخنان رهبران سیاسی گفت با پیشنهادهای آنان موافق است و دستور داد هیأتی باصلاحیت تشکیل شود تا روز بعد به قطر برود و با طالبان درباره «تصمیم نهایی» گفتوگو کند.
او نوشته است که غنی پس از این سخنان، با عجله نشست را ترک کرد. به این شکل، آخرین مجلس رهبران سیاسی افغانستان با رییسجمهور غنی کمتر از نیم ساعت دوام داشت.
اختلاف بر سر سفر به اسلامآباد
در جریان نشست، یونس قانونی نیز موضوع دعوت خود و شماری دیگر از رهبران سیاسی به اسلامآباد را مطرح کرد و از غنی اجازه خواست تا آنان روز بعد به پاکستان سفر کنند.
به نوشته عمر، غنی با این درخواست مخالفت کرد و گفت زمان مناسبی برای رفتن رهبران سیاسی افغانستان به پاکستان نیست و چنین سفری در آن مقطع «پیام خوبی» نخواهد داشت.
عمر میگوید پس از پایان نشست، قانونی در بیرون تالار از مخالفت غنی ناراحت بود و به او گفت که به دلیل احترام در جلسه سکوت کرده است؛ در غیر این صورت، برای رفتن به اسلامآباد به اجازه کسی نیاز ندارد.
پیام اصلی رهبران چه بود؟
وحید عمر در ادامه روایت خود مینویسد که پس از پایان نشست، عبدالله عبدالله، کریم خلیلی، حنیف اتمر و اکرم خپلواک در برابر قصر چهارچنار با یکدیگر گفتوگو میکردند.
به گفته او، حنیف اتمر معتقد بود پیامی که قرار بود به اشرف غنی منتقل شود، «در لفافه» بیان شده و به اندازه کافی روشن نبوده است.
عمر مینویسد برداشت عبدالله و اتمر این بود که غنی پیام اصلی رهبران سیاسی را بهدرستی دریافت نکرده است؛ زیرا موضوع تنها توقف جنگ در کابل یا اعزام هیأت به قطر نبود، بلکه به باور آنان، غنی باید از قدرت کنار میرفت تا زمینه انتقال فوری قدرت فراهم شود.
به روایت عمر، اتمر پیشنهاد کرد که او و عبدالله بار دیگر با غنی دیدار کنند و این موضوع را بهصورت روشن مطرح کنند تا هیچ ابهامی باقی نماند.
عمر میگوید او و اکرم خپلواک برای رساندن این پیام به غنی به سمت حرمسرا رفتند و در نهایت خپلواک بهتنهایی نزد رییسجمهور رفت، اما پس از بازگشت خبر داد که غنی حاضر نشده است عبدالله و اتمر را ببیند.
محاسبهای که یک روز بعد تغییر کرد
وحید عمر در بخش پایانی روایت خود میگوید برداشتش در آن روز این بوده که تقریباً تمام چهرههای سیاسی مهم داخل و خارج حکومت به این نتیجه رسیده بودند که اشرف غنی باید از صحنه کنار برود.
به نوشته او، محاسبه این رهبران این بود که مشکل اصلی طالبان با غنی است و در صورت کنار رفتن او، طالبان ممکن است با دیگر رهبران سیاسی به توافق برسند و زمینه تشکیل یک حکومت مشارکتی فراهم شود.
عمر همچنین مدعی شده است که طالبان پیش از آن، پیامهایی با چنین مضمونی به شماری از رهبران سیاسی افغانستان فرستاده بودند.
با این حال، او در پایان روایت خود یک پرسش اساسی را مطرح میکند: اگر طالبان بدون مقاومت جدی تا دروازههای کابل رسیده بودند و میدانستند در داخل پایتخت نیز اراده جدی برای جنگ وجود ندارد، چرا باید قدرت را با دیگران تقسیم میکردند؟
او میپرسد اگر طالبان میتوانستند تمام قدرت را با زور تصاحب کنند، چه عاملی آنان را مجبور میکرد که روز بعد در قطر درباره تقسیم قدرت با دیگر رهبران افغانستان مذاکره کنند؟
این روایت در حالی منتشر شده است که پنج سال از سقوط جمهوریت و بازگشت طالبان به قدرت میگذرد. پس از آن جلسه، اشرفغنی به همراه خانواده و چند تن دیگر افغانستان را ترک کرد و در حالیکه مقامهای سیاسی از فرار او بیاطلاع بودند، طالبان وارد شهر کابل شدند. بدین ترتیب، افغانستان بار دیگر شاهد سقوط دو دهه حکومت جمهوری و ظهور دوباره طالبان بود.








